سهراب شاید چیزهای زیادی نمیدونست ولی این رو خوب میدونست که باید "جای مردان سیاست بنشانید درخت، تا هوا تازه شود".
خونه'
Farzad MotlaQ & Naaji – Shayad
شاید یه گناهی کردیم یادمون نمیاد وقتی تا میکنه دنیا اینطوری باهامون.
زندگی خیلی سخته. خیلی مهمه به دیگرانی که دوستتدارن و خوبت رو میخوان اجازه بدی بخشی ازش رو برات آسونتر کنن. آدمی به آدم زندهاست.من به تو زندهام.
خونه'
شاملو – لبانت به ظرافت شعر
هرگز کسی اینگونه فجیع به کشتنِ خود برنخواست که من به زندگی نشستهام.
یادم نمیاد وقتی بچه بودم حسم به تابستون چطور بود. الان اما تابستون که میاد، کل مدت منتظر رفتنشم. شده مثل یه آدم سمی اجباری. میاد میشینه و توی صورتت خیره میشه. باید به زور نگاهش کنی و بهش لبخند بزنی تا بگذره. اتفاقها ولی همیشه سوار باد پاییز میشن. توی زمستون با برف و بارون روی زمین میشینن. چهرهی دنیا هیچوقت انگار توی تابستون دگرگون نشده باشه. کار همیشه کار پاییزه.
اون کودک سرخوش درونت رو وقتی از دست دادی، دادی. فقط تا از دستش ندادی وقت مراقبت ازش رو داری.
شور و اشتیاق من از شروع پاییز وصف ناپذیره. بعد از مدتها انگار داره برق به چشمهام میده.
ما؟ حق با توعه، ما کتابهای زیادی نخوندیم، ما تجربه کردیم. ما انقدر تجربه کردیم و چیزهایی رو تجربه کردیم که چیزی شبیهش دیگه توی هیچ کتابی دیده نمیشه.
اگه تو داری براش میگی که چیکار بکنه و چیکار نه، این دیگه کار اون برای تو نیست، کار خودت برای خودته.