In praise of modesty
A fundamental part of the good life is not being too full of yourself. In fact, there's an inverse correlation: the less you stand upon your ego, the better your life will be.
#The_art_of_the_good_life
#Rolf_Dobelli
#book
@doosdashtania
A fundamental part of the good life is not being too full of yourself. In fact, there's an inverse correlation: the less you stand upon your ego, the better your life will be.
#The_art_of_the_good_life
#Rolf_Dobelli
#book
@doosdashtania
❤1
Inner success
True success is inner success.
How can we achieve inner success? By focusing exclusively on the things we can influence and resolutely blocking out everything else.
#The_art_of_the_good_life
#Rolf_Dobelli
#book
@doosdashtania
True success is inner success.
How can we achieve inner success? By focusing exclusively on the things we can influence and resolutely blocking out everything else.
#The_art_of_the_good_life
#Rolf_Dobelli
#book
@doosdashtania
❤1
مرداب
ای خوشا آمدن از سنگ برون!
سرِ خود را به سرِ سنگ زدن!
گر بود دشت، گذشتن هموار؛
ور بود دره، سرازیر شدن.
ای خوشا زیر و زبرها دیدن!
راهِ پر بیم و بلا پیمودن.
روز و شب رفتن و رفتن شب و روز،
جلوهگاهِ ابدیت بودن.
عمرِ من اما چون مردابیست،
راکد و ساکت و آرام و خموش.
نه در او نعره زند موج و شتاب،
نه ازو شعله کشد خشم و خروش.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
ای خوشا آمدن از سنگ برون!
سرِ خود را به سرِ سنگ زدن!
گر بود دشت، گذشتن هموار؛
ور بود دره، سرازیر شدن.
ای خوشا زیر و زبرها دیدن!
راهِ پر بیم و بلا پیمودن.
روز و شب رفتن و رفتن شب و روز،
جلوهگاهِ ابدیت بودن.
عمرِ من اما چون مردابیست،
راکد و ساکت و آرام و خموش.
نه در او نعره زند موج و شتاب،
نه ازو شعله کشد خشم و خروش.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
چون سبوی تشنه
از تهی سرشار،
جویبارِ لحظهها جاریست.
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب،
واندر آب بیند سنگ،
دوستان و دشمنان را میشناسم من.
زندگی را دوست میدارم؛
مرگ را دشمن.
وای! اما_با که باید گفت این؟_ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن.
جویبار لحظهها جاری.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
از تهی سرشار،
جویبارِ لحظهها جاریست.
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب،
واندر آب بیند سنگ،
دوستان و دشمنان را میشناسم من.
زندگی را دوست میدارم؛
مرگ را دشمن.
وای! اما_با که باید گفت این؟_ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن.
جویبار لحظهها جاری.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
❤1
حنظلی
از بس که ملول از دلِ دلمردهی خویشم،
هم خستهی بیگانه، هم آزردهی خویشم
این گریهی مستانهی من بیسببی نیست
ابر چمنِ تشنه و پژمردهی خویشم
گلبانگ ز شوق گلِ شاداب توان داشت
من نوحهسُرای گلِ افسردهی خویشم
شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپردهی خویشم
پی کرد فلک مرکبِ آمالم و در دل
خون موج زد از بختِ بدآوردهی خویشم
ای قافله! بدرود، سفر خوش، به سلامت
من همسفرِ مرکبِ پیکردهی خویشم
بینم چو به تاراج رود کوهِ زر از خلق
دل خوش نشود، همچو گل از خردهی خویشم
گویند که "امّید و چه نومید!" ندانند
من مرثیهگوی وطنِ مردهی خویشم
مسکین چه کند، حنظل، اگر تلخ نگوید؟
پروردهی این باغ، نه پروردهی خویشم
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
از بس که ملول از دلِ دلمردهی خویشم،
هم خستهی بیگانه، هم آزردهی خویشم
این گریهی مستانهی من بیسببی نیست
ابر چمنِ تشنه و پژمردهی خویشم
گلبانگ ز شوق گلِ شاداب توان داشت
من نوحهسُرای گلِ افسردهی خویشم
شادم که دگر دل نگراید سوی شادی
تا داد غمش ره به سراپردهی خویشم
پی کرد فلک مرکبِ آمالم و در دل
خون موج زد از بختِ بدآوردهی خویشم
ای قافله! بدرود، سفر خوش، به سلامت
من همسفرِ مرکبِ پیکردهی خویشم
بینم چو به تاراج رود کوهِ زر از خلق
دل خوش نشود، همچو گل از خردهی خویشم
گویند که "امّید و چه نومید!" ندانند
من مرثیهگوی وطنِ مردهی خویشم
مسکین چه کند، حنظل، اگر تلخ نگوید؟
پروردهی این باغ، نه پروردهی خویشم
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
❤1👍1
شبهای تیره
شبهای تیره به که چراغان ز مِی کنی
اسراف نیست هر چه کنی خرجِ روشنی
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
شبهای تیره به که چراغان ز مِی کنی
اسراف نیست هر چه کنی خرجِ روشنی
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
❤2
حسرت
بهار آمد، پریشان باغ من افسرده بود امّا
به جو باز آمد آبِ رفته، ماهی مرده بود امّا!
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
بهار آمد، پریشان باغ من افسرده بود امّا
به جو باز آمد آبِ رفته، ماهی مرده بود امّا!
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
❤2
مرغِ تصویر
دو چندان جور، جان چندان کشید از عمرِ دلگیرم
که از عِقدِ چهل نگذشته، چون هشتادیان پیرم
روان تنها و دشمنکام و بر دوشم قلم چون دار
مگر با عیسیِ مریم غلط کردهست تقدیرم؟!
چو عیسی لاجرم تجرید را، در ترکِ آسایش
به نُه گنبد رسید و هفت اختر، چار تکبیرم
ز حسرت یا جنون، بر خود نَهم تهمت که آزادم
به قدِ قامتی، صیاد بگشاید چو زنجیرم
زِ خاکم برگرفت و میدهد بر بادِ ناکامی
مگر طفل است یا دیوانه؟ میپرسد دل از پیرم
نه پروازی، نه آب و دانهای، نه شوقِ آوازی
به دامِ زندگی، امّید گویی مرغِ تصویرم.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
دو چندان جور، جان چندان کشید از عمرِ دلگیرم
که از عِقدِ چهل نگذشته، چون هشتادیان پیرم
روان تنها و دشمنکام و بر دوشم قلم چون دار
مگر با عیسیِ مریم غلط کردهست تقدیرم؟!
چو عیسی لاجرم تجرید را، در ترکِ آسایش
به نُه گنبد رسید و هفت اختر، چار تکبیرم
ز حسرت یا جنون، بر خود نَهم تهمت که آزادم
به قدِ قامتی، صیاد بگشاید چو زنجیرم
زِ خاکم برگرفت و میدهد بر بادِ ناکامی
مگر طفل است یا دیوانه؟ میپرسد دل از پیرم
نه پروازی، نه آب و دانهای، نه شوقِ آوازی
به دامِ زندگی، امّید گویی مرغِ تصویرم.
#مهدی_اخوان_ثالث
#عاشقانه_ها_و_کبود
#شعر
@doosdashtania
❤1
هی دفن میکنم و دفن میکنم و دفن میکنم
امیدهای رفته پی روز رفته را.
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم
از فردای خود امید.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
امیدهای رفته پی روز رفته را.
هی قرض میکنم و قرض میکنم و قرض میکنم
از فردای خود امید.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
سولدوس: من زیر فرمان زنی بروم؟
آیبانو: تو از خود به دنیا نیامدی سولدوس؛
تو بزرگ نشدی جز در کنار زنی!
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
آیبانو: تو از خود به دنیا نیامدی سولدوس؛
تو بزرگ نشدی جز در کنار زنی!
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤1
اویرات: من مردی کهنم؛ زشتصورت
که بر تارکم زخم شمشیرهاست.
آیبانو: هر زخم چهرهات نشان مردانگی اویرات!
زخم شمشیر روح تو را آسیب نرسانده.
تو گمان میکنی زشتی صورتت ستمی است بر قلب من؛
مگر نمیدانی که زنان بر مردان ستمکار عاشقند؟
اویرات: حقا که زنی آیبانو!
حتی اگر فریب هم گفته باشی، جان من تا در بدن است کلامی خوشتر از این فریب نشنیده.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
که بر تارکم زخم شمشیرهاست.
آیبانو: هر زخم چهرهات نشان مردانگی اویرات!
زخم شمشیر روح تو را آسیب نرسانده.
تو گمان میکنی زشتی صورتت ستمی است بر قلب من؛
مگر نمیدانی که زنان بر مردان ستمکار عاشقند؟
اویرات: حقا که زنی آیبانو!
حتی اگر فریب هم گفته باشی، جان من تا در بدن است کلامی خوشتر از این فریب نشنیده.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
پدرت آیا به تو نگفت؛ روزی ترک جنگ کن
که سرها زیر تیغ توست، نه سرت زیر تیغها؟
آنگاه که بر قله باشی، نه در قعر واژگون.
در پیروزی نه شکست، از دلیری و نه ترس.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
که سرها زیر تیغ توست، نه سرت زیر تیغها؟
آنگاه که بر قله باشی، نه در قعر واژگون.
در پیروزی نه شکست، از دلیری و نه ترس.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
آی عشق با مردمان چه میکنی؟
ما با همه آزادگی،
بندی توایم؛
با همه گردنکشی.
.
.
آی عشق، با مردمان چه میکنی؟
از خونشان بساط افسانه میکنی.
وصل اگر باشد دیر میدهی
هجر به قامت اندازه میکنی.
کشتهی غم را زندگی نو میآوری
در چهرهی مرگ باز جلوه میکنی.
بر شادیها رنج میتنی
پیراهن صبر را پاره میکنی.
شادی را قطرهقطره میبخشی
به دریا رنج را پیمانه میکنی.
خود در قلب کسی خانه کردهای
از خانه او را آواره میکنی.
آی عشق، با مردمان چه میکنی؟
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
ما با همه آزادگی،
بندی توایم؛
با همه گردنکشی.
.
.
آی عشق، با مردمان چه میکنی؟
از خونشان بساط افسانه میکنی.
وصل اگر باشد دیر میدهی
هجر به قامت اندازه میکنی.
کشتهی غم را زندگی نو میآوری
در چهرهی مرگ باز جلوه میکنی.
بر شادیها رنج میتنی
پیراهن صبر را پاره میکنی.
شادی را قطرهقطره میبخشی
به دریا رنج را پیمانه میکنی.
خود در قلب کسی خانه کردهای
از خانه او را آواره میکنی.
آی عشق، با مردمان چه میکنی؟
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤2
توغای: آیا نسرودند توغای خان را تخت استوار باد؟
دینکیز: این فقط صداست؛
پشت آن زبانی هست
قلبی نیست.
این صوت است؛
جریان هوایی حبس در گلو.
سرمایهای که از باد گرفته شده،
خرجی ندارد اما دخلش بسیار.
کلیدی است که درها را باز میکند؛
و تا باز میکند کلیدی است.
کسی که از زبانش خرج میکند
فردا نیز از آن سودی خواهد برد،
مگر بداند که سودش از خاموشی است.
توغای: ولی بانگ کلاتیان گوش فلک را آزرد که میگفتند؛ پیروزبخت بادی توغایِ بهادر!
بگو، این چه بود که من به گوش شنودم؟
دینکیز: این صدای مصلحت است که میشنیدی توغای!
زندگی شغلی است؛
برای زنده ماندن فاحشه باید بود.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
دینکیز: این فقط صداست؛
پشت آن زبانی هست
قلبی نیست.
این صوت است؛
جریان هوایی حبس در گلو.
سرمایهای که از باد گرفته شده،
خرجی ندارد اما دخلش بسیار.
کلیدی است که درها را باز میکند؛
و تا باز میکند کلیدی است.
کسی که از زبانش خرج میکند
فردا نیز از آن سودی خواهد برد،
مگر بداند که سودش از خاموشی است.
توغای: ولی بانگ کلاتیان گوش فلک را آزرد که میگفتند؛ پیروزبخت بادی توغایِ بهادر!
بگو، این چه بود که من به گوش شنودم؟
دینکیز: این صدای مصلحت است که میشنیدی توغای!
زندگی شغلی است؛
برای زنده ماندن فاحشه باید بود.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤1
اویرات: های، بنگرید، اشک دغل میریزد.
آی بانو: آی که پهلوانان از نزدیک چه بیدفاعند.
نامشان آنان را به رفتاری بایسته کردهاست.
اما اشکشان نشان میدهد که همواره کودکند.
کاش کودکان بزرگ نشوند
و شمشیر و افتخار نشناسند.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
آی بانو: آی که پهلوانان از نزدیک چه بیدفاعند.
نامشان آنان را به رفتاری بایسته کردهاست.
اما اشکشان نشان میدهد که همواره کودکند.
کاش کودکان بزرگ نشوند
و شمشیر و افتخار نشناسند.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤1
توی: چرا نزنم فریاد-لباس من تن توست!
آی بانو: مگر نه این که تو نیز جامهی مرا پوشیدی؟
توی: ناچار!
آی بانو: من نیز!
توی: من از تنپوش زنان نفرت داشتم.
آی بانو: نفرت من از تنپوش تو بیشتر است.
توی: تو سهم مرا ربودی؛ انتقام سهم من بود.
چه کسی گفت اهانتی را که به من شده تو انتقام بستانی؟
آی بانو: چه کسی گفت من انتقام تو را ستاندم؟
تو مهمانکش شایستهی این توهین بودی!
نه، من انتقام توهینی را گرفتم که به من شده بود.
توی: به تو؟
آی بانو: این که پستیِ یک مرد، زن شدن است!
که نااهلی، از خرد دوری، نمکبهحرامی را زنانه بپوشانند.
آنان به تو اهانتی نکردند، به من کردند!
تو زن نیستی توی خان؛
تو به دنیا چیزی نمیدهی بلکه میستانی!
تو که هر بانوی کلات، پنجهات را تا آرنج
به خونِ جگربندش سرخ دیدهاست.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
آی بانو: مگر نه این که تو نیز جامهی مرا پوشیدی؟
توی: ناچار!
آی بانو: من نیز!
توی: من از تنپوش زنان نفرت داشتم.
آی بانو: نفرت من از تنپوش تو بیشتر است.
توی: تو سهم مرا ربودی؛ انتقام سهم من بود.
چه کسی گفت اهانتی را که به من شده تو انتقام بستانی؟
آی بانو: چه کسی گفت من انتقام تو را ستاندم؟
تو مهمانکش شایستهی این توهین بودی!
نه، من انتقام توهینی را گرفتم که به من شده بود.
توی: به تو؟
آی بانو: این که پستیِ یک مرد، زن شدن است!
که نااهلی، از خرد دوری، نمکبهحرامی را زنانه بپوشانند.
آنان به تو اهانتی نکردند، به من کردند!
تو زن نیستی توی خان؛
تو به دنیا چیزی نمیدهی بلکه میستانی!
تو که هر بانوی کلات، پنجهات را تا آرنج
به خونِ جگربندش سرخ دیدهاست.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤2
خونخواهی بس است؛ بس
که مرگ بدین زندگیها که از ما ستانده
چنین عمر دراز یافته است.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
که مرگ بدین زندگیها که از ما ستانده
چنین عمر دراز یافته است.
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤1
زنان، فرزندان خود را با نفرت از جنگ به دنیا بیاورند.
دنیا به دست قهرمانان خراب شده؛
با ماست که بسازیمش!
دنیا تا بنگرید ویران است.
درود بر آن که بسازد؛
درود بر آن که بیارد جهانِ آبادان!
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
دنیا به دست قهرمانان خراب شده؛
با ماست که بسازیمش!
دنیا تا بنگرید ویران است.
درود بر آن که بسازد؛
درود بر آن که بیارد جهانِ آبادان!
#فتحنامه_کلات
#بهرام_بیضایی
@doosdashtania
❤3
از این حال، بیش از پیش غمگین شدم، و به فکر افتادم که کاری کنم؛ اما چه کاری؟ نمیدانستم. حس میکردم که در رهِ مقصود آمادهی قربان شدنم_به شرطِ آنکه اعتقادی از این کار حاصل شود.
#پختستان
#ادوین_ابوت
#کتاب
@doosdashtania
#پختستان
#ادوین_ابوت
#کتاب
@doosdashtania
❤1
Tanhaaei
Shamaizadeh
1:46
وقتی از دست خودم خسته شدم کجا برم؟
من فراری شدم از دست خودم کجا برم؟
وقتی تنهایی داره جهانمو میگیره
تنها با خودم شب تولدم کجا برم؟
دورهی حرفای مفته بخونم که چی بشه؟
وقتی هیچی سر جاش نیست بمونم که چی بشه؟
#music
@doosdashtania
وقتی از دست خودم خسته شدم کجا برم؟
من فراری شدم از دست خودم کجا برم؟
وقتی تنهایی داره جهانمو میگیره
تنها با خودم شب تولدم کجا برم؟
دورهی حرفای مفته بخونم که چی بشه؟
وقتی هیچی سر جاش نیست بمونم که چی بشه؟
#music
@doosdashtania
❤1