Forwarded from 𝖦𝗈𝗈𝗄𝗈𝗈𝗒𝖺 ⑅ | 𝗇𝖾𝗐
𝖿𝗈𝗋𝗀𝖾𝗍 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖻𝗈𝗒𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, 𝗃𝗎𝗌𝗍 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝖺𝗍 𝗁𝗂𝗆 ⛓💥
دلیل اینکه بعضی از حقیقتها به خاک سپرده میشن این نیست که فراموش بشن؛
خاکشون میکنن چون از این موضوع آگاهن که حقیقت، زمانیکه نفس بکشه، فقط یک راز رو برملا نمیکنه؛ بلکه تمام آدمهایی رو که با اون راز زندگی کردن، زیر سؤال میبره.
گاهی چیزی که سالها اسمش رو "وظیفه" گذاشتی، فقط ترسیه که اونقدر بهش وفادار موندی تا دیگه نتونی فرق بین انتخاب و اجبار رو بفهمی.
گاهی هم گذشته چیزی نیست که پشت سرت جا گذاشته باشی؛ چیزیه که هر روز باهاش تصمیم میگیری، بدون اینکه بدونی هنوز داره به جای تو حرف میزنه.
و شاید ترسناکترین بخش حقیقت این نباشه که بفهمی چه اتفاقی افتاده؛
این باشه که بفهمی اگر اون حقیقت رو از اول میدونستی، شاید هیچوقت تبدیل به آدمی نمیشدی که امروز براش اینهمه جنگیدی.
گاهی اوقات نیازه که یهسری از پروندهها بسته بمونن، نه به دلیل اینکه جواب ندارن؛ بلکه چون جوابشون آدمی رو که سوال رو پرسیده، دیگه به همون آدم قبلی برنمیگردونه.
🕊11
شنوای نظراتتون باشم خاکسترای عمارت؟
-فولدر حمایتیم رو براساس پروموتها اپدیت میکنم.
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝗋 𝖡𝗅𝗎𝖾 𝖡𝗎𝗍𝗍𝖾𝗋𝖿𝗅𝗒
ﻣﻦ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩﯼ، ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ؛ ﻫﻢ ﺟﺎﯼ ﺧﻮﺩﻡ، ﻫﻢ ﺟﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﻣﺤﺒﺘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺭﯾﻎ ﻣﯽﮐﺮﺩﯼ.
ﺍﻣﺎ ﻣﯽﺩﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﺩﻟﻤﻮ ﻣﯽﺳﻮﺯﻭﻧﻪ؟
ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ. ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯽ، ﺍﺻﻼً ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﺒﻮﺩ. اﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺮﺍﺕ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻡ.
ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺎﻧﻢ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﺬﺍﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﻏﺮﻕ ﺷﯽ، ﻭ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽِ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﻪ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﻠﻪﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﻪ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﺪﯾﺪﯼ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﺘﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯼ.
ﺍﻣﺎ ﻣﯽﺩﻭﻧﯽ ﭼﯽ ﺩﻟﻤﻮ ﻣﯽﺳﻮﺯﻭﻧﻪ؟
ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ. ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺳﺘﯽ، ﺍﺻﻼً ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﻧﺒﻮﺩ. اﻧﻘﺪﺭ ﺩﺭﮔﯿﺮ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻼﺷﯽ ﮐﻪ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﻢ، ﺑﺮﺍﺕ ﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻡ.
ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺟﺎﻧﻢ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﮕﻬﺖ ﺩﺍﺭﻡ، ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﻧﺬﺍﺭﻡ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺩﺭﺩﺍﺕ ﻏﺮﻕ ﺷﯽ، ﻭ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﯼ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﻧﺰﺩﯾﮑﺖ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻩ ﺟﺎﯼ ﺧﺎﻟﯽِ ﺧﻮﺩﺗﻮ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﺮ ﻣﯽﮐﻨﻪ.
ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﮔﻠﻪﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻨﻪ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻦ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺑﺮِ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ، ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺣﺘﯽ ﻧﺪﯾﺪﯼ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺑﯽﻣﻬﺮﯼ ﺑﺮﺍﻡ ﺩﺭﺩﻧﺎﮐﺘﺮ ﺑﻮﺩ؛ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺗﻮ ﺍﺻﻼً ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﯼ.
مرثیه فرمانده ‼️ pinned «شنوای نظراتتون باشم خاکسترای عمارت؟ -فولدر حمایتیم رو براساس پروموتها اپدیت میکنم.»