راوی می گوید :حر بن یزید ریاحی به عمر سعد رو کرد و گفت:تو با این مرد خواهی جنگید؟
پاسخ داد:آری به خدا!جنگی که سهل ترین نتیجه آن بالا رفتن سرها برنیزه ها و افتادن دست ها از پیکرهاست.
راوی گوید:حر به راه افتاد و گوشه ای دور از یارانش ایستاد،درحالی که به لرزه افتاده بود.مهاجر بن اوس به گفت :به خدا سوگند از کار تو در حیرتم.اگر بگویند شجاع ترین کوفیان کیست،از تو نمی گذرم!این چه حالتی است که ازتو میبینم؟
حر پاسخ داد:به خدا سوگند!خود را بین بهشت و جهنم میبینم،و به خدا سوگند چیزی را بر بهشت برنمی گزینم،هرچند پاره پاره و یا سوزانده شوم...
#مقتل
#لهوف
@docharim
پاسخ داد:آری به خدا!جنگی که سهل ترین نتیجه آن بالا رفتن سرها برنیزه ها و افتادن دست ها از پیکرهاست.
راوی گوید:حر به راه افتاد و گوشه ای دور از یارانش ایستاد،درحالی که به لرزه افتاده بود.مهاجر بن اوس به گفت :به خدا سوگند از کار تو در حیرتم.اگر بگویند شجاع ترین کوفیان کیست،از تو نمی گذرم!این چه حالتی است که ازتو میبینم؟
حر پاسخ داد:به خدا سوگند!خود را بین بهشت و جهنم میبینم،و به خدا سوگند چیزی را بر بهشت برنمی گزینم،هرچند پاره پاره و یا سوزانده شوم...
#مقتل
#لهوف
@docharim
دچار
راوی می گوید :حر بن یزید ریاحی به عمر سعد رو کرد و گفت:تو با این مرد خواهی جنگید؟ پاسخ داد:آری به خدا!جنگی که سهل ترین نتیجه آن بالا رفتن سرها برنیزه ها و افتادن دست ها از پیکرهاست. راوی گوید:حر به راه افتاد و گوشه ای دور از یارانش ایستاد،درحالی که به لرزه…
گفتی اگر که دین ندارند...
پس لااقل آزاده باشند!
پس لااقل آزاده باشند!
حضرت به سوی در خیمه رفت و به زینب فرمود :فرزند کوچکم را بده تا با او وداع کنم ،سپس او را گرفت و خواست او را ببوسد که حرمله بن کاهل ،تیری به سوی او انداخت.
آن تیر در گلوی کودک قرار گرفت و آن را شکافت.
حضرت به زینب فرمود :او را بگیر سپس دو دستش را از خون گلوی او پر کرد و به سوی آسمان پاشید و گفت :آنچه این پیشامد را برایم آسان می کند ،این است که در دیدگاه خدا است.
امام باقر "ع"فرمود:قطره ای از آن خون به زمین نیفتاد.
#مقتل
#لهوف
@docharim
آن تیر در گلوی کودک قرار گرفت و آن را شکافت.
حضرت به زینب فرمود :او را بگیر سپس دو دستش را از خون گلوی او پر کرد و به سوی آسمان پاشید و گفت :آنچه این پیشامد را برایم آسان می کند ،این است که در دیدگاه خدا است.
امام باقر "ع"فرمود:قطره ای از آن خون به زمین نیفتاد.
#مقتل
#لهوف
@docharim
در روایتی دیگر نیز نقل شده که به عقل نزدیک تراست ...
روایت است که زینب کودک را بیرون آورده و عرض کرد:
برادرم!این فرزندت سه روز است که آبی ننوشیده است.برای او جرعه ای آب درخواست کن.
حضرت او را بر دست گرفته و فرمود :ای قوم!شیعیان و خاندانم را کشتید .
(تنها)این کودک باقی مانده است که از فرط تشنگی برافروخته است،جرعه ای آب به او بدهید.
دراین حال که حضرت با آنان سخن می گفت مردی از آنان ،کودک را هدف تیری قرار داد و او را ذبح کرد...
#مقتل
#لهوف
@docharim
روایت است که زینب کودک را بیرون آورده و عرض کرد:
برادرم!این فرزندت سه روز است که آبی ننوشیده است.برای او جرعه ای آب درخواست کن.
حضرت او را بر دست گرفته و فرمود :ای قوم!شیعیان و خاندانم را کشتید .
(تنها)این کودک باقی مانده است که از فرط تشنگی برافروخته است،جرعه ای آب به او بدهید.
دراین حال که حضرت با آنان سخن می گفت مردی از آنان ،کودک را هدف تیری قرار داد و او را ذبح کرد...
#مقتل
#لهوف
@docharim
دچار
@SORENAE – وصیت شهید حججی به فرزندش
ولله بعد شنیدنش اگر همون ادمی باشیم که هستیم وای به ما...
علی اکبر به سوی دشمن رفت و به شدت جنگید و جمع بسیاری را کشت...سپس به سوی پدر بازگشت و عرض کرد:تشنگی مرا کشته و سنگینی سلاح آهنین مرا به رنج افکنده،آیا برای نوشیدن جرعه ای آب راه هست?
حسین "ع" گریست و فرمود:ای فرزندم از کجا آب بیاورم؟قدری دیگر بجنگ بزودی جدت را ملاقات می کنی و از آبی سرشار تو را سیراب خواهد کرد که پس از آن هرگز تشنه نشوی.
علی اکبر به سوی میدان بازگشت...منقذ بن مره عبدی تیری به او زد که از اسب به زمین افتاد،پس با صدای بلند ندا داد که پدر جان!خداحافظ،این جد من است که به تو سلام می گوید و می فرماید به سوی ما بشتاب...
حسین آمد بربالین او نشست و گونه اش را برگونه علی اکبر گذاشت و فرمود :
خداوند بکشد آن قومی را که تو را کشتند در برابر خدا و رسول خدا چه گستاخند!
پس از تو خاک براین دنیا باد...
#مقتل
#لهوف
@docharim
حسین "ع" گریست و فرمود:ای فرزندم از کجا آب بیاورم؟قدری دیگر بجنگ بزودی جدت را ملاقات می کنی و از آبی سرشار تو را سیراب خواهد کرد که پس از آن هرگز تشنه نشوی.
علی اکبر به سوی میدان بازگشت...منقذ بن مره عبدی تیری به او زد که از اسب به زمین افتاد،پس با صدای بلند ندا داد که پدر جان!خداحافظ،این جد من است که به تو سلام می گوید و می فرماید به سوی ما بشتاب...
حسین آمد بربالین او نشست و گونه اش را برگونه علی اکبر گذاشت و فرمود :
خداوند بکشد آن قومی را که تو را کشتند در برابر خدا و رسول خدا چه گستاخند!
پس از تو خاک براین دنیا باد...
#مقتل
#لهوف
@docharim
السَّلامُ عَلَی مَن اِفتَخَرَ بِهِ جَبرَئیل...
#ناحیه_مقدسه
برای کسی نوکرید که جبرئیل به او افتخار می کند
#خادم_ارباب_کیست؟
@docharim
#ناحیه_مقدسه
برای کسی نوکرید که جبرئیل به او افتخار می کند
#خادم_ارباب_کیست؟
@docharim
خادم یعنی موقوفه امام شدن،دربست با امام بودن.
این مدل خادمی ،می شود مقدمه بندگی ،تا آنجا که :"بگو نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من ،همه برای خداوند ،پروردگار جهانیان است."
ما حقوقمان را گرفته ایم،حالا وقت کار است ؛در مقام دوستی و عشق که اینگونه سخن نمی گویند:مزد،حقوق،دستمزد و...
قصه،قصه تکلیف است.
#خادم_ارباب_کیست؟
@docharim
این مدل خادمی ،می شود مقدمه بندگی ،تا آنجا که :"بگو نماز و تمام عبادات من و زندگی و مرگ من ،همه برای خداوند ،پروردگار جهانیان است."
ما حقوقمان را گرفته ایم،حالا وقت کار است ؛در مقام دوستی و عشق که اینگونه سخن نمی گویند:مزد،حقوق،دستمزد و...
قصه،قصه تکلیف است.
#خادم_ارباب_کیست؟
@docharim