['دیـوانچِــه']
39 subscribers
33 photos
3 videos
شعر میخوانم که رها شوم به بی کرانگی آسمان از قفسی تنگ ...
Download Telegram
آدمی‌زاد طومار طولانی انتظار است
ای پرنده ولی تو…
خال یک نقطه در صفحه ارتجال حیاتی!
بگذار‌اُمیدواری‌دَر‌سیاه‌تَرین‌روزها،
هُنرِ‌تو‌باشَد...
وقتی میخوای از چشم هاش
تعریف کنی بهش بگو:

«دریاۍ شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست»
به
دل
گفتا
چه
داری..؟
گفت
یادت.
《ای دل غم دیده
حالت بِه شود دل بد مکن☁️🌱🧡
سازِ ما را گر امید بنوازد خوش است🕊🤍
‹ تا زنده‌ایم نیست خبر؎  زِ حال ما؛

یک دم چو بمیریم همہ‌ یاࢪ شوند! ›
بالاﺧﺮﻩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ
ﺁﻥ ﺷﺐﻫﺎیی ﮐﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ
ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻤﺎﻧﻢ
ﺳﺮﺕ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺳﯿﻨﻪ ﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ
ﻭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ
چقدﺭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﻫﺴﺘﻢ
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست🦋
مَن هَمان دیوانه‌ی دیروزَم اما بُردبار🫴🏼
چه کسی می داند که تو در
پیله‌ی تنهاییِ خود تنهایی..؟!
چه کسی می داند که تو،در
حسرتِ یک روزنه‌ در فردایی؟!
پیله ات را بگشا،
تو به اندازه پروانه‌شدن زیبایی🦋
دو قدم مانده که پاییز به یغما برود
این همه رنگ قشنگ از کف دنیا برود
میگه که :
مثل دیروز تورا دوست ندارم دیگر
متحول شده ام بیشتر دوستت دارم🙂🤍
〔ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

موجیم که آسودگی ما عدم ماست🦋
مرهم زخم‌های کهنه ام
کنج لبان توست …!
بوسه نمی‌خواهم، چیزی بگو!
‏به قول شاملو :
هر چه بیشتر می بینمت،
احتیاجم به دیدنت بیشتر می شود🤍
به قول سهراب سپهری:
نه تو می‌مانی ، نه اندوه!
از غیر گریزانم و خویش وفادار....

•. 🌘 ☆ .•
میانِ کتاب‌ها گشتم

میانِ روزنامه‌های پوسیده‌ی پُرغبار،

در خاطراتِ خویش

در حافظه‌یی که دیگر مدد نمی‌کند

خود را جُستم و فردا را
توی تنهاییِ خودم بودم ...

یک نفر آمد و سلامی کرد