آن بار گران رفت و دگر بار شما نیست
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست!
دل کندنم این بار به اصرار شما نیست
من رود پریشان و تو دریای غروری
دیگر به سرم خواهش دیدار شما نیست!
گفت منظوری ندارم، منتها منظور داشت
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت!
با کلامش زخم میزد، در نگاهش شور داشت
طعنه های دوستان بسیار دردآور ترند
از نمک پرورده باید زخم هارا دور داشت!
این جماعت را که میبینی بسی بازیگرند
وقت غم باهم غریبه، وقت شادی یاورند
چون که پای سودشان آید یه روزی درمیان
در فروش آدمی از تاجران تاجر ترند!
وقت غم باهم غریبه، وقت شادی یاورند
چون که پای سودشان آید یه روزی درمیان
در فروش آدمی از تاجران تاجر ترند!
آنچه که از سرگذشت شد سرگذشت
حیف که بیدقت گذشت اما گذشت
آمدیم فکری کنیم بر سرگذشت
سردرخانه نوشتند، درگذشت!
حیف که بیدقت گذشت اما گذشت
آمدیم فکری کنیم بر سرگذشت
سردرخانه نوشتند، درگذشت!
گریزانم از این مردم که با من
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند!
به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت
به دامانم دو صد پیرایه بستند!
هر رهگذری محرم اسرار نگردد
صحرای نمکزار، چمنزار نگردد
هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دل
هر بی سر و پا، یار وفادار نگردد!
صحرای نمکزار، چمنزار نگردد
هر جا که رسیدی رفاقت مکن ای دل
هر بی سر و پا، یار وفادار نگردد!
گفت هر مردی که باشد بد گمان
نشنود او راست را با صد نشان
هر درونی که خیالاندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش شد!
نشنود او راست را با صد نشان
هر درونی که خیالاندیش شد
چون دلیل آری خیالش بیش شد!
یک نفر میگفت دیدی آخرش سرما گذشت
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت!
موسم گرما رسید و فصل سختیها گذشت
گفتم آری دیدم اما کاش می دیدی تو هم
بین سرد وگرم این دنیا چه ها برما گذشت!