گوته، نویسنده آلمانی:
«آرامش پیامد اندیشیدن نیست،
بلكه نیندیشیدن به گرفتاریها و چالشهایی است که ارزش اندیشیدن ندارند»
☘ @dialogram
«آرامش پیامد اندیشیدن نیست،
بلكه نیندیشیدن به گرفتاریها و چالشهایی است که ارزش اندیشیدن ندارند»
☘ @dialogram
جهت تضمین موفقیت، حرکت از رفتارهای پروژه محور به سمت پروسه (فرآیند) محور یک ضرورت است.
فرآیندهای برنامهریزی شده، زیرسیستمها و سیستمهایی قوی خواهند ساخت که دستیابی به اهداف را در آینده ممکن میسازند.
☘ @dialogram
فرآیندهای برنامهریزی شده، زیرسیستمها و سیستمهایی قوی خواهند ساخت که دستیابی به اهداف را در آینده ممکن میسازند.
☘ @dialogram
انگار «الست بربکم»، پیشفرض کارگاه آدمیت است که یکبار برای همیشه در گوش همه خوانده شده و تعهد «قالوا بلی» هم گرفته شده است.
@dialogram
@dialogram
«دو چیز طیره عقل است:
دم فرو بستن به وقت گفتن و
گفتن به وقت خاموشی»
سعدی
دم فرو بستن به وقت گفتن و
گفتن به وقت خاموشی»
سعدی
امروز که بار دیگر اتحاد و بصیرت استثنایی مردم در راهپیمایی را مشاهده نمودم، با خود گفتم: ای کاش مدیران کشور، قدر و قیمت انرژی این مردم را که در دنیا تک هستند، بهتر میدانستند و از انرژی جوانان این مرز و بوم در راستای توسعه و پیشرفت بهتر استفاده میشد.
۲۲ بهمن ۹۸
۲۲ بهمن ۹۸
در تعریفِ نویی که از «تمدن» ارائه مینمایم؛ « #تمدن » در سه کلمه تعریف میشود: «انسانِ وارث فرهنگ». در این تعریف، با توضیحی که میآید، مستقیم و اصیل از «انسان» گفته و تمدن را جزئی از او میدانم:
در ادبیاتِ تعریف تمدن، این مفهوم، پیرامون کلماتی مانند آنچه در فرهنگِ عمید آمده، تعریف میگردد (که جهت اختصار از ارئه تعاریف دیگر صرف نظر میشود):
«شهرنشینشدن، با اخلاق مردمِ شهر آشناشدن، زندگی اجتماعی، همکاری مردم»
در ورای این کلماتِ معرّف تمدن، «انسان، گذشته و فرهنگ» است که «جوهر» مفاهیم مرتبط با تمدن را میسازد.
«انسان» است که تاریخ را ساخته و آثاری تاریخی به جای گذشته است. انسانی هم که در عصر حاضر متولد میشود، وارث گذشتهٔ محیط خویش است.
از سویی این « #فرهنگ » است که اشاره به فرّهِ ایزدی یا نور و حقیقت الهی داشته و ارزش به ارث گذاشته شدن دارد (چنان که مولا علی علیه السلام، «ادب» را بهترین میراثِ پدر معرفی مینمایند). سنگ و اشیای تاریخی، از گذشته تا اکنون وجود داشته و چه بسا در عصر حاضر اشیایی با ترکیبات به مراتب برتری پدید آمده است.
وجه مشترک دیگر در تعاریف تمدن، «شهرنشینی» است. در حالیکه شهرنشینی تاریخ گستردهای دارد. آنچه بسترِ رشد فرهنگ بوده؛ جامعه، آموزش و آدمیّت است.
بنابراین مفهوم «فرهنگ»، مفاهیم جامعه، یکجانشینی و شهر نشینی را هم در خود دارد (چونک صد آید، نود هم پیش ماست).
در تعریفی که از «تمدن» ارائه شد یعنی « #انسان_وارث_فرهنگ »، «انسان» اصل بوده و اصالت یافته است. این انسان است که از دالانِ تاریخ عبور کرده و هم اکنون وارث رشد و کمالی است که از گذشتگان به او به ارث رسیده است.
حال با تعریف ارائه شده از تمدن، به جامعه مینگریم. وقتی از « #تمدن_ایران » صحبت کرده و به آن افتخار میکنیم، منظور تابش نوری الهی است که در طول تاریخ، نسل به نسل و سینه به سینه بر ما تابیده و ما را بهرهمند ساخته است (و به دیگران به اندازه ما بهره نرسانده است).
در واقع «تمدّنِ ایران؛ خودِ ما هستیم». تابش الهی که از میان دروس بزرگان این سرزمین (مانند فردوسی، ابنسینا، سعدی، حافظ و مولوی) با دین اسلام آمیخته شده، معجونِ نابی ساخته که به محض تولد در این سرزمین، کام ایرانیان با آن شیرین میگردد. نوری که بسیاری از غیرایرانیان و غربیان از آن بیبهرهاند.
سیدرضا مقامی. ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
در ادبیاتِ تعریف تمدن، این مفهوم، پیرامون کلماتی مانند آنچه در فرهنگِ عمید آمده، تعریف میگردد (که جهت اختصار از ارئه تعاریف دیگر صرف نظر میشود):
«شهرنشینشدن، با اخلاق مردمِ شهر آشناشدن، زندگی اجتماعی، همکاری مردم»
در ورای این کلماتِ معرّف تمدن، «انسان، گذشته و فرهنگ» است که «جوهر» مفاهیم مرتبط با تمدن را میسازد.
«انسان» است که تاریخ را ساخته و آثاری تاریخی به جای گذشته است. انسانی هم که در عصر حاضر متولد میشود، وارث گذشتهٔ محیط خویش است.
از سویی این « #فرهنگ » است که اشاره به فرّهِ ایزدی یا نور و حقیقت الهی داشته و ارزش به ارث گذاشته شدن دارد (چنان که مولا علی علیه السلام، «ادب» را بهترین میراثِ پدر معرفی مینمایند). سنگ و اشیای تاریخی، از گذشته تا اکنون وجود داشته و چه بسا در عصر حاضر اشیایی با ترکیبات به مراتب برتری پدید آمده است.
وجه مشترک دیگر در تعاریف تمدن، «شهرنشینی» است. در حالیکه شهرنشینی تاریخ گستردهای دارد. آنچه بسترِ رشد فرهنگ بوده؛ جامعه، آموزش و آدمیّت است.
بنابراین مفهوم «فرهنگ»، مفاهیم جامعه، یکجانشینی و شهر نشینی را هم در خود دارد (چونک صد آید، نود هم پیش ماست).
در تعریفی که از «تمدن» ارائه شد یعنی « #انسان_وارث_فرهنگ »، «انسان» اصل بوده و اصالت یافته است. این انسان است که از دالانِ تاریخ عبور کرده و هم اکنون وارث رشد و کمالی است که از گذشتگان به او به ارث رسیده است.
حال با تعریف ارائه شده از تمدن، به جامعه مینگریم. وقتی از « #تمدن_ایران » صحبت کرده و به آن افتخار میکنیم، منظور تابش نوری الهی است که در طول تاریخ، نسل به نسل و سینه به سینه بر ما تابیده و ما را بهرهمند ساخته است (و به دیگران به اندازه ما بهره نرسانده است).
در واقع «تمدّنِ ایران؛ خودِ ما هستیم». تابش الهی که از میان دروس بزرگان این سرزمین (مانند فردوسی، ابنسینا، سعدی، حافظ و مولوی) با دین اسلام آمیخته شده، معجونِ نابی ساخته که به محض تولد در این سرزمین، کام ایرانیان با آن شیرین میگردد. نوری که بسیاری از غیرایرانیان و غربیان از آن بیبهرهاند.
سیدرضا مقامی. ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
این روزها چیزی که به خصوص با نزدیک شدن به انتخابات زیاد هم شده و گاهی مُفت، «حرف» است. برخی تئوری میدهند و در این تئوری عمیق میشوند به اندازه چند کیلومتر! ولی افسوس از «نیم کردار»!
مذهبش هم گاهی اینطوری شده، خوشکل و خوش ظاهر حرف و تفسیر مذهبی میکنند، ولی فقط اهل حرفند و عمل، هیچ، خود طرف هم از حرفاش دنبال کاسبیه!
اطرافت را نگاه میکنی، بخشهای زیادی خراب و فاسد! رشوه، کمکاری، چپاول و... بالاخره نباید این همه حرف، یک مقدار اندکی هم عمل داشته باشد؟
اگر گفتیم خدا، باید پاش وایستیم، عبادت هم سخته...
مذهبش هم گاهی اینطوری شده، خوشکل و خوش ظاهر حرف و تفسیر مذهبی میکنند، ولی فقط اهل حرفند و عمل، هیچ، خود طرف هم از حرفاش دنبال کاسبیه!
اطرافت را نگاه میکنی، بخشهای زیادی خراب و فاسد! رشوه، کمکاری، چپاول و... بالاخره نباید این همه حرف، یک مقدار اندکی هم عمل داشته باشد؟
اگر گفتیم خدا، باید پاش وایستیم، عبادت هم سخته...
سخن زیر ابتدای فیلم JFK (برنده جایزه اسکار) به نمایش میآید که دربارهٔ دادستانی ترور جان اف کندی است:
"To sin by silence, when we should protest, Makes cowards out of men"
Ella Wheeler Wilcox
گناه کردن از طریق سکوت، در جایی که باید اعتراض کرد، انسانها را بزدل میکند.
ترجمهٔ من چنین است: گناه سکوت، هنگامی که سکوت جایز نیست و باید اعتراض کرد، آدمی را از انسانیت خارج میکند (انسانها را بزدل میکند هم خوب است)
@dialogram
"To sin by silence, when we should protest, Makes cowards out of men"
Ella Wheeler Wilcox
گناه کردن از طریق سکوت، در جایی که باید اعتراض کرد، انسانها را بزدل میکند.
ترجمهٔ من چنین است: گناه سکوت، هنگامی که سکوت جایز نیست و باید اعتراض کرد، آدمی را از انسانیت خارج میکند (انسانها را بزدل میکند هم خوب است)
@dialogram
"This is the state of man:
today,
he puts forth The tender leaves of hopes;
tomorrow,
blossoms, And bears his blushing honours thick upon him;
The third day,
comes a frost, a killing frost;
And when he thinks, good easy man, full surely His greatness is a–ripening, nips his root,
And then he falls, as I do."
William Shakespeare
today,
he puts forth The tender leaves of hopes;
tomorrow,
blossoms, And bears his blushing honours thick upon him;
The third day,
comes a frost, a killing frost;
And when he thinks, good easy man, full surely His greatness is a–ripening, nips his root,
And then he falls, as I do."
William Shakespeare
امروز ۳ آذر ۱۳۹۹، در ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ نوشتم:
نقطهٔ اوج استفاده از #دانایی در # حکمرانی بوده است. در طول تاریخ، دانشمندان همواره مورد توجه و حتی تهدید حاکمان قرار داشتهاند (از ابن سینا تا اینشتین، از دکتر شهریاری تا دکتر عزیز اسبر)
آمریکا با تکیه بر دانش به قدرت فعلی رسیده است و با آنکه از قضا، مهدِ علم مدیریت هم شناخته میشود اما رئیس جمهورش از علم، بهرهای نبرده است.
با گذشت یکسال و نیم از عملکرد ترامپ، او مورد نکوهش و انزجار بسیاری از سرشناسان آمریکایی قرار گرفته است.
نویسندگان و مدیران عالی رتبهٔ آمریکایی مانند پیتر دراکر با تکیه بر پارامترهای انسانی مانند اخلاق و تعهد، رشد داشتهاند. در واقع انسانیت و دانش، لازم و ملزم یکدیگرند.
ترامپ در عین داشتن ثروت در فقر بسر میبرد.
بگذارید خودمانی بگویم:
ترامپ فکر میکنه همه چی پوله! ولی مبدأ حرکت (محرک) همهٔ رویدادهای تاریخی، «پول» نبوده.
اتفاقاً برای همین فقرش، معتقدم، شکست ترامپ محتمله.
آدم دانا در عین بیپولی، میدونه کجا رو باید بزنه ولی آدم پولدار بدون دانش، نمیدونه کجا رو باید بزنه.
به طور خلاصه در یک جمله:
«اگر علی ساربونه، میدونه شتر را کجا بخوابونه»
نقطهٔ اوج استفاده از #دانایی در # حکمرانی بوده است. در طول تاریخ، دانشمندان همواره مورد توجه و حتی تهدید حاکمان قرار داشتهاند (از ابن سینا تا اینشتین، از دکتر شهریاری تا دکتر عزیز اسبر)
آمریکا با تکیه بر دانش به قدرت فعلی رسیده است و با آنکه از قضا، مهدِ علم مدیریت هم شناخته میشود اما رئیس جمهورش از علم، بهرهای نبرده است.
با گذشت یکسال و نیم از عملکرد ترامپ، او مورد نکوهش و انزجار بسیاری از سرشناسان آمریکایی قرار گرفته است.
نویسندگان و مدیران عالی رتبهٔ آمریکایی مانند پیتر دراکر با تکیه بر پارامترهای انسانی مانند اخلاق و تعهد، رشد داشتهاند. در واقع انسانیت و دانش، لازم و ملزم یکدیگرند.
ترامپ در عین داشتن ثروت در فقر بسر میبرد.
بگذارید خودمانی بگویم:
ترامپ فکر میکنه همه چی پوله! ولی مبدأ حرکت (محرک) همهٔ رویدادهای تاریخی، «پول» نبوده.
اتفاقاً برای همین فقرش، معتقدم، شکست ترامپ محتمله.
آدم دانا در عین بیپولی، میدونه کجا رو باید بزنه ولی آدم پولدار بدون دانش، نمیدونه کجا رو باید بزنه.
به طور خلاصه در یک جمله:
«اگر علی ساربونه، میدونه شتر را کجا بخوابونه»
هر که و هر کجا باشی، هر خطایی احساس عذابی با خود دارد.
به همین سادگی!
الحمدلله
به همین سادگی!
الحمدلله
از شهرداری پرسیدند چگونه شهر را اداره میکنی؟
گفت: من چیزی نمیدانم. از جایی به من دستور میدهند. من فقط اطاعت میکنم.
پرسیدند: چگونه دستور میدهند؟
گفت: با ایمیل! مثلا میگویند کجا بروم، چه بگویم و...
در ازای این اطاعت و پیروی از دستورات، خوب زندگی میکنم و اگر نه،
تباه میشوم.
#تبعیت_محض
#تبعیت_بی_چون_و_چرا
گفت: من چیزی نمیدانم. از جایی به من دستور میدهند. من فقط اطاعت میکنم.
پرسیدند: چگونه دستور میدهند؟
گفت: با ایمیل! مثلا میگویند کجا بروم، چه بگویم و...
در ازای این اطاعت و پیروی از دستورات، خوب زندگی میکنم و اگر نه،
تباه میشوم.
#تبعیت_محض
#تبعیت_بی_چون_و_چرا
بد نبودن به معنای خوب بودن نیست. تنها با پیروی از سرمشق میتوان خوب شد.
به عنوان مثال در خوشنویسی ممکن است دستخط بد نباشد و بتوان آن را خواند ولی اینکه دستخط بد نیست به معنای خط زیبا نیست. داشتن خطی زیبا، تنها با سرمشق استاد ممکن است.
خط هم تا زیبا نباشد، ارزشمند نمیشود والا خط معمولی و خوانا زیاد است. به معنایی دیگر ارزشمندی پس از نیل به زیبایی حاصل است.
به عنوان مثال در خوشنویسی ممکن است دستخط بد نباشد و بتوان آن را خواند ولی اینکه دستخط بد نیست به معنای خط زیبا نیست. داشتن خطی زیبا، تنها با سرمشق استاد ممکن است.
خط هم تا زیبا نباشد، ارزشمند نمیشود والا خط معمولی و خوانا زیاد است. به معنایی دیگر ارزشمندی پس از نیل به زیبایی حاصل است.
راز استخدام موفق اینه که دنبال افرادی باشی که بخوان دنیا را تغییر بدن
@zolbab
@zolbab
⚫قال الصادق علیه السلام:
مَنْ أَرَادَ الله بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ.
محبّت به امام حسین علیه السلام آنچنان ارزشمند است که
اگر خداوند بخواهد بندهای را سعادتمند کند،
محبّت به آن حضرت را در دلش قرار میدهد.
📚 وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۸
📚بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۷۶
📜استاد حسین انصاریان
در کتاب ارزشمند «آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا علیه السلام»
با اشاره به روایت
«مَنْ أَرَادَ الله بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ» آورده است:
واژه «قذف» به معنایی پرتاب کردن است
و با واژه «گذاشتن» تفاوت معنایی دارد؛
تفاوت این دو واژه در این است که در پرتاب، نیرویی در پشت آن قرار دارد که آن را به سمت جلو حرکت میدهد تا به هدف برسد؛
امّا در گذاشتن، چنین نیرویی وجود ندارد.
به عنوان نمونه، وقتی گلولهای از اسلحه پرتاب میشود، نیروی عظیمی او را حرکت میدهد تا به نقطه هدف برخورد کند.
با توجه به این معنا میتوان فهمید که خیرخواهی خداوند در حق بندگانش چگونه است.
اگر خالق هستی اراده کند که بندهای خیر دنیا و آخرت را ببیند، محبّت محبوب خود، حضرت سیّدالشهدا علیه السلام را به قلب آن بنده پرتاب میکند.
از سوی دیگر، اگر خداوند شقاوت را برای بندهای بخواهد،
بغض و کینه حضرت را به قلب او پرتاب میکند.
حضرت امام صادق(ع) در ادامه روایت به این موضوع اشاره کرده وک میفرماید:
«وَ مَنْ أَرَادَ الله بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ.»
با توجه به این روایت میتوان فهمید که معیار در سعادت یا شقاوت انسانها محبّت یا کینه نسبت به حضرت سیّدالشهدا علیه السّلام میباشد.
🖤اللهم عجل لولیک الفرج🖤
مَنْ أَرَادَ الله بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ.
محبّت به امام حسین علیه السلام آنچنان ارزشمند است که
اگر خداوند بخواهد بندهای را سعادتمند کند،
محبّت به آن حضرت را در دلش قرار میدهد.
📚 وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۸
📚بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۷۶
📜استاد حسین انصاریان
در کتاب ارزشمند «آئین اشک و عزا در سوگ سیدالشهدا علیه السلام»
با اشاره به روایت
«مَنْ أَرَادَ الله بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ» آورده است:
واژه «قذف» به معنایی پرتاب کردن است
و با واژه «گذاشتن» تفاوت معنایی دارد؛
تفاوت این دو واژه در این است که در پرتاب، نیرویی در پشت آن قرار دارد که آن را به سمت جلو حرکت میدهد تا به هدف برسد؛
امّا در گذاشتن، چنین نیرویی وجود ندارد.
به عنوان نمونه، وقتی گلولهای از اسلحه پرتاب میشود، نیروی عظیمی او را حرکت میدهد تا به نقطه هدف برخورد کند.
با توجه به این معنا میتوان فهمید که خیرخواهی خداوند در حق بندگانش چگونه است.
اگر خالق هستی اراده کند که بندهای خیر دنیا و آخرت را ببیند، محبّت محبوب خود، حضرت سیّدالشهدا علیه السلام را به قلب آن بنده پرتاب میکند.
از سوی دیگر، اگر خداوند شقاوت را برای بندهای بخواهد،
بغض و کینه حضرت را به قلب او پرتاب میکند.
حضرت امام صادق(ع) در ادامه روایت به این موضوع اشاره کرده وک میفرماید:
«وَ مَنْ أَرَادَ الله بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ.»
با توجه به این روایت میتوان فهمید که معیار در سعادت یا شقاوت انسانها محبّت یا کینه نسبت به حضرت سیّدالشهدا علیه السّلام میباشد.
🖤اللهم عجل لولیک الفرج🖤
میتوان اسلام را تعهد به حقیقت معنا نمود
"a steadfast commitment to the Truth"
"a steadfast commitment to the Truth"