دِوییداس.
1.02K subscribers
455 photos
25 videos
1 file
220 links
به دستور اداره محترم اماکن از پذیرش افراد بی ناموس معذوریم.
Download Telegram
او مرا می‌بوسد، گوی تنم را، به مسلخ تیغ می‌کشد.
👻3
زندگی هنوز تداوم دارد، بپاییز امیدوارم.
بازهم جغور بغور خوردم.
7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هردو ضربه می‌خورند.
ترسیدم جای من، سکوت لب‌ات را بخورد.
💘3
ترسیدم دیر برسیم، بمیرد خاطره.
گوی از مرگ بیدار کرده باشند مرا. نبض هست. ولی گم بین کرختی اینهمه بدن، که علی رغم لاغری‌اش، باز بمن زیاد است.
💘1
سعی دارم به دویدن. با هردو پای سربی‌ام، که مرا شکل مرگ به زمین می‌کشانند، می‌لرزند که جسدم کنند.
💘1
شاید رفتند، شاید مردند، مرا کسی چه می‌داند. شاید من هم رفتم،‌ شاید من هم، مردم.
برایمان بد نیست پپسی، با حبه ای زهر شاید. استوریِ تازه بلا حدید، هشتگ فری پلستاینِ آن پایین. تو بمن می‌خندی چند خط آنطرف تر و جبر، شکل سرطان تجسد می‌کند به تنم.
مرا می‌نویسد از عشق چخبر و من می‌خندم، که مدتهاست از تو بی‌خبرم عزیزم.
💘1
من به یک شعر با مضمونی اگزیستانسیالیسمی فکر می‌کنم در مدح عشق و تو، به بلندای خلصی یک جیغ آزادی و رها. سر می‌دهی زنت را شکل یک جیغ و می‌شکنی. قلب من، کمر شعرم را.
3💘1
فکر کنم دیگر اصراری درم نباشد به عشق، عشقمان، می‌توانی دوست باقی بمانی، دوست بمیری غریبه.
💘2
به نقشه شومشان، شک کن. شکارت می‌کند یک شب...
💘1
1
خوب بگا رفتیم ها.
تمام شد کلیت قصه. فی بعد صرفا باشندگی است و بهانه‌ی الکی برای حفظ آن تصنع شکل وجود بما تحمیل شده. خیلی خبر خاصی نیست زین پس‌.
یک جوری مردند همه که باورم نمی‌شود. آدمها همه رفتند برای خودشان...
جام گرمه تو قلبا.🤧