پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
69 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
بیا روز برآمد و ما نخفتیم هنوز،
اگه شما هم مثل من هنوز روزتون رو تموم نکردین، تا هر وقت که بخواین وقت هست و هر چن صدتا پومودورو 50 دقیقه ایی هم که بخواین میتونین بخونیم تا بیهوش شیم 😌🤝
دلیلی هم که محیا رو از تمام عزیزان جدا کردم هم اینه که محیا عزیز نیست بلکه خود به تنهایی اعزّه است.
از دوستان یک نفر آدم عاقل بود که میگفت هر وقت احساس کردم دارم وارد مود غم میشم سریع موضع‌ام را تغییر داده و سعی در عوض کردن حال و هوایم میکنم.
حالا ما از اون مود ها قلبمه های غم ساخته و در حلق خود فرو میکنیم...



دوست عاقل زنده باشی تمام سعی خودم را میکنم ادای شما را در آورم.
حالا ما که شاید از تینیجری‌مون گذشته باشه ولی کسی قاطی بزرگام حسابمون نمیکنه.
Forwarded from انضحاک ضحاک!
سوال اینجاست
حالا اگه شهریار ازدواج نمیکرد، میمرد؟
ولی باید خون یه زن درون شیشه میشد و شاهد این میشد که همسرش برای معشوقش هنوزم غمگینه.
Forwarded from ژو
دلم میخواد اونقدر همه چیز خوب باشه، که نتونم انتخاب کنم. مثلا وقتی از من می‌پرسن کدوم طعم پیتز‌ا، بگم فرقی نداره. وقتی همه چیز اونقدر زیباست، که واقعا فرقی نمیکنه.
آقا ما چن وقته لطف در حقمون زیاد شده خدایی از دستمان در رف حسابش. هی آمدیم فخرهامان را بفروشیمتان دلمان نیامد.

آما داریم میریم حرم(:
فعلا همینو داشته باشین تا ببینم چی میشه...
#آقای‌امام‌رضاتولدتان‌مبارک‌کادو‌هم‌برایتان‌یک‌عالم‌دلِ‌تنگ‌آوردیم
حانی اومده پیشم و من خیلی خوش حالم (:
همیشه از این جمله های خواهر یعنی، فلان یعنی بدم میاد ولی واقعا یکی که کنارش خودِ خودتی و حرفات رو سبک سنگین نمیکنی که نکنه منظورم نرسه نکنه بد برداشت کنه... آره خواهر باید این باشه.
چون اینقد باش حرف میزنم که گاهی فک میکنم دلش میخواد بگه به خفه شدن هم فک کن.
امشب تو حرم ولش کردم بره برا خودش منم رفتم سی خودم... خیلی شلوغ بود
تو صف که به سمت ضریح میرفتی سمت مردا داشتن کیک رضوی میدادن
سمت ما؟ با اون پشمالوها نوازشمون میکردن که خانم توقف نکن. بی‌انصافی چرا یه جاهایی هم هُل میدادن خدایی
بیرون حرم که داشتیم میرفتیم یه عده هم برمیگشتن یه خانمه میگفت خیلی نامردین همه تون رفتین دستشویی نذاشتین من برم (:
یه آقاهه بود... همون اولای صحن خیلی خیلی دور از ضریح وایساده بود دست به سینه، سرشم کج گرفته بود و صحبت میکرد با آقا... یه بادکنک قرمز هم دستش بود. خیلی غریب انگار.
Forwarded from هشت صُبح
موزیکِ بی کلام گمنام ترِ،چون باهات حرف نمیزنه نمیگه داستانش چیه،باید قشنگ چراغ قوه بندازی توی تاریکی گوشه کنارش بگردی توی زیر و بَم نُتاش بفهمی چی به چیه؟چی میخاد بگه؟یادآوره چیه؟
Forwarded from مُزْمِن💡 (MOZMEN)
اینکه بخونی و قبول شی خیلی کیف میده
ولی اینکه هیچی نخونی و قبول شی خیلی بیشتر کیف میده.