Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
كاش وقتي دارين پُز صفات منفي تونو ميدين و فكر ميكنين خيلي خفن به نظر مياين ،ميتونستم با تير بزنم تو مركز ثقل بدنتون.
بعضی از این دوستان فهمیدهاند ما دل رحم داریم، عضو چنل هم نیستند میآیند پیوی که این چنل من است، دوست داشتی بیا.
لاکردارها ما بلد نیستیم نه بگوییم نکنید.
لاکردارها ما بلد نیستیم نه بگوییم نکنید.
ما هم یک سری چنان در مطالبهی ایدهآل بودیم که ذرهایی پس و پیش را برنمیتابیدیم... منتها به لطف نزدیکترینهایمان چنان کم لطفیهایی دیدیم، که از خیر جمع ایدهآل گذشتیم و به فکر یک خودِ مطلوب افتادیم... هر چه هم تنهایی کشیدیم کشیدیم، از این جماعت طلبی نداریم.
ولی اگر در طلب دلبرکی مطلوب استید که هچ... (:
بجوی که یافتنی ست،
ولی اگر در طلب دلبرکی مطلوب استید که هچ... (:
بجوی که یافتنی ست،
همه از کتاب بادبادک بازِ خالد حسینی، اون تیکه که میگه فقط یک گناه تو دنیا وجود داره یا اونجا که میگه اگه خدایی واقعا وجود داره امید دارم تا به شراب خوردن من برسه، کارهای مهم تر دیگه ایی داشته باشه، رو مینویسن.
آره قشنگن ولی میدونی اونجا که حسن داره میدوئه بره بادبادک رو برا پسر اربابش بیاره و پسرِ میدونه قراره بلایی سر حسن بیاد ولی همچنان جلو نمیره و حسن داد میزنه: هزار بار جانم به فدایت...
من اون صحنه فراموشم نمیشه.
آره قشنگن ولی میدونی اونجا که حسن داره میدوئه بره بادبادک رو برا پسر اربابش بیاره و پسرِ میدونه قراره بلایی سر حسن بیاد ولی همچنان جلو نمیره و حسن داد میزنه: هزار بار جانم به فدایت...
من اون صحنه فراموشم نمیشه.
هزاری هم منطقی باشی یه وقتی از یکی که اصلا ربطی بهت نداره میرنجی. خاک بر سر خرت آدم
ولی می کشیدم بیرون از اون فوتبالی که یکی دیگه ببازه تا ما بریم بالا.
( زر میزند)
( زر میزند)
یه استاد شیرازی داریم به غایت قند (:
یکی گفت: استاد ببخشید نت ما ضعیفه برق هم نداریم اگه نبودیم خلاصه...
استاد میگه: ما همغم ایم درواقع، تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری... من از طرف مسئولین از شما عذر خواهی میکنم.
امروز هم جلسه آخرمون بود میگفت: رسیدیم به فلان مبحث که دیگه ولش کن ایشالا ترمای بعد... آدم زیاد هم حرف بزنه خوب نیست (:
لهجه قِشنگش *-*
یکی گفت: استاد ببخشید نت ما ضعیفه برق هم نداریم اگه نبودیم خلاصه...
استاد میگه: ما همغم ایم درواقع، تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری... من از طرف مسئولین از شما عذر خواهی میکنم.
امروز هم جلسه آخرمون بود میگفت: رسیدیم به فلان مبحث که دیگه ولش کن ایشالا ترمای بعد... آدم زیاد هم حرف بزنه خوب نیست (:
لهجه قِشنگش *-*
پَریما
یه استاد شیرازی داریم به غایت قند (: یکی گفت: استاد ببخشید نت ما ضعیفه برق هم نداریم اگه نبودیم خلاصه... استاد میگه: ما همغم ایم درواقع، تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری... من از طرف مسئولین از شما عذر خواهی میکنم. امروز هم جلسه آخرمون بود میگفت: رسیدیم به…
میگه دانشجوها ثمره عمر ما استن "":
حقیقتا حس تکلیف بهم دست داد. خدافظ اصن
حقیقتا حس تکلیف بهم دست داد. خدافظ اصن
آقا امشب بیرون بودیم، یه منطقهای است به نام گلشهر و از کابل هم مزارتر است درواقع
بعد آمده بودند تبلیغِ بیایید رای بدهید (:
می خواستم برم جلو که داداش داری اشتباه میزنی، ولی اینقدر پرشور بود بپربپراش راستش گفتم بذا ما هم بریم پای صندوق لابد خبریه °|°
بعد آمده بودند تبلیغِ بیایید رای بدهید (:
می خواستم برم جلو که داداش داری اشتباه میزنی، ولی اینقدر پرشور بود بپربپراش راستش گفتم بذا ما هم بریم پای صندوق لابد خبریه °|°
یک غم عجیبی به دلمان افتاده و سر صبحی انگار فقط باید گریه کنی ولی از آنهاست که نمیآید...
سررسیدی که روزانههام رو درش مینوشتم مدام در دسترس نیست و نوشتنیهام تلنبار شدن.
خوبه سر صبح یه پیام امیددار میفرستی ولی یکم نیاز داشتم بپرسی حالم هم خوبه یا نه.
Forwarded from زنِ گورستان آلیس کمپ
.
گاهی وقتها که خانه خلوت است و غوغای سرم هم خاموش، برخی واژهها را با خودم تکرار میکنم بارها و بارها. واژههایی که آهنگشان دور وُ رازوار وُ باستانی است:
بدخشان، لاژورد، زنگار، زبرجد، شنگرف، کهربا.
و
امان از کهربا. امان از کهربا.
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
گاهی وقتها که خانه خلوت است و غوغای سرم هم خاموش، برخی واژهها را با خودم تکرار میکنم بارها و بارها. واژههایی که آهنگشان دور وُ رازوار وُ باستانی است:
بدخشان، لاژورد، زنگار، زبرجد، شنگرف، کهربا.
و
امان از کهربا. امان از کهربا.
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.