میخواستم بگم مستانه را فرستادم
منتا آنتن گه است و خیلی خیلی دیر میرسد پس شما خودت یکی پلی کن عجالتا
ولی خب این پیام هم دیر میرسد (؛
منتا آنتن گه است و خیلی خیلی دیر میرسد پس شما خودت یکی پلی کن عجالتا
ولی خب این پیام هم دیر میرسد (؛
شما اعتقاد به روز جهانی دختر داری یا چمیدونم مناسبت مذهبیش، اصن مهم نیس
اعتقاد منم مهم نیس
همینکه یه نفر برا خودش یه عید میگیره دلیل نمیشه شما بگی پاشو ملکه خودت باش و تلاش کن
حالا مگه ما با تبریک روز دختر نشستیم یکی بیاد دنیامون رو بسازه؟
ولمون کن بابا
اعتقاد منم مهم نیس
همینکه یه نفر برا خودش یه عید میگیره دلیل نمیشه شما بگی پاشو ملکه خودت باش و تلاش کن
حالا مگه ما با تبریک روز دختر نشستیم یکی بیاد دنیامون رو بسازه؟
ولمون کن بابا
بچا من تاحالا دوست نیوجرسیایی نداشتم🥲
تا اینکه خدا یک دانه خوبش را برایمان جور کرد،
تا اینکه خدا یک دانه خوبش را برایمان جور کرد،
همینکه که میگی نگران نباش یه کاریش میکنیم، هچ کاری هم نکنی، کلی دلگرمی ساختی.
دمت گرم (:
دمت گرم (:
من امروز فهمیدم در این دنیا هنوز مهربانی نمرده است... اشتباهی داشتم که حقم بود تنبیه بشم ولی بزرگواری کردن و یه فرجه دادن.
حقیقتا گریهام گرفت.
حقیقتا گریهام گرفت.
حانی گفت از فردا که اول ذیالقعده است چون موسی که به طور رفت، چله بگیریم. برای هر چه
خواهی توبه باشد خواهی دوستی یا هر چه
همین که چهل روز آگاهانه بیشتر با خدا دوستی کنی
که مگر حاجتی هم اگر بر دل داری، روا شود
چه میدانم،
حتما موسی بلد بوده...
عصای اژدر شونده و نورِ یَد را که به گزاف ندادهاندش
حالا خداجان خودمانیم،
ما که از این چیزها طلب نداریم
بکارمان نمیآید.
لکن به قدر ارزنی اگر... اگر... اصلا نمیدانم چه میخواهم
چه بخواهم خوب است؟
ما که بلد نیستیم، شما خودتان خوبترها را برایمان بخواهید.
عرضی نیست،
دلمان تنگ شماست و حالا داریم به زیارت یکی از محبوبین شما میرویم، باشد که ایشان هم از طرف ما برایمان دعا بفرمایند و شما هم ما را مورد عنایتتان قرار دهید.
بلی ما نه تنها رو سیاهیم که پررو هم استیم، ولی خب امیرحسین میگفت خدا بچه پرروها را بیشتر دوست دارد، چمیدانم کاش همینطور باشد. خدایا ما نوکرتیم
شما تنها کسی استین که دلمان بهتان خوش است و عرضی هم باشد شما همیشه هستید و مجبور نیستیم چتهای نخوانده مان را پاک کنیم یا نگران جواب دادنها و ندادنهایش باشیم. شما همیشه جواب ما را دادی. چه با عتاب و چه با لطف. بزرگی شما... هرچی هم از شما به ما برسه لطفه
دوستتان داریم، مراقب دل ما باشید.
بیست و یکم خرداد چهارده صد
سی شوال چهارده چهل و دو
نزدیکهای ظهر
خواهی توبه باشد خواهی دوستی یا هر چه
همین که چهل روز آگاهانه بیشتر با خدا دوستی کنی
که مگر حاجتی هم اگر بر دل داری، روا شود
چه میدانم،
حتما موسی بلد بوده...
عصای اژدر شونده و نورِ یَد را که به گزاف ندادهاندش
حالا خداجان خودمانیم،
ما که از این چیزها طلب نداریم
بکارمان نمیآید.
لکن به قدر ارزنی اگر... اگر... اصلا نمیدانم چه میخواهم
چه بخواهم خوب است؟
ما که بلد نیستیم، شما خودتان خوبترها را برایمان بخواهید.
عرضی نیست،
دلمان تنگ شماست و حالا داریم به زیارت یکی از محبوبین شما میرویم، باشد که ایشان هم از طرف ما برایمان دعا بفرمایند و شما هم ما را مورد عنایتتان قرار دهید.
بلی ما نه تنها رو سیاهیم که پررو هم استیم، ولی خب امیرحسین میگفت خدا بچه پرروها را بیشتر دوست دارد، چمیدانم کاش همینطور باشد. خدایا ما نوکرتیم
شما تنها کسی استین که دلمان بهتان خوش است و عرضی هم باشد شما همیشه هستید و مجبور نیستیم چتهای نخوانده مان را پاک کنیم یا نگران جواب دادنها و ندادنهایش باشیم. شما همیشه جواب ما را دادی. چه با عتاب و چه با لطف. بزرگی شما... هرچی هم از شما به ما برسه لطفه
دوستتان داریم، مراقب دل ما باشید.
بیست و یکم خرداد چهارده صد
سی شوال چهارده چهل و دو
نزدیکهای ظهر
اصلا این استادها و معلمها اگر میدانستند آموزههای ما در هنگام تقلب تا به ابد فراموشمان نمیشود اینقدَر بیهُده در تلاش برای جلوگیری نبودند.
بهمان گفتن داستان کودک بنویسید و قبلش هم اصول رو توضیح دادن... همه بر عکس چیزایی که ممنوعها بود نوشتن (:
یکی که داستان ترسناک نوشته بود در حد فیلم حلقه🤦🏻♀️😂
داستان من یه مادربزرگ دیوانه داشت، بامزه بود ولی خیلی ریز چیزخل بودن آدم بزرگا رو میرسوند.
جالب اینجاس همه می دونیم مشکل کارمون کجاست منتها انگار همون چیزخل بودنِ آدم، آدم رو میبره اون سمت که به بچههای اطرافش اینجوری دنیا رو بشناسونِ.
یکی که داستان ترسناک نوشته بود در حد فیلم حلقه🤦🏻♀️😂
داستان من یه مادربزرگ دیوانه داشت، بامزه بود ولی خیلی ریز چیزخل بودن آدم بزرگا رو میرسوند.
جالب اینجاس همه می دونیم مشکل کارمون کجاست منتها انگار همون چیزخل بودنِ آدم، آدم رو میبره اون سمت که به بچههای اطرافش اینجوری دنیا رو بشناسونِ.