همیشه فکر میکردم در همه امور دودل و نامطمئن استم... ولی اخیرا چیزی رو یافتم که به قولی میتونم بهش چنگ بندازم و هر تایمی بهش فکر کنم، انگیزه ام باشد برای جلو رفتن برا تلاش کردن.
چیزی که شوقی عمیق و واقعی رو درت ایجاد کنه و در لحظه غم هات، وحشتهات، ناامیدیهات و همهی بریدنهات با فکر کردن بهش و اینکه خودت رو در دل اون موقعیت ببینی و فکر به اینکه صبر کردنها بیشتر از این هم باشه، میارزه برای لبخند اون لحظه.
و خب اون نمیتونه فقط یک لحظه باشه... میدونی که همهاش رو دوست خواهی داشت (:
تو دنیا آدم نمیرسه به اون موقعیت که بگه آره همینه و تموم شد همه صبر کردنا... لکن فکر به اینکه داری تلاش میکنی در جهت بهبود اوضاع خودت و باقی آدمها، این ولی اونجاس که میتونم حداقل برا خودم بگم آره همینه (؛
چیزی که شوقی عمیق و واقعی رو درت ایجاد کنه و در لحظه غم هات، وحشتهات، ناامیدیهات و همهی بریدنهات با فکر کردن بهش و اینکه خودت رو در دل اون موقعیت ببینی و فکر به اینکه صبر کردنها بیشتر از این هم باشه، میارزه برای لبخند اون لحظه.
و خب اون نمیتونه فقط یک لحظه باشه... میدونی که همهاش رو دوست خواهی داشت (:
تو دنیا آدم نمیرسه به اون موقعیت که بگه آره همینه و تموم شد همه صبر کردنا... لکن فکر به اینکه داری تلاش میکنی در جهت بهبود اوضاع خودت و باقی آدمها، این ولی اونجاس که میتونم حداقل برا خودم بگم آره همینه (؛
Forwarded from صوفی
بله
زمانی که میرم وطن
ینی میرم به روستای پدری و مادریم
عمیقا حس میکنم متعلق به یک جایی از این جهانم
و دوم وقتی از اول یک خیابونی به تهش خیره میشم
وقتی کل خیابون رو با جزئیاتش میبینم
درختها و نوری که از بینشون رد میشه و آسمون بالای اون خیابون رو.
در این مواقع هم حس عجیبی بهم میگه که تو برای این جهانی
تو یک روز در این جهان بودی و نفس کشیدی
تو برای زمینی و خدا میدونه اهل زمین بودن چقدر سعادت لازم داره
بله درسته همه چیز اینجا سخته
اما کی گفته زیبا نیست؟
زمانی که میرم وطن
ینی میرم به روستای پدری و مادریم
عمیقا حس میکنم متعلق به یک جایی از این جهانم
و دوم وقتی از اول یک خیابونی به تهش خیره میشم
وقتی کل خیابون رو با جزئیاتش میبینم
درختها و نوری که از بینشون رد میشه و آسمون بالای اون خیابون رو.
در این مواقع هم حس عجیبی بهم میگه که تو برای این جهانی
تو یک روز در این جهان بودی و نفس کشیدی
تو برای زمینی و خدا میدونه اهل زمین بودن چقدر سعادت لازم داره
بله درسته همه چیز اینجا سخته
اما کی گفته زیبا نیست؟
وقتی یه شیش ماههایی که بوی بهشت میده رو میدن بغل من:
بیا گازت بگیرُم *-*
بیا گازت بگیرُم *-*
روز که همیشه روزِ ماس
منتا امشب دیگه واقعا روزِ ماس
به غیر از نقطه و ایموجیا، عشقیا ممبرا، شمایی که ما رو میخونی، یا الکی آمدی و نمیخوانی،
دختراااااااا روزتون مبارک.
منتا امشب دیگه واقعا روزِ ماس
به غیر از نقطه و ایموجیا، عشقیا ممبرا، شمایی که ما رو میخونی، یا الکی آمدی و نمیخوانی،
دختراااااااا روزتون مبارک.
میخواستم بگم مستانه را فرستادم
منتا آنتن گه است و خیلی خیلی دیر میرسد پس شما خودت یکی پلی کن عجالتا
ولی خب این پیام هم دیر میرسد (؛
منتا آنتن گه است و خیلی خیلی دیر میرسد پس شما خودت یکی پلی کن عجالتا
ولی خب این پیام هم دیر میرسد (؛
شما اعتقاد به روز جهانی دختر داری یا چمیدونم مناسبت مذهبیش، اصن مهم نیس
اعتقاد منم مهم نیس
همینکه یه نفر برا خودش یه عید میگیره دلیل نمیشه شما بگی پاشو ملکه خودت باش و تلاش کن
حالا مگه ما با تبریک روز دختر نشستیم یکی بیاد دنیامون رو بسازه؟
ولمون کن بابا
اعتقاد منم مهم نیس
همینکه یه نفر برا خودش یه عید میگیره دلیل نمیشه شما بگی پاشو ملکه خودت باش و تلاش کن
حالا مگه ما با تبریک روز دختر نشستیم یکی بیاد دنیامون رو بسازه؟
ولمون کن بابا
بچا من تاحالا دوست نیوجرسیایی نداشتم🥲
تا اینکه خدا یک دانه خوبش را برایمان جور کرد،
تا اینکه خدا یک دانه خوبش را برایمان جور کرد،
همینکه که میگی نگران نباش یه کاریش میکنیم، هچ کاری هم نکنی، کلی دلگرمی ساختی.
دمت گرم (:
دمت گرم (:
من امروز فهمیدم در این دنیا هنوز مهربانی نمرده است... اشتباهی داشتم که حقم بود تنبیه بشم ولی بزرگواری کردن و یه فرجه دادن.
حقیقتا گریهام گرفت.
حقیقتا گریهام گرفت.
حانی گفت از فردا که اول ذیالقعده است چون موسی که به طور رفت، چله بگیریم. برای هر چه
خواهی توبه باشد خواهی دوستی یا هر چه
همین که چهل روز آگاهانه بیشتر با خدا دوستی کنی
که مگر حاجتی هم اگر بر دل داری، روا شود
چه میدانم،
حتما موسی بلد بوده...
عصای اژدر شونده و نورِ یَد را که به گزاف ندادهاندش
حالا خداجان خودمانیم،
ما که از این چیزها طلب نداریم
بکارمان نمیآید.
لکن به قدر ارزنی اگر... اگر... اصلا نمیدانم چه میخواهم
چه بخواهم خوب است؟
ما که بلد نیستیم، شما خودتان خوبترها را برایمان بخواهید.
عرضی نیست،
دلمان تنگ شماست و حالا داریم به زیارت یکی از محبوبین شما میرویم، باشد که ایشان هم از طرف ما برایمان دعا بفرمایند و شما هم ما را مورد عنایتتان قرار دهید.
بلی ما نه تنها رو سیاهیم که پررو هم استیم، ولی خب امیرحسین میگفت خدا بچه پرروها را بیشتر دوست دارد، چمیدانم کاش همینطور باشد. خدایا ما نوکرتیم
شما تنها کسی استین که دلمان بهتان خوش است و عرضی هم باشد شما همیشه هستید و مجبور نیستیم چتهای نخوانده مان را پاک کنیم یا نگران جواب دادنها و ندادنهایش باشیم. شما همیشه جواب ما را دادی. چه با عتاب و چه با لطف. بزرگی شما... هرچی هم از شما به ما برسه لطفه
دوستتان داریم، مراقب دل ما باشید.
بیست و یکم خرداد چهارده صد
سی شوال چهارده چهل و دو
نزدیکهای ظهر
خواهی توبه باشد خواهی دوستی یا هر چه
همین که چهل روز آگاهانه بیشتر با خدا دوستی کنی
که مگر حاجتی هم اگر بر دل داری، روا شود
چه میدانم،
حتما موسی بلد بوده...
عصای اژدر شونده و نورِ یَد را که به گزاف ندادهاندش
حالا خداجان خودمانیم،
ما که از این چیزها طلب نداریم
بکارمان نمیآید.
لکن به قدر ارزنی اگر... اگر... اصلا نمیدانم چه میخواهم
چه بخواهم خوب است؟
ما که بلد نیستیم، شما خودتان خوبترها را برایمان بخواهید.
عرضی نیست،
دلمان تنگ شماست و حالا داریم به زیارت یکی از محبوبین شما میرویم، باشد که ایشان هم از طرف ما برایمان دعا بفرمایند و شما هم ما را مورد عنایتتان قرار دهید.
بلی ما نه تنها رو سیاهیم که پررو هم استیم، ولی خب امیرحسین میگفت خدا بچه پرروها را بیشتر دوست دارد، چمیدانم کاش همینطور باشد. خدایا ما نوکرتیم
شما تنها کسی استین که دلمان بهتان خوش است و عرضی هم باشد شما همیشه هستید و مجبور نیستیم چتهای نخوانده مان را پاک کنیم یا نگران جواب دادنها و ندادنهایش باشیم. شما همیشه جواب ما را دادی. چه با عتاب و چه با لطف. بزرگی شما... هرچی هم از شما به ما برسه لطفه
دوستتان داریم، مراقب دل ما باشید.
بیست و یکم خرداد چهارده صد
سی شوال چهارده چهل و دو
نزدیکهای ظهر