پاشین گم شین باهم یه اتاق فرار بریم، خیلی خفنِ خدایی
منو لیلا و امیرحسین که همون اتاق اولیا به نوبت در ره رفاقت میمردیم... جفر خیلی برامون غصهش میشد ولی با جملهی عب نداره هنوز پیوند و نرگسو داریم، خودشو آروم میکرد... آخرش هم احتمالا محیا فقط زنده میموند... شایدم جواد سیستمشون رو میزد میترکوند همه با هم زنده میموندیم(:
منو لیلا و امیرحسین که همون اتاق اولیا به نوبت در ره رفاقت میمردیم... جفر خیلی برامون غصهش میشد ولی با جملهی عب نداره هنوز پیوند و نرگسو داریم، خودشو آروم میکرد... آخرش هم احتمالا محیا فقط زنده میموند... شایدم جواد سیستمشون رو میزد میترکوند همه با هم زنده میموندیم(:
Forwarded from نگفتنیا
نزارین بچه هاتون سرشونو از سانروف بیارن بیرون، شاید یکی بچه اش سر نداشته باشه.
Forwarded from تسكر تبكي
یه جمله ی ترسناکی هست که میگه:
"now you're just a stranger with all my secrets"
"الان تو با همه ی رازهای من غریبه هستی "
فکر کردن به این جمله خیلی ناراحت کننده است ، چگونه کسی که تمام جزئیات و راز ها و چیزهای شخصی ات را با او به اشتراک گذاشتی بعد از مدتی اینگونه بی ارزش و غریبه می شود
"now you're just a stranger with all my secrets"
"الان تو با همه ی رازهای من غریبه هستی "
فکر کردن به این جمله خیلی ناراحت کننده است ، چگونه کسی که تمام جزئیات و راز ها و چیزهای شخصی ات را با او به اشتراک گذاشتی بعد از مدتی اینگونه بی ارزش و غریبه می شود
بعد ده بار که میگم خونه خودتونه تعارف نکنید، یعنی میتونی پاشی ظرفا رو بشوری.
پشت هر حرف ما شاید یه عالم دلشکستگیمون باشه... بعد میخونن میگن بهبه، یا چش قلبی مثلا (:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پروفایل یه ممبر گُلِ
کاش اون گوسپند که اون دورا تناس من بودم.
کاش اون گوسپند که اون دورا تناس من بودم.
میگفت: بین کسی که فال میگیره و کسی که نیت میکنه، اگه یه ارتباط دلی باشه، اون وقته که اون حافظ جوابه.
Forwarded from الحَنیٖـــــن
إزالة الجبال أهوَن مِن إزالة قلب عن موضعه
ـ
کوه کندن از دل کندن آسانتره
- موسیبنجعفر فرموده
ـ
کوه کندن از دل کندن آسانتره
- موسیبنجعفر فرموده
آقای هوشنگ گلشیری عزیز، شما از آنهایی استید که آدم دلش میخواهد به قدر نوشیدن یک فنجان چای هم درنگ نکرده و برایمان بیشتر بنویسید ولیکن آدمی ست دیگر، نخواهد هم زندگی باید کند چه به رضا چه جبر. باید گفت شما چقدر خوب مینویسید امّا مگر کفایت میکند؟
داستان "دست تاریک، دست روشن" تان، چنان عنان از کفمان بُرید که لاجرم دوباره و چندباره خواندیمش. چه دور و غریب که بگوییم دلمان برای قلمتان تنگ است.
کاش میشد گفت بیشتر بنویسید بیشتر.
داستان "دست تاریک، دست روشن" تان، چنان عنان از کفمان بُرید که لاجرم دوباره و چندباره خواندیمش. چه دور و غریب که بگوییم دلمان برای قلمتان تنگ است.
کاش میشد گفت بیشتر بنویسید بیشتر.
Forwarded from Șahin
«هنوز هم دارند مخفیکاری میکنند؛ حتّی در عشق! من میگویم اگر آدم کسی را دوست داشتهباشد باید با صدای بلند بگوید.»
- هوشنگ گلشیری
- هوشنگ گلشیری