Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
اَتّاخ: نوعی علامت تعجب در گویش شهرستان محلات, در هنگام تعجب زیاد بیان میکنند.
دهانمان باز ماند O:
دهانمان باز ماند O:
Forwarded from انضحاک ضحاک!
شاید ما به اندازه استحقاق خودمون به آغوش کشیده میشیم ، شنیده میشیم،دوست داشته میشیم ، استراحت میکنیم و زندگی میکنیم و به مقصد میرسیم و فهمیده میشیم و درک میشیم و امنیم و نمیترسم و خودمونیم و حس آزادی و آرامش میکنیم و احساس خوشبختی میکنیم و آرامش رو پیدا میکنیم ولی انتظار و توقع و تفکرمون فراتر از استحقاقمونه
میدونی هیچ وقت خوابایی که میبینم رو برا کسی تعریف نمیکنم، انگار که تمام چیزی که بخواد و نخواد ازت بدونه رو ریختی تو کاسه گذاشتی جلوش.
در عوض گاهی یادداشتشون میکنم تا یادم نره ذهنم مریضتر از این حرفاست.
در عوض گاهی یادداشتشون میکنم تا یادم نره ذهنم مریضتر از این حرفاست.
عقلمان دارد دندان هایش میبرآید. چنان کودک تخسی که گفته باشی اش فلان را نکن، هی همان را بکند. اصلا بگویش بیه بیه (بعد که بیامد، بزنی پس کله اش، بِکشی اش) ولی لاکردار در رفت و آمد است و فقط محض یادآوری خودی مینماید.
Forwarded from الحَنیٖـــــن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چیه این دنیا!!؟
آقا لحن خیلی مهمه، نگا کنید چطور میخونید مینویسید گپ میزنید... همینو با لحن دپرس هم میشه خوند
ولی الان چشم بد دور که خوش خوش کام شادی میرسد (؛
و ما در عجب که اصن به به ^-^
جز خودتون اگه تونستین روز بقیه رو هم بسازین عشقیا.
آقا لحن خیلی مهمه، نگا کنید چطور میخونید مینویسید گپ میزنید... همینو با لحن دپرس هم میشه خوند
ولی الان چشم بد دور که خوش خوش کام شادی میرسد (؛
و ما در عجب که اصن به به ^-^
جز خودتون اگه تونستین روز بقیه رو هم بسازین عشقیا.