Forwarded from گوش هاي مشترك؛
شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
_فرخی یزدی
ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم
دیدی آن ترک ختا دشمن جان بود مرا
گرچه عمری به خطا دوست خطابش کردم
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم
آنقدر گریه نمودم که خرابش کردم
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
آتشی در دلش افکندم و آبش کردم
غرق خون بود و نمی خفت ز حسرت فرهاد
خواندم افسانه شیرین و به خوابش کردم
دل که خونابهٔ غم بود و جگرگوشه دهر
بر سر آتش جور تو کبابش کردم
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
_فرخی یزدی
Forwarded from هشت صُبح (ᴀᴍɪʀʜᴏꜱꜱᴇɪɴ)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعبیر خواب و فال اگه خوب باشه، هی منتظریم همون شه،
حالا اگه بد بود ما اعتقادی نداریم.
حالا اگه بد بود ما اعتقادی نداریم.
خوشالی بعدِ امتحان برا من مثه خوشالی بعدِ گل میمونه(:
حالا یه وقتایی هم یا آفساید میشه یا گل بهخودی... ولی همین که رو نیمکت نبودی و یه فرصتی داشتی شکر.
حالا یه وقتایی هم یا آفساید میشه یا گل بهخودی... ولی همین که رو نیمکت نبودی و یه فرصتی داشتی شکر.
ولی الان نه تنها گل بهخودی زدم،
بلکه هیشکی هم بهم پاس نمیده...
بازیکن تیم حریفو زدم ناکار کردم...
کارت قرمز گرفتم...
داور رو به فحش گرفتم...
تماشاچیا دارن منو هو میکنن...
سرمربی ازم ناامید شده...
لباسمو در آوردم میرم سمت رختکن...
شما تلوزیونو خاموش میکنی
ولی من موندم اونجا
رو زمین رختکن
و دلم نمیخواست هیچکدوم از اینا اتفاق می افتاد.
بلکه هیشکی هم بهم پاس نمیده...
بازیکن تیم حریفو زدم ناکار کردم...
کارت قرمز گرفتم...
داور رو به فحش گرفتم...
تماشاچیا دارن منو هو میکنن...
سرمربی ازم ناامید شده...
لباسمو در آوردم میرم سمت رختکن...
شما تلوزیونو خاموش میکنی
ولی من موندم اونجا
رو زمین رختکن
و دلم نمیخواست هیچکدوم از اینا اتفاق می افتاد.
دو خط تایپ کردم، برگشت رو نگه میدارم(هی با حالت های مختلف) موندم چرا پاک نمیشه (:
ظهر ساعت دو بیدار شدم، چهار و نیم دوباره خوابیدم تا هفت و نیم. ولی میخوام گوشادیا رو درز بگیرم امشب یه غلطایی بکنم.
#محیاآیاهمچنانبامادوستی؟
#محیاآیاهمچنانبامادوستی؟
پَریما
ای خوشگلای روزگار، غره نشین ما هم خدایی داریم.
اینجا من شکسته نفسی کردم
به هر حال گفتم یه الگو داشته باشین برا خاکی بودن و این حرفا
فدای یکیک تون (؛
به هر حال گفتم یه الگو داشته باشین برا خاکی بودن و این حرفا
فدای یکیک تون (؛
Forwarded from لاله واژگون (*Fatemeh*)
نیاز دارم یه دوست تاجیک داشته باشم که مدام بهم ویس بده و من کیف کنم از لهجهی قشنگش ^^
اومدم قم، کلاس داشتم برق نداشتن... اومدم حرم اینقد خسته بودم هوا هم مطبوع بود سر کلاس خوابم برد... یه خانمِ صدام کرد من یهو بلند شدم سرفهم گرفت... حالا مگه بند میاد؟
خانمِ چی میگفت؟ که پاشو کیفت رو نبرن (:
خانمِ چی میگفت؟ که پاشو کیفت رو نبرن (:
هنوزم بعد دو سال اگه یکی از مامانم در مورد دندونام بپرسه از اول تا آخرش رو توضیح میده
این شیری هاش نیافتاده بود
دائمی ها نهفته بودن
گفتن باید فلان کنی
اینقد هم پیش قسط دادیم
تا فلان وقت هم تموم شد قسطاش
یه جراحی هم داشت تازه
سنش زیاد بود وگرنه میکشیدیم درمیومد
(همون موقع من دهنم پر از غذا)
مامانم: فریبا دهنتو وا کن خاله ببینه.
این شیری هاش نیافتاده بود
دائمی ها نهفته بودن
گفتن باید فلان کنی
اینقد هم پیش قسط دادیم
تا فلان وقت هم تموم شد قسطاش
یه جراحی هم داشت تازه
سنش زیاد بود وگرنه میکشیدیم درمیومد
(همون موقع من دهنم پر از غذا)
مامانم: فریبا دهنتو وا کن خاله ببینه.