از اولای نوروز همسایه روبه رویی مون یه بزغاله آورد گذاشت تو بالکن شون، صداش خیلی بچه بود انگار تازه دنیا اومده باشه، از یه طرف ذوق داشتم صداش میومد از یه طرف نمیخواستم فک کنم قراره باش چیکار کنن... موند و چند وقت بعد بردنش پشت بوم شون و دیگه دیده نمیشد ولی صداش میومد... چن وقتی خونه نبودم و الان صداش به وضوح بزرگ تر شده... مردِ اومد نمیدونم چیکارش کرد ولی چنتا فحش بهش داد و اونم یه پنج دقیقه مدام داد میزد...
الان ساکت شده، نمیدونم خسته است یا مرده.
الان ساکت شده، نمیدونم خسته است یا مرده.
دیشب با مامانم داشتیم میرفتیم، یه خانمه منتظر ما وایستاد: دارین میرین پیاده روی؟
ما: بله
خانمه: از این وری؟
مامانم: بله شما هم میایین؟
خانمه: نه
انگار ماموریت امشبش رو انجام داده باشه، رفت.
ما: بله
خانمه: از این وری؟
مامانم: بله شما هم میایین؟
خانمه: نه
انگار ماموریت امشبش رو انجام داده باشه، رفت.
Forwarded from Ay's
کاش دنیا دست زن ها بود،
زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند
و قدر مخلوق خودشان را می دانند.
قدر تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچ وقت
خالق نبوده اند، آنقدر خود را
به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود؟
سووشون #سیمین_دانشور
زن ها که زاییده اند یعنی خلق کرده اند
و قدر مخلوق خودشان را می دانند.
قدر تحمل و حوصله و یکنواختی
و برای خود هیچ کاری نتوانستن را.
شاید مردها چون هیچ وقت
خالق نبوده اند، آنقدر خود را
به آب و آتش می زنند تا چیزی بیافرینند.
اگر دنیا دست زن ها بود، جنگ کجا بود؟
سووشون #سیمین_دانشور
بمیرد کرونا که از یادمان برده بود که شب نشینی با دوستان چه کَیفی داشت،
کومه هایم شکاف شدند از خنده🥲
کومَه: لُپ
کومه هایم شکاف شدند از خنده🥲
کومَه: لُپ
به خوش و بش بسیار با رفیقان و گپ و قصه کردن، میلَه گوییم، دی شب چنان میله کردیم، که به پیمانه یک سال و اندی که از ای دوری ها می گذرد، در خورجین خنده هامان ریختیم که تا باد چنین بادا
رفیقان به خواب و ما به شکر (؛
رفیقان به خواب و ما به شکر (؛
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به چَکَر آمده ایم ✌🏼🌵🗻
حانی: می خوای به باشگاه پنج صبحی ها بپیوندی؟
وقتی بیدار شدم هشت بود، اعصابم خورد شد دوباره خوابیدم تا یازده
حانی: گومشو بیرون از باشگاه
وقتی بیدار شدم هشت بود، اعصابم خورد شد دوباره خوابیدم تا یازده
حانی: گومشو بیرون از باشگاه
امروز که زود بیدار شدم اینقدر این ساعت برام غریبه است که فقط مودب یه گوشه نشستم و نمی دونم باید چی کار کنم.
از بس جز پیاده روی ورزش دیگه ایی نداشتم، چه مضحک اومد تصور خودم در حال حرکات ورزشی
داشتم فک میکردم چه دلگرمی خوبه که به کنکور دهندگان بدم، والا همین قد بدونین که اگه فک میکنین قراره روزاتون خوش تر و مفید تر باشه با این دانشگاه رفتن، تلاش کنید مثه چی هم تلاش کنید.
وگرنه که ببینین دلتون کجا میره شما هم برین پی اش، ضرر نمیکنید ^-`
وگرنه که ببینین دلتون کجا میره شما هم برین پی اش، ضرر نمیکنید ^-`
اگرم فک کردین حالا دیگه برا تلاش دیره باید بگم درست فکر کردین (؛
جاست کیدینگ عشقیا پاشین گمشین بزنین تو دهن من که نشون بدین الانم دیر نیس♡
جاست کیدینگ عشقیا پاشین گمشین بزنین تو دهن من که نشون بدین الانم دیر نیس♡
موفق هم نخواهید شد اگه میخوایید برا خواست بقیه تلاش کنید،
مگه اینکه موفقیت رو جز دل خوشی خودتون بدونید.
مگه اینکه موفقیت رو جز دل خوشی خودتون بدونید.