پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
Forwarded from یورُس|Eurus (Maeii)
تهِ تهِ تهِ ذهنمون،اونجایی که شاید خیلیامون آگاهی نداریم بهش،دوست داریم که دیده بشیم
حالا این دیده شدن می‌تونه خیلی وسیع باشه و یا می‌تونه دیده شدن فقط توسط یه نفر باشه
یه نفر باشه که ببینتمون
کامل و بادقت
حواسش بهمون باشه
شما را خدا را، حروف صدا دار را از نام هایتان حذف نکنید.
موقع خواندن، ما زبانمان رگ به رگ میشود.
یورُس|Eurus
تهِ تهِ تهِ ذهنمون،اونجایی که شاید خیلیامون آگاهی نداریم بهش،دوست داریم که دیده بشیم حالا این دیده شدن می‌تونه خیلی وسیع باشه و یا می‌تونه دیده شدن فقط توسط یه نفر باشه یه نفر باشه که ببینتمون کامل و بادقت حواسش بهمون باشه
میدونی،
برا من ته نیست همون روست، بهش هم اشراف دارم کامل.
ولی نیست کسی که حواسش بهمون باشه. خیلی ها میان و یه سر بهت میزنن که آهای ما به یادتیم... ولی کامل و با دقت؟
نه فک نمیکنم (:
Forwarded from -دراپتومانیا
ما آدما هیچ وقت کسی رو پیدا نمیکنیم که صددرصد باهامون جور باشه.
فقط در طول زمان یاد میگیریم واسه کنار اومدن با کسایی که دوسشون داریم باید چه رفتار هایی از خودمون نشون بدیم!
Forwarded from fariBa
آدم همدم میخواد
Forwarded from fariBa
تنهایی همه چی سخت تر میشه،
کارِ کردنی رو بکن.
مَا قَطَعْتُ رَجَائِي مِنْكَ

اميدم را از تو نخواهم بريد،
Forwarded from نگفتنیا
دفترچه یادداشتی که هیچوقت دلم نیومد توش چیزی بنویسم.
متاسفانه عادت بدی که در من وجود داره اینجوریه که اگه خواب باشم و سر و صدا بشنوم، نمیدونم با کی لج میکنم ولی تا بیست ساعت میخوابم تا خفه شن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه اولین چیز ها حس متفاوتی دارند، خوشایند گاه غم آلود گاه مزخرف و گاه هزار هزار حسی که می‌تواند برای اولین رویدادها به کار برد.
اما چیزی که همیشه برای من وجود داشته در مورد همین اولین ها، این بوده که بسیار ترس داشتم، ترسی عمیق که نکند آنطور که باید نشود... آنطور که باید پیش نرود و اگر چنین شد بعد از آن چه کنم؟
بعدش که دیگر قرار نیست اولین باشد و پیاپی هم نه، هر از گاهی تکرار شود، باید چه کنم؟ با خودم، با او، با آن حس مزخرفی که قرار است هر بار یادآوری شود... آیا مسائل براستی سخت هستند یا من خر شده ام؟
شاید هم این خریّت برایم چَلیده است. هندی ها می گویند چَل به معنای بیا برویم... پاشو... یک همچین چیزهایی، که در کل به معنای رفتن و روان شدن و جاری شدن است.

خریّت من هم روان شده، چَلیده.
افغانی ها ولی به معنای رونق گرفتن چیزی از چَلیدن استفاده میکنند.

کاش از شما خوشی هایتان بچَلد.
به گوز خرِمان بودن/ care
اینایی که پولاشون چن برابر میشه، یعنی چه حسی دارن؟
من فقط پولام کم میشه (؛
چیز جالبی پیدا کردم، منبع ام ویکی پدیاست ولی باز هم به نظرم خیلی موثق نیامد:

در واقع منشا این واژه زلف یار بوده است چون وقتی که به زولبیا نگاه می‌کنید به شکل موهای درهم و برهم میباشد. این واژه به مرور زمان در میان عوام به زولبیا تبدیل شده است. زولبیا (در فارسی)، جلبی (در هندی/اردو) یا زلابیه (در عربی). [۱]

قبلتر به این فکر کرده بودم که چرا ما به زولبیا، جِلَبی میگیم ولی اینقدر این دو واژه از هم دور به نظر می اومدن که پی اش رو نگرفتم. پستی رو در کانال ریشگی خوندم که متوجه شدم طی اعصار چقدر واژه ها به طور جالبی تغییر پیدا میکنند و تلفظ های عامیانه چطور روی نوشتار یک واژه تاثیر میذاره.
https://t.me/radixium/401

خب اینم بگم جِلَبی هم یک شیرینی هندی و هم یک واژه هندی است که افغانی ها هم به این صورت به کار میبرند.

#چلیپا_صلیبا_زلوبیا_زولبیا
#چلیپا_جلبی
اینکه آدم وارد یه جایی میشه و با چه کسایی آشنا میشه، خیلی باس از خوشانسیش باشه که با درست حسابیا آشنا شه،
من خیلی نیست اومدم تلگرام ولی وقتی اومدم فک کردم چنل نویسای اینجا دلی تر و یک رنگ تر اند نسبت به باقی سوشال مدیا ها، خب واقعا هستند خیلی هاشون و خوشالم که شناختمشون
ولی خب نباس یادم بره که کلی متظاهر و رنگین کمونی هم اینجا هستن که برعکس چیزایی که مینویسن اصلا به دل نمیشینن.

ما هم اگه به دلتون نَشستیم،
مختارید و این خیلی بدِ که با رودربایستی بمونین (:
پنج صبحِ و واحد بالایی ها دارند با تلاشی ستودنی دنبال بازی میکنند |: