پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
حالا اگه باروت های شما آتیش بازی را میندازن که هچی، حالشو ببرین
ولی برا ما از اونا بود که تا ماتحت شریف رو هم در داد.

دَر دادن: آتش زدنِ به یک باره
Forwarded from محصلانِ نحیف 𓂆 (|اَلِفْ|)
مشهدیا هم امام‌رضا ع رو دارن هم اذانشون زودتر میگه. خدایا تبعیض تا کجا؟🚶🏻‍♀🥀🚬
دچار افسردگی بعد از شکم سیری شدم،
Forwarded from ژو
تو دنبال غمی. از سوی من، از سوی برگ، از غروب آفتاب. غم را ستایش می‌کنی. دوست می‌داری. کمبودش را غم می‌خواهی.
کبودی را برایت نمی‌خواهم، اما ناگریز است. نمیتوانم مقابل موج‌هایت بایستم. نمی‌توانم خود را بیشتر برایت نگه دارم. وجودم را بیشتر از این نمی‌خواهم.
من تورا به شکل دایره دوست دارم. ساکن، متداوم و برای همیشه.
@Goft_Divane
خب دلمون خیلی تنگه، رو به چی بیاریم؟
الأنعام
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻭ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﻲ ﺣﻖ ﮔﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻛﺮﺩم ﻭ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻢ .(٧٩)
آمد و مُردم ز خجلت، شرمساری را ببین
آدم بایستی یاد بگیره حس خوب هم اگه اومدنیه آسته آسته میاد،
کَمکی صبر می باید...
ولی از حق نگذریم حس بد بی فراخوان میاد میشینه رو دامنت،
پَریما
ولی از حق نگذریم حس بد بی فراخوان میاد میشینه رو دامنت،
مثه بچه فامیل می مونه، نمیشه یه لگد زد در کونش که گمشو
رزق شما (:
Audio
دل ما بند زده بود که حالا داره اینطور تند و تند میشکنه،
+هیچ وقت برا شروع دیر نیست،
-برا تموم چی؟
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
یه جوری شده چه بگی روزه میگیرم چه بگی نمیگیرم، همه تعجب شون رو میکنن!
دیدین یه واژه هایی توی زبان ها و گویش های خاصی هستن که یک حالت خاصی رو با یه کلمه توصیف میکنن؟ حالا فکر کن اون اصطلاحات رو از اون فردی که ازشون استفاده میکنه بگیریم و ازش بخواهیم به زبان معیار جامعه ایی که درش زندگی میکنه حالش رو توصیف کنه، خب فقر کلمه میگیره.
اواخر خیلی دچار این حالت شدم و شاید برا همینِ که ارتباطات سخت شده برام.
تازه من دقت میکنم از چه کلمه ایی استفاده میکنم ولی چند وقته از بس حرف هام چپکی برداشت شده،

احساس میکنم تعامل چه سخت شده...
خَپ:
خاموشی/ برهان قاطع

تصمیم دارم چند وقتی خود را خپ بگیرم تا ببینم چیطو میشه،
اینم بگم این معنا که برا خپ نوشتن: خاموشی رو از دهخدا گرفتم ولی یه واژه در یک جامعه معنای گسترده تری داره،
میشه گفت گاهی ما برای آدم های مرموز و آب زیر کاه هم این رو استفاده میکنیم، کلا افرادی که کسی خیلی سر از کارشون درنمیارن.
کاف تصغیر: مفهوم کوچکی و خُردی رو میرسونه
مثل شهرک: شهر کوچک


ولی تو افغانستان این کاف فقط برای نشون دادن کوچیکی نیست و بیشتر جاها کاف تحبیب هست، مثل جانک: جان عزیزت
و قشنگترین دعا و خدافظ ی که من دوست دارم همینه:
جانکتان جور، دلکتان جمع

Janakitan jur, dilakitan jam