اینکه بگی تمام عالم وجود، برای من در وجود فلانی خلاصه میشه، خیلیه آقا خیلییییی.
امروز یه ارائه داشتم،
آخرش گفتم عذر میخوام که خیلی مسلط نبودم.
گفت عیبی نداره بابا، شما که دکترای این رشته رو ندارین، اومدین یه چی یاد بگیرین دیگه.
:)
آخرش گفتم عذر میخوام که خیلی مسلط نبودم.
گفت عیبی نداره بابا، شما که دکترای این رشته رو ندارین، اومدین یه چی یاد بگیرین دیگه.
:)
جستجو هست که انسانیت انسان رو توجیه می کنه، رفتن و نرسیدن.
ذات زندگی، نرسیدنیه و انتها نداره...
ذات زندگی، نرسیدنیه و انتها نداره...
میدونی، فکر میکنم هیچی اندازه اصرار کردن منزجر کننده نیست. اینکه برا یه چی تلاش کنیم، یه چی که برامون ارزشِ، خوبه
خیلی هم خوبه، ولی همیشه تا یه جایی... بعدش اگه نشد نمیشه دیگه حالا بیا بگو قسمتِ و فلان و هر چی... مهم اینه که آدم کنار بیاد و اینقد پی شو نگیره... شاید واقعا دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار،
کی میدونه؟
خیلی هم خوبه، ولی همیشه تا یه جایی... بعدش اگه نشد نمیشه دیگه حالا بیا بگو قسمتِ و فلان و هر چی... مهم اینه که آدم کنار بیاد و اینقد پی شو نگیره... شاید واقعا دولت آن است که بی خونِ دل آید به کنار،
کی میدونه؟
همون قدر که من موقع خواب بودن بقیه رعایت میکنم، بقیه انگار یاد کینه های هفتاد ساله شون می افتن.
#هل_جزا_الاحسان_الا_الاحسان؟
#هل_جزا_الاحسان_الا_الاحسان؟
پَریما
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه؟
چون که تقدیر چنین است، چه تدبیر کنم؟
ولی میخوایین محبت کنید، اندازه نگه دارین. یه وقت که ذره ایی هم از اون شوق هاتون کم شه، خیلی تو ذوق میزنه. بزرگواری میگفت اندازه نگه نداری طرف هار میشه... آقا خواستن و طالب بودن اون شوق اولیه اگه هاریه، من هار
فایده گریه چیست؟
پس از این همه گفتگو چه معنایی دارد؟
تا زمانی که قصه های بزرگ عاشقانه
و شب زنده داری ها،
تنها با کلمه ایی کوچک پایان می یابد...
پس از این همه گفتگو چه معنایی دارد؟
تا زمانی که قصه های بزرگ عاشقانه
و شب زنده داری ها،
تنها با کلمه ایی کوچک پایان می یابد...
Forwarded from سطل زباله (Abolfazl.TAv)
برنامه این روزای من:
افطار بیدار تا سحر
سحر خواب تا افطار
افطار بیدار تا سحر
سحر خواب تا افطار