پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
69 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
دو خط اولش رو خوندم و فکر کردم می‌خواد بگه ما خیارشورهای توی شیشه‌ایم و همه چیز از آنجا آسان بنظر می‌رسه 🤡
Chayef el Bahr
Abeer nehmé@Cavanly
راست گویی به تن مرده روان بازآمد.
سال نو مبارک 💌
به دوستم تبریک سال نو گفتم. بعد از تبریک متقابل، گفته: چه خبر خوووبیییی
کلی فکر کردم من که خبری بهش ندادم الان بعد بیست روز فهمیدم گفته چه خبر؟ خوبی؟

زکاوتم رو از دست دادم سلام بر بلاهت
دیروز بعدازظهر بیدار شدم، خانه مادربزرگ رفتیم بعد افطاری رفتیم یک جای دیگه که تولد هم داشتن بعد آمدیم خانه رقصیدیم بعدم فصل چهار گیم‌آف‌ترونز رو شروع کردیم بعد سحری پزیدیم و میل کردیم باز ادامه دادیم و آخرهاش یار غار کوشته شد تنهایی نگاه کردم و غصه‌ها خوردم برای کراش‌های فراوانم و مردان شریف و خائنان و فراریان و رزمندگان و درراه‌ماندگان هفت قلمرو.
Forwarded from میو تا میو (JAVAD)
من چنل Daily ندارم، چنل Delay دارم.
روز شماری ندارم.
از وقتی آمدم اینجا حساب کنم یا از وقتی سالْ نو شده یا از وقتی افتاده ام در لوپ زشت‌بودگی؟... سرگرمی‌ام دیدن این سریال تاج و تخت است و انگار هیچ دغدغه دیگری نداشته باشم شب تا سحر و تا چاشت گاهی، و باز بعد از کمی خوابیدن ادامه‌ی همین...
چند غذای خوب پختم چنتایی هم زیادی پختن، بر ترسم از کیک پختن فائق آمدم، درد مختصر گلویم را جدی نگرفتم و زکام شدم. به روال هر روزه مشق دارم و ذره‌ای توان و حوصله برای انجامشان نه.

پس، روز شصت و یکم از آنچه به تعویق افتاده. درد و عذاب است ولی چشم به راهش ماندم.
دل‌بند
صفتی که اگر به غایت هم دل‌شکسته باشی همان بند نمی‌گذاره جدا بشید.
ای کاش کتمان، کمکی هم در حل مشکل می‌کرد. مثلا کتمان می‌کردم هیچ‌ هم دردم نیامد هیچ هم سخت نبود.
حس عافیت بعد از دردمندی>>>>>>>>>>
Forwarded from تجربه زیسته l امین بزرگیان (Amin Bozorgian)
~ هر کسی باید از آشنایانش بخواهد تا عکسی از او در خواب بگیرند: این آخرین حالت تن است که فرد از دیدن آن ناتوان باقی می‌ماند. خوابْ ژست مرگ است، و دیدن تصویری از خواب تماشای چیزی شبیه به آخرین شکل از تن است.
من چگونه می‌توانم جز دیدن ژستی از آن، مرگم را ببینم؟ خواب ژست مرگ است؛ و تکنولوژی عکاسی در شدیدترین توانایی‌اش فراهم‌کننده‌ی این امکان برای هر فرد است که بتواند شبیه‌ترین تصویر از حالت تن‌اش هنگام مرگ را چون دیگر حالات تن تماشا کند.
از کسی بخواهید تا عکسی از شما هنگام خواب بردارد.
@AminBozorgiyan
پوست خوب تمام ماجراست.
من که فقط سرکلاس از درس خوشم می‌آد و مشق‌هام رو به زور و با ناله و فغان تموم می‌کنم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من بعد از اینکه به بچه‌ها گفتم هنوز انجام ندادم ایشالا تا شب می‌فرستم براتون
می‌ترسیدم چیزایی بین ما اتفاق بیوفته که چیزای دیگه‌ای رو از ما بگیره. گاهی آدما اشتباه می‌کنند، همیشه تو دل ترس‌ها رفتن قوی‌تر نمی‌کنه. بعضی ترس‌ها تا ابد باید در تاریکی بمونند و روزنی هم اجازه‌ی ورود نداشته باشند. ما انسان هستیم و نور و روشنی مطلق نخواهیم بود ولی دیگه دست ترس‌ها رو هم نگیریم که بفرمایید.
یکهو خاطرم افتاد برایت بنویسم چقدر دوستت دارم.
یک ویژگی خاصی در تو را دوست دارم اینکه ساده و کودکانه می‌خندی و صافی و صداقتی در نگاهت داری که در دلم آتش روشن می‌کنی. با تمام این‌ها یک خصلت کودکانه در تو نیست و هر روزی که می‌گذرد گمان می‌کنم آن خصلت در تو مرده باشد و آن هم پرگویی ست. من آنقدر تشنه دیدارت گفتارت و بوی خوشت هستم که هر بار تشنه‌تر برمی‌گردم. احساس بدبختی می‌کنم وقتی سکوت می‌کنی... راستش سکوتی که انگار حواست هیچ پی من نیست آن وقت سعی می‌کنم چیزی بگم تا نطق شما باز شود.
درست است من تقریبا همیشه اگه دهان باز کردی، گله کردم و گریه و تلخی، این را بگذار پای پیری ام
من مثل شما کودک نیستم و مثل عمرم جوان. پیری خصلت بارزم شده. ولی تقریبا همه بر این باور اند که پیر و کودک اشتراک زیاد دارند؛ من زود می‌رنجم از پیری و کم‌حوصلگی. تو زود می‌رنجی از پاکی دلت که نمی‌توانی فهم کنی آدم‌ها چقدر پرکینه و کنایه هستند. من دوستت دارم و گمان می‌کنم لحظه‌ها نباید هدر روند و ما همه وقت و همه جا کنارهم باید باشیم. تو دوستم داری و گمان می‌کنی دنیا لحظات زیادی دارد و می‌شود هر وقتی که خواستیم هم را داشته باشیم.
دلم می‌خواهد با تو هم ریشه باشم تا هیچ‌گاه دستی از من رها نکنی تا با همه پیچ و تاب‌ها در آخر باز کنار هم باشیم.
همه‌اش پنج ساعته بیدارم از خوابی که شانزده ساعت بود شانزده فاکین ساعت پیاپی... حالا آرام می‌خوام چشم‌هام رو بذارم رو هم ولی چمدان نبستم لباس‌ها نشسته و جمع نکرده اند و خانه نیمه به‌هم‌ریخته است و مهمان دارم و کار زیاد. خدایا شکرت بخاطر این جسم و جان آباد.
Forwarded from Lunatic
مه