این حس و حالا خودشون هم خیلی مودی اند، یهو دپرس و جگر خون ترین، بعد یهو میاد میگه ول کن بابا بیا خوش باشیم🍳
حس میکنم خیلی زوده بخوام یه چیزایی رو بگم یه کارایی رو بکنم
فکرامو بی سانسور بریزم بیرون، از جایی که ایستادم مطمئن نیستم، از کارایی که میکنم هم، دلم نمیخواد چیزی بگم تا از اینی هم که هست بدتر شه، فکر میکنم حال خوبی هم اگه باشه، گذراست و چیزی که همیشه همراهمه دلمردگی هاست. انگار یهو همه چی سخت میشه، حتی تا همینقدر هم دلم نمیخواد بگم، که ناراحت نشی که بعدا خودم ناراحت تر نشم
آدما یه وقتایی خر میشن فقط باید صبر کنی تا به خودشون بیان، منم همون خری ام که حتی نمیدونم با خودم چند چندم. گاهی فکر میکنم شاید ما هنوز هم به هم نزدیک نشدیم تصور منم چیز دیگه ایی بود اینکه شاید نزدیک شده باشیم
حداقل حالا دیگه بعد از همه اینا.
فکرامو بی سانسور بریزم بیرون، از جایی که ایستادم مطمئن نیستم، از کارایی که میکنم هم، دلم نمیخواد چیزی بگم تا از اینی هم که هست بدتر شه، فکر میکنم حال خوبی هم اگه باشه، گذراست و چیزی که همیشه همراهمه دلمردگی هاست. انگار یهو همه چی سخت میشه، حتی تا همینقدر هم دلم نمیخواد بگم، که ناراحت نشی که بعدا خودم ناراحت تر نشم
آدما یه وقتایی خر میشن فقط باید صبر کنی تا به خودشون بیان، منم همون خری ام که حتی نمیدونم با خودم چند چندم. گاهی فکر میکنم شاید ما هنوز هم به هم نزدیک نشدیم تصور منم چیز دیگه ایی بود اینکه شاید نزدیک شده باشیم
حداقل حالا دیگه بعد از همه اینا.
Madina Aknazarova - Eshq Man | Мадина Акназарова
<unknown>
همان کولی کنار آتش🌘