پَریما
213 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
69 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
پَریما
عاشق آدم‌هایی استم که عاشق چیزی اند.
ثبات و اطمینانی راسخ به چیزی دارند که از هر طرف نگاهش کنند دوستش دارند و می‌تونند به قشنگترین نحو از اون صحبت کنند جوری که گمان کنی آن چیز، ناب‌ترین هست.
عمیق شدن در علاقه و توجه نکردن به دید بقیه چیزیه که این رو می‌سازه. شاید
بیا بریم جاپن تا ته کفشامون شوکوفه‌ای بشند 🌸
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
کشاورزان ژاپنی‌ یه اصطلاح دارن که میگه “عه او چاندا” که یعنی “تو حق داری هر زمانی که دلت خواست زندگی‌ات را جمع کنی و بروی، اما حواست باشد که آن لحظه روز قبل از برداشت محصولت نباشد”.
چقدر نمی‌دونم قراره چی بشه.
بذارید بگم‌تون که تا دنیا دنیاست از این عنتر منترهایی که فکر می‌کنند دنیا فقط دور کون خودشون می‌گرده متنفرم. دقیق‌تر بگم اینایی که حقوق بقیه براشون کشکه و در مقابل زمین و آسمون رو به هم می‌دوزند تا آب تو دل خودشون تکون نخوره.
از چیزهای مشکل‌دار و کج‌دار و مریز متنفرم. یک چیزی که باعث بشه بخوای عزت نفست رو بذاری کنار برای یک منفعت کوتاه مدت... از اول باید سرش رو کند انداخت جلو سگ
Forwarded from That's all folks!
چقدر خوب بود نبخشیدن فایده هم داشت!
می‌گفت اگه باور داشته باشی خدا همراهت هست مثل یک پنکه که انرژی‌های بد رو ازت دور می‌کنند میشی... من؟ یک جای کار رو انگار اشتباه رفتم و شدم اسفنجی که همه گندآب‌ها رو داره جذب می‌کنه.

لطفا گیم‌آور بشم و از اول شروع کنم.
یه هفته ست یه پتو نازک کشیدم جلوی تخت تا پرده باشه و اینقدر همین تیکه از دنیا رو دوست دارم دلم میخواد توش بمیرم
شوخی کردم
ولی دلم میخواد فیلم ببینم بخوابم کتاب بخونم تماس بگیرم همه‌ش همین‌جا باشم و تموم شم 🥺
حااااااااع فقط هم حرفام به تموم شدن و مرگ ختم میشه 🚶🏻‍♀️
The Winner Takes It All (feat. Corps Météore)
Mack Lorén, Corps Météore
مناسب صبح برآمده از شبِ جنون؛
Sideliner
پیشتر آ روی تو جز نور نیست
javaneh
juma
جوانه
آهنگ و اجرا: جوما
شعر: محمدعلی اخوات (وارش فومنی) دهه‌ی ۷۰خورشیدی
نشر: ۶ بهمن ۱۴۰۲
زبان: گیلکی


@JUMAMUSIC
Forwarded from JUMA | جوما


یکم
این یک عاشقانه است؛ از شاعرِ شوریده‌ و آتش‌به جان‌شده‌ی گیلانی؛ وارش فومنی (۱۳۲۲خورشیدی)

وقتی در جان جوما جوانه زد که خزان بود. زمین سرخ بود و آسمان تیره. و سَروها... سروهای جوانِ به خون غلتیده...
پرسش این بود که آیا زمان، زمانِ از عشق گفتن است؟
نه! نبود و روایت نشد. جوانه، شکوفه نشد. تا امروز. امروزِ قصه‌ی یونس و محبوبه...

دوم
میانه‌ی دهه پنجاه است در بندر. یونس، اولبار محبوبه را در راه مدرسه دید و دلش را باخت. دخترکی بود ۱۳-۱۴ساله، با موهایی بافته، دامنی کوتاه و گونه‌هایی که از سرخی به سیب می‌مانست. یونس هرگز از عشقش نگفت، اما از آن روز، سایه‌ی او شد. بیمار او...
این گذشت. سخت و در خیالِ یار گذشت تا وقتِ سربازی. یونس در خدمت بود که محبوبه را به جوانی خوبچهره از بندر دادند. جهان بر سر یونس آوار شد وقتی شنید. اما از پا نیفتاد. به مدد عشق برخاست. و باز سایه‌ی او بود. برگشت. همسر گرفت. خانه‌ای هم کنار خانه‌ی محبوب، تا از عشق بی‌خبر نماند. یک روز سد راه همسرِ محبوبه شد. قصه‌ی شیدایی‌اش را گفت. گفت که هیچ نمی‌خواهد جز این که خار بر پای محبوبش نزند. خم به ابروی دلدار نیاید. و بگذارد تا همیشه خادم خانه‌ی عشقش باشد. و اینها را انقدر زلال گفت، که شد.
بقیه‌اش؟
بماند برای آیندگان، که افسانه‌ی یونس و محبوبه را می‌نویسند.
حالا اما زمستان است و آن جوانه‌، ترانه شد.
و سَروها، آه! سَروهای جوان...

سوم
"عشق" چیست که "جان" مقابلش هیچ است؟


جوانه
آهنگ و اجرا: جوما
شعر: محمدعلی اخوات (وارش فومنی) دهه‌ی ۷۰خورشیدی
نشر: ۶ بهمن ۱۴۰۲
زبان: گیلکی
جوانه (گیلکی)


سوسو بزه‌یی تا تره پروانه بُبُستم                                 
تا گول بوکودی من تره دیوانه بُبُستم
اونقدر تی وسی تنهایی امره بزمه گب                       
کی آفتاب امره پیله بیگانه بُبُستم
هرجا بوشویی سایه به سایه بُدُوستم                           
جایی فارسمه که ده بی خانه بُبُستم
هرگز نتانم دن تی پریشانیه هرگز                               
فاندیر که تی کولکا مویانه شانه بُبُستم
تا رخ بوکوده می دیلِ سر تازه جوانه                        
تی خاطر واستی اسا گولخانه بُبُستم
تا غمزه تی شین می دیل و جانه فاکالاشته                 
آفت بزه باغانه چه مورجانه بُبُستم
خواستی تی بوسوخته دیلا سبزه کونه وارش            
همه تا غروب دم پیله گورخانه بُبُستم...


برگردان به فارسی:
درخشیدی، وقتی مثل پروانه سرگشته‌ات شدم
تا مثل گل شکوفا شدی، من دیوانه‌ات شدم
آن‌قدر برای تو در تنهایی‌هایم به گفتگو نشستم
که با آفتاب، بزرگ‌ترین بیگانه شدم
هر جا رفتی، سایه به سایه در پی‌ات دویدم
به جایی رسیدم که دیگر بی‌ خانه شدم
هر گز نمی‌توانم پریشانی‌ات را ببینم، هرگز!
نگاه کن که چگونه برای موهای دَرهم‌ات شانه شدم
تا بر سر دلم جوانه‌ی تازه‌ای نمایان شد
حالا به یاد و خاطر تو همچون گلخانه شدم
تا تیر چشمانت دل و جانم را خراشید
در باغ‌های آفت زده همچون جوانه سر زدم
وارش می‌خواست که قلب سوخته‌ات را سبز کند
برای همین بود که هر غروب‌‌‌دم، همچون رعد و برقِ مهیبی شدم و باریدم...


@JUMAMUSIC
Forwarded from Lunatic
خسته شدم از ابراز دل‌تنگی کاش بلد بودم شعر می‌گفتم برات.
هر بار به نحوی می‌پرستیدم‌ت
خانوم مترویی تسبیح‌ش رو نشون میده می‌گه سنگ عقیقه خیلی خوبه علی این رو برام خرید ابوالفضل رو زاییدم.
پَریما
مع‌الاسف صداقت در این دنیا جایگاهی ندارد.
همیشه از روراست بودن و صداقتم بدم اومده وقتی می‌بینم آدما چقدر فیک و آشغالن