این منم، یارب که با دلدار هم زانو شدم
پهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم
دور دور از آفتاب روی او می سوختم
گشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم
وصل او از بس که باد شادی اندر من دمید
من نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم
شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراق
رفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم
از پی دیدن همه رو چشم گشتم همچو شمع
وز برای شمع چون آتش همه تن رو شدم
چندیم بگذار، چون دیدن رها کردی به باغ
مردنم بگذار، چون با زیستن بدخو شدم
مرد دوری نیستم، گر خود دل شیرم دهند
خسروا، دل ده که من زین پس سگ این کو شدم
پهلوی او رفتم اندر خواب و هم پهلو شدم
دور دور از آفتاب روی او می سوختم
گشت جان آسوده چون در سایه گیسو شدم
وصل او از بس که باد شادی اندر من دمید
من نگنجم در جهان گرچ از فراقش مو شدم
شکر ایزد را که گشتم جمع و رفت از من فراق
رفت جان یک سو و دل یک سو و من یک سو شدم
از پی دیدن همه رو چشم گشتم همچو شمع
وز برای شمع چون آتش همه تن رو شدم
چندیم بگذار، چون دیدن رها کردی به باغ
مردنم بگذار، چون با زیستن بدخو شدم
مرد دوری نیستم، گر خود دل شیرم دهند
خسروا، دل ده که من زین پس سگ این کو شدم
راستی برنامه خوابم هم درست شده. فقط اینکه هنوز یک طرفه است یعنی از اینور به موقع میخوابم از اونور تا هر موقع 💘
Forwarded from کوفته قلقلی گمشده (Behnaz)
یه روز بورینگ رندوم شبیه ملکهها میشم بعد یه روز که برام مهمه خوشگل باشم شبیه قارچم
امروز این هفته و این سفر خوشترین بود.
رفتن و تمام شدن هم مثل همیشه تلخ و بدقلق، فقط تو هستی که همه چیز را آسانتر میکنی.
رفتن و تمام شدن هم مثل همیشه تلخ و بدقلق، فقط تو هستی که همه چیز را آسانتر میکنی.
داخل کوپه دوتا خانوم ترک زبان هستند که آروم آروم و مهربون صحبت میکنند باهم بعد کوپه کناری یک مشت ادایی صداشون رو انداختن تو سرشون و دارن تجارب روابط سمیشون رو با هم، جوری هم میزنند که بوش و صداش تا اینجا میآد.
برای بچههای سوییت ترشی درست کردم ببرم تا اینجا یک سومش رو خوردم. فک کنم این طفل معصومها خیلی کم روزی اند 🦦
به نظرم آمد که بالاخره بعد از هزاری آمد و رفت کمی دلم فراختر شده باشد ظاهراً کور خواندم. از چند ساعت پیشترک دلتنگ شدم و الکی خواستم تظاهر به قوی بودن بکنم.
دلم میخواد همه چیزهای مهم و نامهم رو برات تعریف کنم، کاش از حوصله شما هم خارج نباشه.
عزیزان من
آیا برای سردرد علاجی هست؟ علتش رو هم نمیدانم... ولی دلم میخواهد بگم از امتحانات است.
آیا برای سردرد علاجی هست؟ علتش رو هم نمیدانم... ولی دلم میخواهد بگم از امتحانات است.
تا اینجای کار فهمیدم برای هر امتحان یک پروسه تکراری دارم که هم نمیخوانم هم استرس نخواندن میگیرم اما در نهایت با هوشمندی و گزیده خوانی شادان از جلسه خارج میشم 🫴🏻
پَریما
عاشق آدمهایی استم که عاشق چیزی اند.
ثبات و اطمینانی راسخ به چیزی دارند که از هر طرف نگاهش کنند دوستش دارند و میتونند به قشنگترین نحو از اون صحبت کنند جوری که گمان کنی آن چیز، نابترین هست.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
کشاورزان ژاپنی یه اصطلاح دارن که میگه “عه او چاندا” که یعنی “تو حق داری هر زمانی که دلت خواست زندگیات را جمع کنی و بروی، اما حواست باشد که آن لحظه روز قبل از برداشت محصولت نباشد”.