دلم صافی و صداقتی مثل پورطاهر رو میخواد، که خودم باشم اون صاف و صادق نه کسی که با منه.
که اگه خودم باشم دیگه نیازی به دیگری نیست. دوست نداشتنیترین روزها رو میگذرونم. صدای جدیدی وزوز میکنه دم گوشم که: کی هستی؟ چیزی هم از خودت باقی مونده؟
دیروز کسی که خیلی نمیشناسمش در توضیح چیزی که براش مسئله شده بود، پیش من به گریه افتاد. من دلم میخواد بتونم گریه کنم و برام مشکل نباشه. خودم دارم به چیزی که من رو از من دور کرده دامن میزنم. خودم سعی میکنم مراقبت کنم از خودم ولی عاجزم از این. من و خودم و خودم و خودمها شدیم یک عالمه که آب هیچ کدوممون هم تو یه جوب نمیره.
( چه پاییز عجیبی نه برف و باران نه باد و بوران، برگها هم انگار در رودربایستی دارند زرد میشن)
عزیز من
سخیف شدم و از این رو چیزی نمیگم تا نمایان نشه؛ شما ببخش.
که اگه خودم باشم دیگه نیازی به دیگری نیست. دوست نداشتنیترین روزها رو میگذرونم. صدای جدیدی وزوز میکنه دم گوشم که: کی هستی؟ چیزی هم از خودت باقی مونده؟
دیروز کسی که خیلی نمیشناسمش در توضیح چیزی که براش مسئله شده بود، پیش من به گریه افتاد. من دلم میخواد بتونم گریه کنم و برام مشکل نباشه. خودم دارم به چیزی که من رو از من دور کرده دامن میزنم. خودم سعی میکنم مراقبت کنم از خودم ولی عاجزم از این. من و خودم و خودم و خودمها شدیم یک عالمه که آب هیچ کدوممون هم تو یه جوب نمیره.
( چه پاییز عجیبی نه برف و باران نه باد و بوران، برگها هم انگار در رودربایستی دارند زرد میشن)
عزیز من
سخیف شدم و از این رو چیزی نمیگم تا نمایان نشه؛ شما ببخش.
Forwarded from Daily Digest
انار شکستهای
در چاله آبی میافتد
پروانههای ترس خورده،
از سایهسار خنک میگریزند.
قطره آبی میچکد.
قلب چلچلهای آب میشود.
چاره چیست؟
زندگی،
همین ندانستن و ترسیدن و پرواز کردن است!
ببین
چه روشنایی شیرینی
بر پیشانی سیبها میدرخشد ...
شمس لنگرودی
در چاله آبی میافتد
پروانههای ترس خورده،
از سایهسار خنک میگریزند.
قطره آبی میچکد.
قلب چلچلهای آب میشود.
چاره چیست؟
زندگی،
همین ندانستن و ترسیدن و پرواز کردن است!
ببین
چه روشنایی شیرینی
بر پیشانی سیبها میدرخشد ...
شمس لنگرودی
نیاز دارم درام قدیمی ببینم مشق نداشته باشم و هوای تمیز نفس بکشم. عزیزترینها و دوستانم را هم دیدم.
دیگر کاری در این دنیا ندارم.
دیگر کاری در این دنیا ندارم.
پنجشنبهها وقتی کار بخصوصی نداری، هفته تمام شده و نشده، آفتابش نازدار و کشدار است، غذا روی گاز است و مادر هست حتی در جایی دور، خانه دور است عزیز و دلبندت دور است، پنجشنبه همان لبهی بلندی است بی که به یک طرف مایل شوی، همانجا نشستی و نگاه به زندگی میکنی...
پنجشنبه ای تعطیلات کوچک همیشگی
پنجشنبه ای تعطیلات کوچک همیشگی
میگفت خیلی کاش میگی. کاش رو ولش کن...
در زندگیای که چیزهای کمی به خودمون بستگی داره من کاش پرسن اعظم استم.
در زندگیای که چیزهای کمی به خودمون بستگی داره من کاش پرسن اعظم استم.
زندگیام ساده شده. یک گرههایی وجود دارند ولی در کل حالت سینوسی خودش رو از دست داده. اتفاقی نمیافتد اتفاقی رغم نمیزنیم.
حسم شبیه آقا رضاست که همه دنیا دارن تکونش میدن تا بیدار شه اما من دلم قرار گرفته. وقایع روز مثل ماهی لیز میخورند میآن و میرن... من دلم قرار گرفته.
آمدم از کلاس هشت صبح ناله کنم فهمیدم کنسل شده من ندیدم گروه رو. نشستم تو حیاط و به بخت بلندم فکر میکنم
امروز که این همه خسته بودم یک دنیا کار داشتم که چجور به کدوم برسم تا شب به قطار برسم. واقعا دنیا نشسته من یک کلام شکرگزار بشم:
Forwarded from ^^
۱۸ سالللله دارم میرم کلاس و هربار عین بار اول ناراحتم میکنه.
از هر چیزی در دنیا خواستنها و رسیدنها رو دوست دارم، که از ته ته دلت خواسته باشی و بشود ✨
اسنپ گذاشته: بعدِ یه عمری صبوری کنارم میاد.
بله آقای اسنپ دارم میرم به خونه
اسنپ گذاشته: بعدِ یه عمری صبوری کنارم میاد.
بله آقای اسنپ دارم میرم به خونه
دلم میخواد با یکی حرف بزنم ( چت)، بعد یکی بهم پیام میده تا دو ساعت دلم نمیخواد برم جواب بدم. حتما اینم یه مرضیه
گپ و گفتهایی وجود دارند که به تجربه، خودم رو دور ازشان نگه میداشتم که غم و غصه غلیظ نشه که با ندید گرفتنشان فکر کنم نیستند... امروز با بیچارگی افتادم وسطش، دلم از غصهش سنگین شد. گول نمیتونم بزنم خودم رو من نمیتونم ندید بگیرم.
حرف زدیم و حرف زدیم تا غصه ریزتر شد. اگه سنگینی دل من از غصه نتیجهی گریه و سبکتر شدن دل کس دیگری بشه نمیخوام دریغش کنم.
نه فرار همیشه و نه قرار همیشه کارسازه، چاره شاید فقط همان آمد و شد زندگیه.
حرف زدیم و حرف زدیم تا غصه ریزتر شد. اگه سنگینی دل من از غصه نتیجهی گریه و سبکتر شدن دل کس دیگری بشه نمیخوام دریغش کنم.
نه فرار همیشه و نه قرار همیشه کارسازه، چاره شاید فقط همان آمد و شد زندگیه.