پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
شاید آدم باید آنقدر گم شود تا ترس برش دارد که مبادا دیگر راهم را پیدا نکنم.
حالا در اینکه اصلا راهی هم وجود دارد و یا باید راهی بسازم هم اختلاف نظر بین اعضا و جوارح خودم هست.
دلم ازون خوابای خونه‌ی مامان بزرگ می‌خواد. چراغ نفتی، صدای جیرجیرک، پاهای سردی که به لحاف بزرگ و پشمی و سنگین می‌خوره. بوی نون، شیر، تیک‌تاک ساعت. ازون خوابا که قبلش همه دور هم بین تاریکی و نور جمع می‌شدیم و ریزریز می‌خندیدیم. خیال خوش. دستای چروکت و آلبوم عکسات.
معهذا میل دارم که پیش تو باشم و بشنوم که نام مرا صدا می‌زنی~
Morning
چنان خسته‌ام که خدا به دادم برسه.
دلم یک ماساژ گرم یک عالمه قربان صدقه و یک خواب تا لنگ ظهر می‌خواد 😭
شب به‌خیر
«در این درگاه تا صبح ایستاده ام که شايد شما از اين كوچه عبور كنيد، چراغ خانه ام روشن است، نفس ديگر مدد نمی كند كه به كوچه بيايم و عبور عابران را ببينم. من از عابران دلسردم.
انسان هميشه منتظر مسافر است»

بخشی از نامه‌ی احمدرضا احمدی به ابراهیم گلستان/ جمعه ۲۶ تیر ۱۳۶۳
میهمان عزیز داشتن این‌جوره که انگار تمام دنیا رخت‌هاشون رو جمع کردند تو دل من بشورند ولی... ملافه سفیدا بوی تمیزی حباب حباب و سان‌شاین در زمینه:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در یک خط تقریبا خلوت یک آقایی اومد آواز خوند آروم آروم دف می‌زد چنتا آهنگ مختلف رو خوند آخرش یک آواز کردی بود می‌گفت باران بارانه و یک چیزی درمورد پاییز... دل‌نشین بود و مناسبتی
• مترو
ای خوش آن شب‌ها که من در دیده خوابی داشتم،
پَریما
شاید آدم باید آنقدر گم شود تا ترس برش دارد که مبادا دیگر راهم را پیدا نکنم.
.

حالا از تاریکی و ناآشنایی راه داره گریه‌م می‌گیره،
کاش می‌شد در یک‌سری کتگوری‌ها نگنجید.
کلاس طولانی دارم، میل دارم چیزی بخورم و بالاخره در این پاییز رودربایستی‌دار آسمان پاره شده، خبر اصلی اما بعد از دو هفته تحمل زشت بودگی امروز زیبا استم

آنجا چه خبر؟
نمی‌دونم ماهیت نامه برام زیباست یا محتواش، ولی تا فعلا دلم از یادآوریش گرم و قند قند میشه.
Naye afto
juma
نایه آفتو (آفتاب نمی‌آید)
"از مراسلات شمال به جنوب"

اجرا: جوما
شعر: رمضان پورطاهر (دهه‌ی ۵۰)
آهنگ: براساس ترانه‌ی آدمِ پوچ از ابراهیم منصفی و در یاد او
نشر: ۱ تیر ۱۴۰۲
زبان: گیلکی

@JUMAMUSIC
Forwarded from JUMA | جوما

این یک نامه است؛
مراسله‌ای از شمال به جنوب. به نام و آهنگِ خنیاگرِ شهره اما دیریافته‌ی خلیج؛ ابراهیم منصفی (رامی) که امروز (یکم تیر) رفت و ترانه شد. و در یادکردِ نامِ رمضان پورطاهر (شاعر جوانمرگ گیلک) که خودش و شعرهایش در شلوغی‌های پیامد انقلاب۵۷ گُم شد...

رامی، حالا آشناترین است. اما گیلمرد شاعر که بود؟
روستانشینی از حوالی لشتِ نشا؛ زاده‌ی ۱۳۳۷. کارگری که در فقر مطلق زیست. سر پرشوری داشت و از زخم‌هایش شعر می‌ساخت (به فارسی و گیلکی/ در خلوت و تنهایی)
چه بر او رفت که بی نشان ماند؟
در غروبی بارانی از اردیبهشت۵۹ گیلان، وقتی سوار بر دوچرخه از کار طاقت فرسای روزانه باز می‌گشت، سنگ حادثه از آسمان رسید. تصادف کرد، در جاده. به اغما رفت، بیدار نشد و در رویای آسمانی آفتابی، ناپیدا شد. کِی؟ در ۲۲سالگی...
و شعرهایش؟ از آن همه شوری که داشت هیچ نشانه‌ای نماند. نه حتا خطی و عکسی، جز این. همین که روایت دردمندی اوست و در خاطر رفیقی بود تا حالا روی آهنگ رامی، با حنجره‌ی جوما ترانه شود. ترانه که نه! نامه! مراسله‌ای از خزر به خلیج...


نایه آفتو (آفتاب نمی‌آید)
اجرا: جوما
شعر: رمضان پورطاهر (دهه‌ی ۵۰)
آهنگ: براساس ترانه‌ی آدمِ پوچ از ابراهیم منصفی و در یاد او
نشر: ۱ تیر ۱۴۰۲
زبان: گیلکی

دارونَ دست و پر خالِه، جیجاکانِ دهَن وازه
داره سر جُختا چِر نیشتِد، ایشونِ دور و ور بازه
جقد سرده، چقد درده، چقد دیلان بیده داغه
نایه آفتو اَمی ورجا، اَویرا گوده خو راغه
اَمی چومه بیگیته خوُ، اَمی بَستَه ببورده اوُ
امی هوا همش ابره؛ هینِ واسی نایه آفتو
دسا سینیم اَمی چوما؛ امی دسان هوا رسه
بزنیم ابرانِ دیمه، هادیم با هم امی دسه
خروسانِ زبان لاله؟ یا ای شوُ بی سحر بوما؟
شوَم بِه بی سحر بیبی؟ مو چی پرت و پلا گوما!


برگردان به فارسی:
شاخ و بالِ درختان تهی ست، و دهان پرنده‌ها از گرسنگی باز است
پرنده‌ها روی درختان کِز کرده‌اند، و بازها بر گردشان پرواز می‌کنند
چقدر سرد است، چه اندازه درد هست، و چقدر دلها داغ دیده‌اند...
آفتاب به میهمانی ما نمی‌آید، توگویی راهش را گم کرده است
چشمانمان را خواب ربوده، سیل، آب بندهامان را برده
هوای ما همواره ابری ست، و از این روست که آفتاب نمی‌آید
با دستهای‌مان خواب را از چشمهای‌مان بزداییم، دستهامان به آسمان می‌رسد
دستهای‌مان را به‌هم بدهیم و ابرها را کنار بزنیم
آیا زبان خروسان لال است؟ یا مگر این شب را سحری نیست؟
اصلاً شب هم مگر بدون سحر می شود؟ این که می‌گویم دیگر چه هذیانی ست؟!


@JUMAMUSIC