نوشتن هیچ وقت خستهم نمیکرده؛ به جزوه نویسیهای کانالی به نامههای طولانی به یادداشتهای پراکنده و بینظم شهره ام. اما حالا همین دو سه خط رو هم دادم گوگل تایپ کند و من فقط صحبت کرده باشم. کوتاه میگم:
یک دنیا حرف دارم باهات بزنم ولی نوشتم نمیآد بیا خونه حرف بزنیم.
( گوگل هم بدرد نمیخورد خودم راست و ریستش کردم)
یک دنیا حرف دارم باهات بزنم ولی نوشتم نمیآد بیا خونه حرف بزنیم.
( گوگل هم بدرد نمیخورد خودم راست و ریستش کردم)
من مودم نمیافته، در واقع مودم هیچ وقت دستم نیست یه وقتایی حواسم نیست خوشال میشم میگیرمش دستم 🤏🏼
دختر بندری اندی را فرستاده و کممانده از فرط دلتنگی برای روزهای خوش خردسالی بگریم. آه خاطراتم تماما بیغمی و سرخوشی بود 💌
Aroose Aseman-[TabTaraneh.ir]
Dariush Rafiee-[TabTaraneh.ir]
چون دلدار من تا کی؟
گه پنهانی گه پیدا...
گه پنهانی گه پیدا...
بسیار برایم دردناک است که مایه رنجشم را رفعکننده همان رنجش قرار دهم. از بیچارگی اگر پرسیده باشید، این 🫴🏻
اجازه میدم آدما بهم لطفهای کوچیک بکنن؛
نمیدونم با این، خودم بیشتر شاد میشم یا اونها...
نمیدونم با این، خودم بیشتر شاد میشم یا اونها...
پَریما
اجازه میدم آدما بهم لطفهای کوچیک بکنن؛ نمیدونم با این، خودم بیشتر شاد میشم یا اونها...
همین از دهانم خارج شد دیدم کارتم تو کیف نیست و عجله دارم بعد آقای تاکسی من رو تا دانشکده بردند بعد هم میخواستن دستی مقداری بهم بدن بتونم برگردم. اینجا حرفی از شادی نیست داشتم از خجالت میمردم ⚰️
پَریما
سیاه چشمون میخوام حالمو بپرسی..
یقینا خوابی الان
چشمونت هم سیاه نیست
منم غصهدار که میشم این ورا پیدام میشه
همین من رو عقب میرانه از صاحب اینجا بودن.
چشمونت هم سیاه نیست
منم غصهدار که میشم این ورا پیدام میشه
همین من رو عقب میرانه از صاحب اینجا بودن.
یک چیزی هم جدید درباره خودم جستم که هر که را آمدم از روی چهره قضاوت کنم فقط همین را بلدم:
مهربان به نظر میآد
نامهربانه
آخی چه مهربان
مهربان هم هست؟
چه چشمون مهربانی
فکر میکنی مهربان باشه؟
مهربان به نظر میآد
نامهربانه
آخی چه مهربان
مهربان هم هست؟
چه چشمون مهربانی
فکر میکنی مهربان باشه؟
مواجههام با لذایذ دنیا صرفا ترسون و لرزونه مثال صابون که از دست خیس لیز بخوره.
باورم نمیشه سالهای سال غصه کسی رو خوردم که خودش این غصهها رو خانگی و سالم تولید میکرد.
Forwarded from That's all folks!
زیاد مهم نیست چقدر نظرت درسته یا حد اقل فکرشدهس. مسئله اینه که چقدر روی نظرت -هرچقدر هم بیپایه و اساس و احمقانه- پافشاری میکنی. هرچی بیشتر روی نظرت بمونی بقیه هم بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرن. تو نقد فیلم دیدم اینو و بعد در زندگی روزمره.
تشنه روابط عمیق دوستیهای زیاد و صمیمیتهای گرم و نزدیک بودم همیشه؛ دنیا من را گذاشته آنجایی که هر جا حس کردم داریم خیلی نزدیک میشویم یک قدم بیآیم عقب، زبان به دندان بگیرم و هر آنچه صادقانه در قلبم احساس میکنم رو بیان نکنم. روابط تا آنجایی خوش و خرم جلو رونده است که اندازه چهار تن درخت تنومند فاصله را حفظ کنی، اگر نه که آن عمق آن نزدیکی و صمیمیت ناپایدارترین عالم خواد شد.
یک جمله رسانای این قول هم اگر جستم تتو به پیشانیم میکنم که از یادم نره.
یک جمله رسانای این قول هم اگر جستم تتو به پیشانیم میکنم که از یادم نره.