ولی در جریانید که چیه؟ همون ترجیعبند با این تفاوت که بیت قشنگه نیست که هی تکرار میشه فقط مزخرفات هست.
دوستان من رو یک لحظه جو گرفت:
اینجور که داشتم غصه میخوردم بعد خواستم برای بهبود احوالم یک قدمی بردارم خاطرم به نقاشی افتاد ولی وسایلم خابگا و خونهمون مونده بعد چیزای در دسترسم گواش و آبرنگ بود فقط، آبرنگ مقوام مناسب نبود زیاد جالب نشد بعد زور زدم با گواش یک چیزی بکشم بعد که تمام شد آمدم تلگرام تو گروه به بچهها بگم آره من خیلی حواسم به خودم هست و از این گوزا بعد دیدم گواشا بازن گفتم ببندم اینا رو بعد بیام پیام بذارم که ریدم 😂🤦🏻♀️ رنگ نارنجی نصفش ریخت تا من وسایلو جمع کردم به فرش هم رسید حالا این گواش بود با آب هم هی فعال میشد بیشتر ریده میشد😂 بعد اینا رو رفتم گفتم تو گروه فقط یکی از بچهها بود بهم گفت وایتکس بریز و با اسکاچ خشک تمیز کن باورتون نمیشه من اسپری میکردم این مثه جادو رنگا محو میشد 😃 اصن پشام ریخته بود 😂
خلاصه که نصف شبی برید همون غصه رو بخورید راحتتره 🥲
اینجور که داشتم غصه میخوردم بعد خواستم برای بهبود احوالم یک قدمی بردارم خاطرم به نقاشی افتاد ولی وسایلم خابگا و خونهمون مونده بعد چیزای در دسترسم گواش و آبرنگ بود فقط، آبرنگ مقوام مناسب نبود زیاد جالب نشد بعد زور زدم با گواش یک چیزی بکشم بعد که تمام شد آمدم تلگرام تو گروه به بچهها بگم آره من خیلی حواسم به خودم هست و از این گوزا بعد دیدم گواشا بازن گفتم ببندم اینا رو بعد بیام پیام بذارم که ریدم 😂🤦🏻♀️ رنگ نارنجی نصفش ریخت تا من وسایلو جمع کردم به فرش هم رسید حالا این گواش بود با آب هم هی فعال میشد بیشتر ریده میشد😂 بعد اینا رو رفتم گفتم تو گروه فقط یکی از بچهها بود بهم گفت وایتکس بریز و با اسکاچ خشک تمیز کن باورتون نمیشه من اسپری میکردم این مثه جادو رنگا محو میشد 😃 اصن پشام ریخته بود 😂
خلاصه که نصف شبی برید همون غصه رو بخورید راحتتره 🥲
Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
اگه هر روز ناهار دلمه بود راحت تر با سختياي زندگي كنار ميومدم.
من میخوام تمام روزهای با تو رو سیو کنم پس تو هم یه خرس بغلی باش نه یک ماهی لیز لیزی.
کاش در این بین این همه گرسنه نباشم. احساس میکنم درون معدهم یک حفره باز شده که اون سرش در یک فضای لایتناهی هست. دلم میخواد مثلا یک بره رو الان درسته بخورم خدایا کمک
الان پستی رو اتفاقی خوندم که تولد پارسالم نوشته بودم و چقدر عصبی و دلخور و غم زده بودم و جوری نوشته بودم که حاصل تمامش تو استی. نمیدونم اون رو برات فرستادم یا نه واقعا اگر خونده باشیش دلم میخواد پسش بگیرم. من اون نیستم
Forwarded from Ay's (آیناز)
پَریما
استاد شهریار – وداع میکده
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه دراین گوشه ی میخانه بمیرم
درویشم وبگذار قلندر منشانه
کاکل به سر افشان به سر شانه بمیرم
میخانه به دور سر من چرخد واینم
پیمان که به چرخیدن پیمانه بمیرم
من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
دردام توهم بی طمع دانه بمیرم
شمعی وطواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من وپروانه بمیرم
من دری یتیمم صدفم سینه ی دریاست
بگذار یتیمانه ودردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرادر وطن خویش
تابی وطن واز همه بیگانه بمیرم
کو نی زن میخانه بگو جان به لب آور
تا با تبو لب بر لب جانانه بمیرم
آن سلسه ی زلف که زنار دلم بود
درگردنم آویز که دیوانه بمیرم
این دیر مغان ته چک ایران قدیم است
این جاست که من بی چک وچانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
در گوشه ی کاشانه بسی سوختم اما
آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم
سرباز جهادم من واز جبهه ی احرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم.
مستانه دراین گوشه ی میخانه بمیرم
درویشم وبگذار قلندر منشانه
کاکل به سر افشان به سر شانه بمیرم
میخانه به دور سر من چرخد واینم
پیمان که به چرخیدن پیمانه بمیرم
من بلبل عشاق به دامی نشوم رام
دردام توهم بی طمع دانه بمیرم
شمعی وطواف حرمی بود که می خواست
پروانه بزایم من وپروانه بمیرم
من دری یتیمم صدفم سینه ی دریاست
بگذار یتیمانه ودردانه بمیرم
بیگانه شمردند مرادر وطن خویش
تابی وطن واز همه بیگانه بمیرم
کو نی زن میخانه بگو جان به لب آور
تا با تبو لب بر لب جانانه بمیرم
آن سلسه ی زلف که زنار دلم بود
درگردنم آویز که دیوانه بمیرم
این دیر مغان ته چک ایران قدیم است
این جاست که من بی چک وچانه بمیرم
در زندگی افسانه شدم در همه آفاق
بگذار که در مرگ هم افسانه بمیرم
در گوشه ی کاشانه بسی سوختم اما
آن شمع نبودم که به کاشانه بمیرم
سرباز جهادم من واز جبهه ی احرار
انصاف کجا رفته که در خانه بمیرم.
میدونید
آدم اگه واقعا جان جور و دل جمع داشته باشه میتونه به امیال و آرزوهاش فکر بکنه. پوینتش همینه که سلامتی و خاطر جمعی وگرنه که دارم میدوم ولی راه به جایی نمیبرم.
آدم اگه واقعا جان جور و دل جمع داشته باشه میتونه به امیال و آرزوهاش فکر بکنه. پوینتش همینه که سلامتی و خاطر جمعی وگرنه که دارم میدوم ولی راه به جایی نمیبرم.
«من این جسم نیستم که در نظر عاشقان منظورم، بلکه من آن ذوقم و آن خوشیام که در باطن مریدان از کلام من سر میزند. چون آن دم را یابی و آن ذوق را بچشی غنیمت میدار و شکرها میگزار که من آنم.»
- ذکر مولانا؛ نفحاتالانس.
@monadchannel
- ذکر مولانا؛ نفحاتالانس.
@monadchannel