خب بیایید یه آواز زیبا از مهستی بذارم براتون،
بعد من هر سری میخوام درباره وایب آوازها در صبح نطق کنم ولی ساعت میگه الان برای بقیه از ظهر هم گذشته بعد فردا و فردا هم همینه سوووو بیفرمایید فقط 🫴🏻
بعد من هر سری میخوام درباره وایب آوازها در صبح نطق کنم ولی ساعت میگه الان برای بقیه از ظهر هم گذشته بعد فردا و فردا هم همینه سوووو بیفرمایید فقط 🫴🏻
انیمیشن اینساید اوت بود، تو مغز رایلی یه سری احساساتش بودن که یه حالت مرکز فرماندهی داشت. خیلی وقته حس میکنم من اون غم آبیه هستم. حتی میتونم یه ورژن لاغر و پیشرفتهترش باشم اینجور که راه میرم و گرد غم میپاشم.
پَریما
Hayedeh - [ Listen2Music.ir ] – Neshaneh
اون اولش که شروع به خوندن میکنه یه ریتمی داره من رو یاد سریال شهریار میندازه، شما هم؟
من مدام منتظر یک حرفی از سمت تو ام.
بعد خاطرم میافته فلان چیز رو بهت بگم در مورد بهمان با هم حرف بزنیم ولی نمیآم بگم سکوت میکنم عقب میکشم تا بلکه چیزی بگی ولی تو گوی سبقت رو از من میدزدی در سکوت. در آخر ما کجا به هم میرسیم؟
بعد خاطرم میافته فلان چیز رو بهت بگم در مورد بهمان با هم حرف بزنیم ولی نمیآم بگم سکوت میکنم عقب میکشم تا بلکه چیزی بگی ولی تو گوی سبقت رو از من میدزدی در سکوت. در آخر ما کجا به هم میرسیم؟
Forwarded from شما در تئاتر هستید.
اگه آب و دون پرنده بودم، قطعا مزهی زهرمار میدادم که این موجودهای کیری بدبوی بدردنخور که فقط میرینن رو ماشین و صبحها نمیزارن بخوابیم رو مسموم کنم.
هر چی بمونی رو دور باطل همه چیز گوهتر میشه اصلا فک نکن زشتی و حماقت ثابت میمونن. اونا هم رشد میکنن و یه روز دیگه تو یه انسان نیستی که چند لکه حماقت روش ریخته تو یه توده احمق میشی که اگه خیلی دقت کنی سایهای از انسان بودن درت دیده میشه.
Ay's
نه چراغیست در آن پایان هر چه از دور نمایانست شاید آن نقطهی نورانی چشم گرگان بیابانست.
از ته دلم میخوام آن نقطهی نورانی آنچه از دور نمایانست، فقط یک چراغ باشه.