پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
Audio
ْ
برای زنده بودن دلیل آخرین‌م باش
گوش نمیدی ولی آهنگا همه‌ش برای تو اند مثل همه‌ی نامه‌ها همه‌ی تکست‌ها همه‌ی نقش‌ها نگاه‌ها صداها. تو فقط اومدی تا دور باشی.
پَریما
بهشته – قشنگ من
برای حالا نه، برای تو.

( سالِ پار و امسال
و شاید تمام من‌های موازی
که حس این روز رو به دوش می‌کشیم.)
زندگی تابستون دوستی‌ها روابط فیلم‌ها زمانه... هیچ کدوم چیزی نبودن که فکر می‌کردم.
قدم‌های آدم افسرده خیلی بزرگ نیستند. درواقع اصلا بزرگ نیستند. شاید درکنار اینکه هنوز هم سعی می‌کنه زنده بمونه، بخواد گلدون اتاقش رو صاف کنه یا گرد آینه‌ش رو پاک کنه یا بجای دراز کشیدن رو تخت بره روی چمن پارک اینکار رو بکنه... هر کدوم اینا حس روز پربارتری رو بهش میدن و شاید دفعه بعد بره یه گلی هم برای گلدون بگیره نه؟
تا حال منت خبر نباشد
در کار منت نظر نباشد

تا قوت صبر بود کردیم
دیگر چه کنیم اگر نباشد


آیین وفا و مهربانی
در شهر شما مگر نباشد

گویند نظر چرا نبستی
تا مشغله و خطر نباشد

ای خواجه برو که جهد انسان
با تیر قضا سپر نباشد

این شور که در سر است ما را
وقتی برود که سر نباشد

بیچاره کجا رود گرفتار
کز کوی تو ره به در نباشد

چون روی تو دلفریب و دلبند
در روی زمین دگر نباشد

در پارس چنین نمک ندیدم
در مصر چنین شکر نباشد

گر حکم کنی به جان سعدی
جان از تو عزیزتر نباشد

سعدی
منم یه روز یاد می‌گیرم عصبانیت‌هام رو کنترل کنم و اطرافیانم کمتر ازم می‌رنجند.
یه روز دیگه کابوس نمی‌بینم و تو خواب هم از اینکه کسی نیست کمکم یا حداقل بیدارم کنه ناامید نمی‌شم.
از آگوست متنفرم.
Forwarded from ژو
سرم را به دری که می‌بستم کوبیدم. این روزها که تلاش می‌کنم جایم را پیدا کنم، سخت‌تر می‌توانم محیطم را درک کنم و در آن آمیخته شوم. محیط امنم را گم کرده‌ام. نمی‌دانم باید رها و درجریان باشم، یا بنشینم و فکر کنم. منتظرم به محیط عادت کنم، تا فکر‌کنم، تصمیم بگیرم و چیزهایی که می‌خواهم را دنبال کنم.
نمی‌دانم چقدر دنیایم را می‌شناسم. اگر همیشه کودکی گمشده باشم، آیا روزی می‌رسد که فراموش نشوم؟
شاید خیلی هم برای رنج کشیدن بی‌گناه نباشم. همین باعث میشه مدام خودم را مقصر بدونم و همیشه در جایگاه متاسف و معذرت خواه ایستاده باشم. اما چیزی که بیشتر از اینها می‌تونه ارزشمند باشه ( بیشتر از عذرخواهی های من بیشتر از اقرار به اشتباهاتم) مهر تو هست. لطفی که دریغ‌مند آغوشت نباشی.
Forwarded from خاکستری
گریه هم میکنیم
برای روزهایی که قرار بود شاد باشن ولی جور دیگه‌ای شد
خب بیایید یه آواز زیبا از مهستی بذارم براتون،
بعد من هر سری می‌خوام درباره وایب آوازها در صبح نطق کنم ولی ساعت میگه الان برای بقیه از ظهر هم گذشته بعد فردا و فردا هم همینه سوووو بیفرمایید فقط 🫴🏻
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعه‌ی زشتیه. آسمون هم رنگ قیامت شده،
انیمیشن اینساید اوت بود، تو مغز رایلی یه سری احساساتش بودن که یه حالت مرکز فرماندهی داشت. خیلی وقته حس می‌کنم من اون غم آبیه هستم. حتی می‌تونم یه ورژن لاغر و پیشرفته‌ترش باشم اینجور که راه میرم و گرد غم می‌پاشم.
دلم می‌خواد یه نقاشی تک رنگ بکشم.
دلم می‌خواد نقاشی بکشم.