Forwarded from That's all folks!
زندگی چه بلده! چه شیوههای عجیبی برای غمگین کردنت پیدا میکنه. از هر داستانی پیچیدهتر. به مغز هیچ نویسندهای نمیرسه اینطور که زندگی هر بار راههای تازهای برای ازپاانداختنت پیدا میکنه. به عمرم چند بار شده که فکر کردم دیگه از این بدتر نمیشه، و شده. فکر کردم دیگه عجیبتر از این نمیشه و شده و غمگینتر از این نمیشم و شدم. چه موقعیتهایی که اگر بنویسم کسی باور نمیکنه و توان گفتنش رو هم ندارم. این همه تاریخ ادبیات، این همه تاریخ بشریت پر از غم و غصه و باز این غم بیاندازهی زندگی ناچیز کوچک بیاهمیت من که انگار تروتازه از خاک سربرآورده! نهال کوچک غمی تازه در جنگلی از غمهای چندین و چند ساله!
سلام نهال کوچک تازه! کمکت میکنم بزرگ شوی: با عشق، نفرت، اشک، لبخند، کلمه و عمری که نخواسته به پایت میریزم.
سلام نهال کوچک تازه! کمکت میکنم بزرگ شوی: با عشق، نفرت، اشک، لبخند، کلمه و عمری که نخواسته به پایت میریزم.
پَریما
ولی در مسیری استم که نوشتن مشقام حتی بعد از امتحانا، رفتن به مهمونی که یک دهم از آدمهاش رو هم نمیشناسم و تلاش برای موندن قاطیِ کسایی که زمانی دوستشون داشتم... وظیفهی واجبم شده.
اومدم مهمانی و این چند روز رو اینقدر گریستهام الان چشمام پفپفیتر از لباسم هست ✨
من نمیتونم وقتی همه جوره رفتار و گفتار فرق دارن. حقیقت، گفتاری هم نیست که بخوام نتونم. یه چیزی بگو تا بفهمم اشتباه کردم ها؟
حقیقتش چرخ روزگار جوری میچینه که درد بزرگ امروزت بره قاطی دردهای سطحی فردات.
Forwarded from Mah Negar
یک باکتری هم هست به اسم BDPN که مخفف شدهی:« بشینی دیگه پات نمیآد» هست. اینجوره که باید تا رو پاتی هر کاری هست انجام بدی به محض اینکه بشینی دیگه هیچ انرژی و انگیزای برای بلند شدن و انجام دادن کارات نمیمونه. من خیلی وقته دارمش و راستش درمان هم نداره.
من یک بار سه ساعت نان استاپ آخر شب در حالی که از صبح زودش هم بیدار بودم، رقصیدم و اینجور بود که اصلا من الان متولد شدم و دنیا چقدر قشنگه. بعد باری هم بود که بعد از پنج ساعت دراز کشیدن بعد بیداری همچنان پام نمیاومد و جالبه فرد مبتلا اصلا متوجه نرمال نبودن قضیه نمیشه.
Forwarded from As she’s walking away
چیزهایی هست که در سکوت و تنهایی، در روزهایی که دیگران تماما از ما بیخبرند از سر میگذرانیم. هیچکس نمیداند بعد از هرکدام از این تجربهها واقعا چه کسی هستیم.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
زندگی اگه کفش باشه؛ پامو داره از پشت میزنه.
fariBa
قبلا حوصله داشتم برای شناختن آدما حالا حتی اگه جالب به نظر بیان من اینجوریام که واقعا خستهم اگه خودت میتونی یه تلاشی بکن.
حوصله من دو سال پیش با یک انسان غریبه:
بعد از یک وقفه طولانی این اپ رو نصب کردم و آدمهای ناجالبی برام نامه مینوشتن و من اینقدر غر داشتم برای زدن، برای همهشون نوشتم... آدما ولی حوصله این چیزا رو ندارن جواب نمیدن و یا بعضیشون اینقدر پیگیر میشن که تو دیگه حوصله نداری و یهو میبینی یه عالمه نامه دادی و گرفتی ولی دوستی نداری... تنهایی این شکلیه دوستان.
چنتا دونه دوست خوب هم پیدا کردم اینجا، خیلی هم بد نبود و منم جدی حوصله داشتم برا بقیه.
اون وقتا که بهتون گفتم برید نصب کنید تا براتون نامه بنویسم نرفتید وگرنه قشنگ قشنگ مینوشتم و قشنگی زندگی رو میکردم تو چشمتون... الان ولی اگه نصب کردین بگید دیگه محتوا فقط ناله و غر هست و جزییات کماهمیت زندگی.