عزیزانم،
در سه هفته آینده بایستی هزارکیلومتر بیشتر سفر کنم مراسم سالگرد فوت عزیز، آمادگی خانه و کاشانهم، رخت و بزک دوزک برای عکاسی مشقها و خلاصهها، خریدها و برنامه کردنها، عروسی و رقص، برگشت جاده هزار و دویست کیلومتری و هفتتا امتحان پیاپی رو بی که بمیرم بگذرونم.
اگر زنده ماندم میام تعریفتون میکنم 💘
در سه هفته آینده بایستی هزارکیلومتر بیشتر سفر کنم مراسم سالگرد فوت عزیز، آمادگی خانه و کاشانهم، رخت و بزک دوزک برای عکاسی مشقها و خلاصهها، خریدها و برنامه کردنها، عروسی و رقص، برگشت جاده هزار و دویست کیلومتری و هفتتا امتحان پیاپی رو بی که بمیرم بگذرونم.
اگر زنده ماندم میام تعریفتون میکنم 💘
بچهها من نمیتونم وقتی یه سری کارا هست برم یه کار دیگهای بکنم
و الان همهش اینجوریام که برم درس بخونم ولی بعد میگم باید بریم خرید بعد میخوام خونه رو جمع و جور کنم بعد خاطرم به درسام میوفته 😭
بعد درس میخونم گوگل میاد میگه هنوز فیلان و بیسار اینتخاب نکردی بعد من زیر همهی این نصفه نصفهها دلم میخواد بمیرم⚰️
و الان همهش اینجوریام که برم درس بخونم ولی بعد میگم باید بریم خرید بعد میخوام خونه رو جمع و جور کنم بعد خاطرم به درسام میوفته 😭
بعد درس میخونم گوگل میاد میگه هنوز فیلان و بیسار اینتخاب نکردی بعد من زیر همهی این نصفه نصفهها دلم میخواد بمیرم⚰️
امروز خیلی خسته و غمگینم برای شنیدن دارای اشتباه میکنی و گریهای و غمدار میشم برای شنیدن به هرحال بازم اشتباه میکنی.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh 𓃴)
مصائب انسان بودن خیلی زیاده. من میخوام کمد دیواری باشم.
کفشم رو دلم رو و عزیزترینم رو جا گذاشتم و اقبالم رو بغل گرفتم به دورها میرم.
یکم گذشت
و انگار واقعا شب راه افتادن آدم رو صدبرابر دلتنگتر میکنه. هنوز خورشید تو آسمونه و میتونم بغضهای کوچولو رو قورتشون بدم.
و انگار واقعا شب راه افتادن آدم رو صدبرابر دلتنگتر میکنه. هنوز خورشید تو آسمونه و میتونم بغضهای کوچولو رو قورتشون بدم.
نیمههای شب با کابوس به گریه میافتیم و در میانه روز به مستی خنده خواهیم کرد. ما آدمهایی قوی و بیچاره ایم.
دوستان دوتا دونه زردآلو خوردم و چندین روز پیرم دراومد از دلپیچه و حالت تهوع... بعد سفارش مامانم این بود دیگه زردآلو نخور منم میگفتم باشه بابا زردآلو کجا بود بعد کارما:
دوستم از درخت حیاطشون زردآلو آورده اون یکی باباش از فولان جا یه کارتن فرستاده خابگا بهمون زردآلو داده با غذا و من که دیگه تقدیر 🤡
دوستم از درخت حیاطشون زردآلو آورده اون یکی باباش از فولان جا یه کارتن فرستاده خابگا بهمون زردآلو داده با غذا و من که دیگه تقدیر 🤡
Forwarded from As she’s walking away
آدم بعد از سالها از چیزهایی دست برمیداره که همیشه فکر میکرده بدون اونا هیچی نیست.