افتادم رو دور بیفایدگی. نه من برای زندگی ثمری دارم نه اون برای من... اگه دکمه دان داشتیم شاید این روزا میزدمش.
Forwarded from هرچی جز این.
«گل سرخی در زد.
میخواست مرا ببوسد.
دیر بود
و دیر و من و گل سرخ
به هم میآمدیم.»
میخواست مرا ببوسد.
دیر بود
و دیر و من و گل سرخ
به هم میآمدیم.»
هشت صبح شنبه کلاسی دارم که جلسه اول کامل خواب بودم دوم رو غایب بودم سوم رو از دو و نیم ساعت به ده دقیقه آخر رسیدم و امروز یکجوری خوابم میآد که دلم میخواد همین کف رو موزاییکها بمیرم.
Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
خونه جاييه كه واسه برگشتن بهش ته دلت ذوق ذوق ميكنه.
تنها خواسته این روزهام یک خواب راحت هست. میخوابم ولی بیکیفیت هیچ خستگی ازم در نمیشه
چیزهایی که از تو دلم میخواد بشنوم راست و پوست کندهترین حرفها ست. بی استعاره بی تمثیل و اشارهای