حقیقتا نیمی از کائنات یاری کردند برسم به این کلاس حالا سه تا کم شخصیت زندگی شخصی مضخرفشون رو ریختند وسط و سبزیشون کمه.
Farangis
Siavash Ghomayshi
کاش یه عشقی میداشتم اسمش فرنگیس بود اینو براش میخوندم
افتادم رو دور بیفایدگی. نه من برای زندگی ثمری دارم نه اون برای من... اگه دکمه دان داشتیم شاید این روزا میزدمش.
Forwarded from هرچی جز این.
«گل سرخی در زد.
میخواست مرا ببوسد.
دیر بود
و دیر و من و گل سرخ
به هم میآمدیم.»
میخواست مرا ببوسد.
دیر بود
و دیر و من و گل سرخ
به هم میآمدیم.»
هشت صبح شنبه کلاسی دارم که جلسه اول کامل خواب بودم دوم رو غایب بودم سوم رو از دو و نیم ساعت به ده دقیقه آخر رسیدم و امروز یکجوری خوابم میآد که دلم میخواد همین کف رو موزاییکها بمیرم.