Sadaye Qalbam (Live) 2022 - MAJLISI SERIES
Samir Roashan
جهان نمیارزد به هجر و این دوری
ده ساله پیوند داره میگه آدمای سمی اطرافتون رو بذارید کنار همش فکر میکردم من ندارم این آدما رو تا وقتی فهمیدم اینقدر رسوخ به زندگیم کردی اینقدر نزدیک بودی همیشه که اصلا نمیدیدمت. یه وقتی هم پشیمون از این حرفم میشم ولی حالا حسی که برام ساختی همینه
که سمی استی و داری مریضم میکنی.
که سمی استی و داری مریضم میکنی.
بین دو رنج زیست میکنم: رنج روحی و درنبودش رنج جسمی. حالا هم تلاقی دو رنج که مرگ هم نسیبی برده باشه.
چیز اشتباهی تو دلم سنگینی میکنه و تو که اینقدر شجاع استی درمودرش با من حرف میزنی و من فکر میکردم گفتنش اشتباست... حالا سبکم و اون چیز اشتباه هیچ خاطرم نمیاد هیچ وقتی ازم نمیگیره برای پرداختن بهش و همهش همینه... که تو صحبت کردی با من.
پَریما
هیچ چیزی از تلخی وداع کم نمیکنه؛ چه اون دونستن اینکه ممکنه این آخرین بار باشه، باشه.
غم وداع من رو خورده و حالام داره نازم میکنه هضم شم.
خواب که همیشه میبینم ولی این بار یه خواب مفصلی دیدم از ناتوانیم در بهبود اوضاع که لابد این ناخودآگاه ذهنم شده که اینطور براش قصه میسازه.
Forwarded from to feel blue
تنها هنگامی که توام آواز میدهی این نام زیباترین کلامِ جهان است و آن صدا غمناکترین آوازِ استمداد..
DILAM HAWAYE TU DARA [Official Release] 2020 - LIVE MAJLESI
Habib Qaderi
گل پرپر ، کجا گیرم سراغت؟
صدای گریه میآید ز باغت
صدای گریه میآید شب و روز
که میسوزد دل بلبل ز داغت
به خوابی دیدمش غمگین نشسته
گرفته در بغل چنگی گسسته
من این چنگ حزین را میشناسم
دریغا عشق من، عشق شکسته
شعر: ابتهاج
آواز: حبیب قادری
صدای گریه میآید ز باغت
صدای گریه میآید شب و روز
که میسوزد دل بلبل ز داغت
به خوابی دیدمش غمگین نشسته
گرفته در بغل چنگی گسسته
من این چنگ حزین را میشناسم
دریغا عشق من، عشق شکسته
شعر: ابتهاج
آواز: حبیب قادری
غزلی ز خون _ سهیل نفیسی
@negar_gah
ای که شکفته ای چو گل در ملکوت خواب من
چشمه خوشگواره ای در عطش سراب من
حاصل آن شکر لبت وقت جمیل بوسه ها
از در غیب عشق تو نان من است و آب من
طرح تبسم تو را روح بهار میکشد
تا که ترانه خوان شود هر ورق کتاب من
جسم شهید خفته را جان دوباره می دهی
ای که همه بشارتی در پی اضطراب من
جامه ی نیلی مرا خلعتی از حماسه کن
شام مرا سپیده دم ، ای همه آفتاب من
لحظه ی خوب چشم تو ، لحظه ی آفرینش است
برق نگاه خیره ات عمر پر از شتاب من
بی تو ز غصه سوختم ، لب زکلام دوختم
تا سخن از تو نشنود جز دل بی جواب من
شور من ای شراب من ای همه شعر ناب من
با غزلی ز خون بخوان ، از جگر کباب من
ابراهیم منصفی
بندرعباس 1366
چشمه خوشگواره ای در عطش سراب من
حاصل آن شکر لبت وقت جمیل بوسه ها
از در غیب عشق تو نان من است و آب من
طرح تبسم تو را روح بهار میکشد
تا که ترانه خوان شود هر ورق کتاب من
جسم شهید خفته را جان دوباره می دهی
ای که همه بشارتی در پی اضطراب من
جامه ی نیلی مرا خلعتی از حماسه کن
شام مرا سپیده دم ، ای همه آفتاب من
لحظه ی خوب چشم تو ، لحظه ی آفرینش است
برق نگاه خیره ات عمر پر از شتاب من
بی تو ز غصه سوختم ، لب زکلام دوختم
تا سخن از تو نشنود جز دل بی جواب من
شور من ای شراب من ای همه شعر ناب من
با غزلی ز خون بخوان ، از جگر کباب من
ابراهیم منصفی
بندرعباس 1366
پَریما
@donteatthisshit – ای که شکفتهای چو گل.
این ورژنش هم قشنگه. نمیدونم از کی هست،
بعضی از اینها، آدمهای مهمی نیستند که با کارهاشون ناراحت شم به دل بگیرم اما کاش اون کارها رو نکنند. حالا انگار ما توی زندگی خیلی دلخوشی داریم هر کسی هم هر طور تونست یک خنجی به اعصاب و آراممون میزنه و رد میشه.
داره خوندن کلمهها رو یاد میگیره، به ساده رسید. گفتم ساده یعنی چی؟
- ینی اوه پسر تو خیلی سادهای.
من واقعا اوه پسر تو خیلی سادهای هستم.
- ینی اوه پسر تو خیلی سادهای.
من واقعا اوه پسر تو خیلی سادهای هستم.
Mahasti - Harfaye Ghashang | مهستی - حرفای قشنگ
@moozikestan_bot
برای قر زیر پتو 🌀