دلم میخواد برگردم به وقتی که هر جایی از زندگیمون که درد میکرد، میخوابیدیم بیدار میشدیم خوب شده بود.
آدمایی رو عزیز خطاب میکردم، که حالا دانه دانه بقچه میپیچمشون و میگذارم اون اتاق خالیه تاریکهی دلم.
Forwarded from آیس ناکافی
توقع نداشتن از آدما تا یه جایی فقط جوابه. تو یک نقطه ای از زندگیت حتی از رانندهی اسنپ هم توقع داری، چه برسه به نزدیکانت.
محیا میگه ممبرها که زیاد شن خودسانسوری هم بیشتر میشه... فک میکنم برا من عوض سیصد تا سیصد کا هم میبود من همینطور بودم، جز اینکه حالا یک نفری آمده که خیلی من رو میشناسه بیشترتر از بقیه.
برا همین لال رفتم عزیز
یکم فرصت بده زبون وا کنم بوس
برا همین لال رفتم عزیز
یکم فرصت بده زبون وا کنم بوس
دوستت دارم که امشب شب عشقه... کاش میشد باقیشم بگم «همین امشبو داریم» اینجوری انگار کنار همایم...
ولی دوریم عزیز خیلی دور. بیشتر از نیم روز اندازه هزار کیلومتر.
ولی دوریم عزیز خیلی دور. بیشتر از نیم روز اندازه هزار کیلومتر.
Sadaye Qalbam (Live) 2022 - MAJLISI SERIES
Samir Roashan
جهان نمیارزد به هجر و این دوری
ده ساله پیوند داره میگه آدمای سمی اطرافتون رو بذارید کنار همش فکر میکردم من ندارم این آدما رو تا وقتی فهمیدم اینقدر رسوخ به زندگیم کردی اینقدر نزدیک بودی همیشه که اصلا نمیدیدمت. یه وقتی هم پشیمون از این حرفم میشم ولی حالا حسی که برام ساختی همینه
که سمی استی و داری مریضم میکنی.
که سمی استی و داری مریضم میکنی.
بین دو رنج زیست میکنم: رنج روحی و درنبودش رنج جسمی. حالا هم تلاقی دو رنج که مرگ هم نسیبی برده باشه.
چیز اشتباهی تو دلم سنگینی میکنه و تو که اینقدر شجاع استی درمودرش با من حرف میزنی و من فکر میکردم گفتنش اشتباست... حالا سبکم و اون چیز اشتباه هیچ خاطرم نمیاد هیچ وقتی ازم نمیگیره برای پرداختن بهش و همهش همینه... که تو صحبت کردی با من.
پَریما
هیچ چیزی از تلخی وداع کم نمیکنه؛ چه اون دونستن اینکه ممکنه این آخرین بار باشه، باشه.
غم وداع من رو خورده و حالام داره نازم میکنه هضم شم.
خواب که همیشه میبینم ولی این بار یه خواب مفصلی دیدم از ناتوانیم در بهبود اوضاع که لابد این ناخودآگاه ذهنم شده که اینطور براش قصه میسازه.
Forwarded from to feel blue
تنها هنگامی که توام آواز میدهی این نام زیباترین کلامِ جهان است و آن صدا غمناکترین آوازِ استمداد..