پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
پَریما pinned «بدون قصه و بوسه تلاش کن که بخوابی~»
Forwarded from Ay's (آی‌ناز)
ای مفتی شهر ز تو بیدار تریم
با این همه مستی ز تو هوشیارتریم
تو خون کسان ریزی و ما خون رزان
انصاف بده کدام خون خوارتریم؟
Forwarded from هرچی جز این.
حالا احساس می‌کنم چیزی لایق نوشتن و نوشتن لایق چیزی نیست.
پَریما
ای کاش که از خانه به می‌خانه دری بود،
درواقع
از خانه‌ی ما همیشه به غم‌خانه دری هست.
زمستون پار یک کتابی که یک عالم ذوق داشتنش رو داشتم، خریدم. اینقدر این کتاب غم ازش چکه می‌کنه که دستم نمی‌رفت بخوانم. به خیالی که توان فهم اون همه رنج و بدجنسی دنیا رو ندارم.

دی‌شب اولین روایت کتاب رو خواندم. فهم‌م می‌شد که واقعی است و آدم‌هایی این محنت رو به جان لمس کرده بودند. اما عجب که پوست کلفت شده بودم و دردم نیامد. راستش بیشتر از درد نیامدن، خودم را زدم به بی‌دردی... انگار کن تا به‌حال چنین ماجراها به چشم و گوش ندیده و نشنیده باشیم و متحیر از تخیل نویسنده کتاب رو ببندیم بریم سراغ کارهامون.
گر چه حس می‌کنیم دل‌شکستگی‌مان ما را از باقی انسان‌ها جدا میکند، اما در نهان ما را به هم نزدیک‌تر میکند.
[ آلن‌دوباتن]
کاش می‌تونستم کسی باشم که حرف‌های نگفته‌ات رو بفهمم ولی همچین چیزی خدا تاحالا خلق نکرده.
دوست دارم کارهای کوچک و متفاوتی رو تجربه کنم. دوست دارم دل کندن را یاد بگیرم.
Forwarded from The bear that I am
از ته چاه فاضلاب به نور خورشيد نگاه كردن.
زمزمه های شجریان
Shajariyan
در این قطعه محمدرضا شجریان داره با خودش زمزمه می‌کنه و ضبطش کردن. حس می‌کنی همچنان که داره زمزمه می‌کنه واسه خودش چایی می‌ریزه و میاد کنار پنجره‌ی بارون زده می‌شینه.
روحت زلال میشه … :)

@Meemghe
هیچ چیزی از تلخی وداع کم نمی‌کنه؛ چه اون دونستن اینکه ممکنه این آخرین بار باشه، باشه.
ِ

دلم میخواست دوره‌های که کرخت می‌شم کاری ازم نمی‌آد و نشستم و در هیچ کاری نکردن تمام خودم رو می‌گذارم، باقی آدما هم صبر کنند پرنده‌ها نخونن خورشید نتابه و ما هم دورش نگردیم. شاید اگه اینطور می‌شد، ما دیگه از اون کرختی در نمی‌اومدیم... پس بگردیم دور خورشید؟ اون هم نازمون کنه پرنده‌ها بخونن و آدما هم بغل‌مون کنند تا گرم شیم؟
لاگ اوت برای آدمای ترسو نیست.
و فاصله
تجربه‌یی بیهوده است.
پَریما
و فاصله تجربه‌یی بیهوده است.
و جهان از هر سلامی خالی‌ست.
Forwarded from fariBa
شب‌تون به‌خیر باشه عزیزای دلم
دلم می‌خواد برگردم به وقتی که هر جایی از زندگی‌مون که درد می‌کرد، می‌خوابیدیم بیدار می‌شدیم خوب شده بود.
آدمایی رو عزیز خطاب می‌کردم، که حالا دانه دانه بقچه می‌پیچم‌شون و می‌گذارم اون اتاق خالیه تاریکه‌ی دلم.