پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
غصه‌م میشه ولی مسخره به نظر می‌رسه. اگه مضحکه چرا درد داره پس؟
( شاید هم از آن سندروم‌ها که میگن به وقت ترس و وحشت خنده‌شان می‌آد، دارم.)
ولی صفیه خانوم، این وطنه. با همه چیزایی که داره حادث می‌شه و نمی‌شه سر بگردونی تا بس کنه تا اتفاق‌ها خجالت بکشند.
Forwarded from فعلا هیچی... (Latife)
بمیرم برای دستای کوچیکت...
- سلف دانشکده یک گذر باریک بین دو قسمت داشت، پریروز پارتیشن‌ها رو کشیده بودند کامل بین دو فضا رو بسته بودند، دم ورودی هم یک نفر ایستاده بود تا مانع ورود بچه‌ها به سلفِ مخالف بشه،

- دیروز هم قضیه کارت دانشجویی خواستن حراست دم ورودی و لیستی از بچه‌ها که اجازه ورود نداشتن،

+ تحصن دیروز برای هم‌کلاسی‌هامون و ورودشون
+ برداشتن کامل پارتیشن‌ها و کنار هم نشستنا

همه‌ی اینا کنار،
هر پنج دقیقه یکی داد می‌زنه امروز ناهار چی داریم ((:
Hope
Masoud Sekhavatdoust
امروز دوتا کفشدوزک دیدم، جلو پام تو حیاط دانشکده و یکی تو سرویس سوار شدم رو آستینم بود. ما به‌شان می‌گیم پال‌پالَک، حشره مقدسی که به خیال‌مان فال نیک می‌گیره 🐞
Forwarded from Ay's (آی‌ناز)
می‌شه قابش کرد زد به دیوار.
Forwarded from Ay's (آی‌ناز)
Ay's
می‌شه قابش کرد زد به دیوار.
نیاز به لمس شدن به مدت طولانی دارم. طولانی ترین لمس این روزهام اگه این دوتا زانوم که در جوار دوتا دختر داخل سرویس هست رو فاکتور بگیریم می‌مونه بغل دو سه ثانیه‌ای مهستی که آخرین نفر تو اتاق بود که داشت می‌رفت شهرشون. چند روزه تنهام و و من حتی مثل فائزه روز شمار هم ندارم که چند روزه دور از همیم
دیشب که داشتم برای بار هزارم تو این مدت برات می‌نوشتم که دلم تنگ شده گریه‌ام گرفت. یک جور عاجزی بودم دلم سوخت
و بازم نمیدونم هیچ نمیدونم این چه چیز خری هست که همش میوفته تو دلم اینکه کدوم یک از ما بیشتر دوست می‌داره کدوم بیشتر دل‌تنگ می‌شه کدوم....
نمی‌دونم آخه مگه مسابقه ست؟ جز اینکه تو مسابقه شاید یکی عمدا بخواد بیشتر یا کمتر بشه ولی اینجا انگار مسابقه مساوی پیش رفتن هست. دیوونه شدم سرصبی؟
رفتم تاریخ بلیط برگشت رو دیدم. هزار بار در سی روز دل تنگ شدن خیلی زیاده،
وقتی یه چیزی بده، زشته، ناحقه باید در هر فرصتی که داشتی تقبیح‌ش کنی نه که فعلا بدی ندیدیم. یه زمان می‌شنیدم می‌گفتن فلانی رو ولش کن ذاتش خرابه خیلی ناراحت می‌شدم از این جهت که ناعادلانه است که هر کسی نتونه و فرصت ابراز ارزش‌هاش رو نداشته باشه و با لیبل زدن بد ذاتی، هیچ نیکی‌ای رو درش نبینیم یا که نخواهیم ببینیم. حالا ولی دنیا گذاشته‌مون اون جایی که با یه سری ذات خرابِ گوهِ مردم خورِ خود نیک پندار طرفیم؛ جوری که دقیقا تو در ابتدای هر کارِت یه فحش نثارشون کنی میشه کار نیک. متاسفانه باورهام و تصورم از دنیا و آدم‌هاش زیادی گوگولی بود و بعد از هر زمان که کثافت‌شون عیان می‌شد دلم میخواست یک لاکی می‌داشتم تا بخزم اون تو و با هیچ کدوم از این چیزا مواجه نشم... حالا ولی اینقدر خشم دارم اینقدری بغض دارم که کاش کافی بود برای تمام این‌ها.
خداجون نذار تو دامن‌م.
[ میگفتم ول کن جمعه و عصرش رو، خوشیِ دلت رو بندِ اینا نکن.]
تاریک شده حالا، و عصری که داشت جمع می‌کرد بره یهو چادرش رو از سر برداشت گیره روسری‌ش رو باز کرد که: حالا چون برنج خیس کردین.
Forwarded from من یافارم| (Ja far)
با من حرف بزن؛ همون موقع ها که ساکتم.
به بچه ها گفته بودم اتاقتون یا یه قسمت از خونتون و توصیف کنین مثلا بنویسین براتون چه رنگیه چه شکلیه چه جزئیاتی داره چه چیزایی دوس دارین داشته باشه. بعد اسما نوشته خانه ی ما بابا دارد و دور بابا رو قلب کشیده بعد اسما رو پروندشو که خونده بودم باباش پارسال فوت شده. قلبم مچاله شد بچه ها.
از میلاد خجسته، همون بغل‌هاش رو دوست دارم. غصه‌ی بزرگ‌تر شدن اما آغوشش برام از همه بازتره 🎈
کاش یک زن فهمیده و زیبایی بودم که بتونم توصیه های قشنگ و مفید براتون داشته باشم؛ اما حالا فقط یک دخترک سرگردونی ام که زندگی بر شانه‌هاش سنگینی کرده و هر آن دلش میخواد دیگه نباشه.
الان ریاضیات محض هم بخونی میگی ای بابا ببین اینم حتی ربط داره به انقلاب،
بعد هنوز یه عده میگن دو روز دیگه جمع میشه
جمع کون تو میشه که میفهمی خیر دنیا و آخرتت تو همین انقلابه.
به اندازه‌ی ناکافی تنهام. اینجور که می‌خوام همین ارتباطات اندک هم دیگه نباشن. من با سگ سیاه افسردگی دشمنی ندارم؛ دل تنگش هم هستم درواقع.
فک میکنم اگه به اون حد اعلای از تنهایی نرسم اون فضای امنم رو بدست نمی‌آرم. نفرین نکن مادر، میگذره.
حتی انقلابی هم نیستی تا بخوام در این بین ببوسمت،
متاسفانه خیلی حافظه‌م ضعیفه
خاطرم نمی‌مونه کنارم نموندی خاطرم نمی‌مونه نگاهت بی‌تفاوت بود خاطرم نمی‌مونه متاسف نبودنت خاطرم نمی‌مونه خاطرم نمی‌مونه و کاش بمیرم.
یک دانه مشق می‌خوام بنویسم هزار بار تو خاطرم میای. رفرنسِ عزیزم استی ولی قلب‌م رو اِشکستی عزیز،