پَریما
Photo
شاهد دو قطب از این روزها:
و اینکه میگن همه کنار هم زیبان؟ فکر نمیکنم جان (:
و اینکه میگن همه کنار هم زیبان؟ فکر نمیکنم جان (:
Forwarded from عین الدوله
سرکلاس به اساتید میگفتیم بسه دیگه انقدر حرف نزنید و خسته نباشید، ول نمیکردن و باز حرف میزدن. الانکه داریم بهشون میگیم لطفا حرف بزنید و اعتصاب کنید، حرف نمیزنن.
میدونی
وسط غصه و درددل آدما نمیشه بیای از دردی که به دل خودت افتاده بگی. نمیشه غصه خودت رو یادآور بشی. نمیشه هم غمخوار باشی هم غمدار. نمیشه ولی کجای این دنیا حق بوده که حالا بخواد باشه؟
#برایدخترکانهمکیشوهممیهنم
#برایشوقصداتانآنجاکهداشتیدعهدوسوگندآگاهیفریادمیکردید
#برایقومهمیشهمظلومهزاره
#برایمهساوهمهدخترانیکهدروطنخودغریبکشتهشدند
وسط غصه و درددل آدما نمیشه بیای از دردی که به دل خودت افتاده بگی. نمیشه غصه خودت رو یادآور بشی. نمیشه هم غمخوار باشی هم غمدار. نمیشه ولی کجای این دنیا حق بوده که حالا بخواد باشه؟
#برایدخترکانهمکیشوهممیهنم
#برایشوقصداتانآنجاکهداشتیدعهدوسوگندآگاهیفریادمیکردید
#برایقومهمیشهمظلومهزاره
#برایمهساوهمهدخترانیکهدروطنخودغریبکشتهشدند
دلم برای دنیائی که ساخته بودم تنگ شده. جوانتَرَک که بودم شبهام فقط به خیال میگذشت. آن وقتها خوشترین دخترک همان حوالی بودم.
Forwarded from A drop of silence
ما فرزندان انقلاب نبودیم، ما نان بودیم. نان داغی که لقمهی چپ سران حکومت شدیم. تکهپارهمان کردند و خوردند و پاشیدند.نه، چه میگویم؟ انگار که در این خلقت اضافه بودیم.ما را مصرف جامعهمان نکردند،ما را اسراف کردند،پخشمان کردند که بر سفرهی خودمان ننشسته باشیم، که هیچکداممان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویتمان را به لجن کشیدند که حتی در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیهی مردم زندگی کنیم. دلم میخواست موهام سیاه نبود، سبیلم سیاه نبود، آروارههای بزرگ میداشتم، با موهای بور، از یک نژاد برتر که احساس غریبی نکنم، خارجی نباشم و فکر کنم که اینجا هم سرزمین من اس چرا همیشه یک جای زندگی گندیده است، و کاری هم نمیشود کرد ؟
- عباس معروفی
- عباس معروفی
Forwarded from لحظهای بحرانی وسط ناکجا آباد.
کاش یه انسان شنوای کوچک و تاشو داشتم. تا درباره کتابها، داستانها و فیلمها اینقدر صحبت کنیم تا بمیریم.
لحظهای بحرانی وسط ناکجا آباد.
کاش یه انسان شنوای کوچک و تاشو داشتم. تا درباره کتابها، داستانها و فیلمها اینقدر صحبت کنیم تا بمیریم.
اگر کوچکی و تاشو بودن شرط لازم نیست راستش همین حالا هم دارم این قند مکرر رو،
لحظهای بحرانی وسط ناکجا آباد.
کاش یه انسان شنوای کوچک و تاشو داشتم. تا درباره کتابها، داستانها و فیلمها اینقدر صحبت کنیم تا بمیریم.
این رو میخواستم فورواد کنم پرایوتم تا یه وقتی برای همون انسان غیرتاشو و بزرگ بفرستمش و اشتباهی اینجا فرستاده شد، پس بیا فال نیک بگیریم تا همین حالا که خاطرم هست شکر کنم و تشکر برای همهی وقتایی که کنارم بودی ازت ممنونم قند 🫂
Forwarded from Ramin Mazhar رامین مظهر (Ramin Mazhar)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
قلبت به جایش نیست، غم داری گل سوری
از اهل این عالم چه کم داری گل سوری
«دیدن» گناه اندکی که نیست میدانم
تو چشمهای متهم داری گل سوری
با تانک، با شلاق، با ساطور میآیند
در جیب خود تنها قلم داری گل سوری
از آبلههای صدایت میتوان فهمید
چی خاطراتی از ستم داری گل سوری
ما «سرگذشت یاس و امید»یم، تنهاییم
حق زیادی بر سرم داری گل سوری
افتادهای بین خیابانی پر از فریاد
با گریه میگویند دم داری گل سوری
مکتب، امید، آینده، تن، نان، کار، آزادی…
از اهل این عالم چه کم داری گل سوری
رامین مظهر
از اهل این عالم چه کم داری گل سوری
«دیدن» گناه اندکی که نیست میدانم
تو چشمهای متهم داری گل سوری
با تانک، با شلاق، با ساطور میآیند
در جیب خود تنها قلم داری گل سوری
از آبلههای صدایت میتوان فهمید
چی خاطراتی از ستم داری گل سوری
ما «سرگذشت یاس و امید»یم، تنهاییم
حق زیادی بر سرم داری گل سوری
افتادهای بین خیابانی پر از فریاد
با گریه میگویند دم داری گل سوری
مکتب، امید، آینده، تن، نان، کار، آزادی…
از اهل این عالم چه کم داری گل سوری
رامین مظهر
چطور میگویید دنیا کوچک نیست؟ حالا نه من و نه اندوهِ بودنم در این دنیا جای نمیشویم.