هر وقت زنگ زدیم کارتهای اعتباری/شناسایی گفتن داداش ما این کنج افتادیم، شاید اون موقع علم پیشرفت کرده باشه.
داره چیزهایی که ارزشی داشتند برام، مسخره جلوه میکنن و نمیدونم چطور ازش گذر کنم.
سالها پیش جملهای خوندم که «به خاطر کس دیگری ارزشهات رو زیر پا نذار که اگر روزی اون فرد رو نداشتی میمونی تو و یک منِ بیارزش»
حالا در ملاقات با منِ جدید اینها حاصل شده. پسرفته یا چی نمیدونم. فقط کاش بپذیرم و باور کنم ارزشهای نو، ارزش این گذار رو دارند.
حالا در ملاقات با منِ جدید اینها حاصل شده. پسرفته یا چی نمیدونم. فقط کاش بپذیرم و باور کنم ارزشهای نو، ارزش این گذار رو دارند.
ادگار گفت وقتی حرف نمیزنیم، غیرقابل تحمل میشویم و وقتی زبان میگشاییم، همچون احمقها به نظر میرسیم.
سرزمین گوجه های سبز
سرزمین گوجه های سبز
یک خشمی رو در آخرهای ذهنم حس میکنم. شاید فقط نارضایتی هست ولی دارم اذیت میشم.