پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
چیزی را مطمئن می‌نویسم. چند باره که میخوانمش، نقطه آخرش را علامت سوال میکنم. این طور مطمئن‌تر است.
چیزهای کوچکی بودند که غمگین‌م می‌کردند حالا ذره‌ای اهمیت ندارند و همین‌ها چیزهای کوچکی هستند که خوشالم می‌کنند.
روز آخر بهار رفتم ترنجستان.
[ امروز آمدم کلاژش کنم زد سامر. کاش تابستون آرومی باشی بوس به لپ‌هات.]
یک دانه کاکتوس بین هزارتا جوجه‌تیغی که بغل می‌خواستن. [ ایده‌ها چرا اینقدر تکراری؟]
اینقدر بامزه که دلم میخواد برای هر بچه‌ای بخونم‌ش 💘
از اینام (,,:
این رو در خابگا ببینید.
Forwarded from Attic. (Hadis)
این همان ضعفی است که به همه‌ی ما کم و بیش نرمی می‌بخشد و لذت‌بخش هم هست و مدد می‌کند تا دنیا تحمل‌پذیر شود، این ضعف دربرابر ِزیبایی است.

آدم اول- آلبر کامو
Audio
امروز از « کردهای دانشکده با هم کردی حرف میزنند و من اینجا دل برام نمانده» رسیدم به « چطور در سه روز کردی بیاموزم».
یک دختر یزدی هم همیشه میاد اتاق ما تا موهاش رو براش ببافم و من دلم میخواد هر دفعه بگم اشتباه شد باز میکنم دوباره می‌بافم خب؟
اتاق خودمونم که همه بچه محلای امام رضاین و خلاصه مایم لهجه گرفتیم.
آی که دلم میخواد بشینم قصه ببافم. هیچ حوصله این درس آخری رو ندارم و اینقدر 🤏🏾 تا بیخیال همه چیز شدن فاصله دارم. اصن دلم یه دوست کرمونی میخواد اون بشینه برام قصه ببافه. تازه آدم هم نیستم و هی دلم میخواد از یه سوراخ چند بار گزیده شم. خدا جون یه لگد به این بنده‌ی خرت بزن تو رو امام حسین.
Forwarded from to feel blue
بازگشت نوستالژیک به گذشته مثل خوردن آب دریاست وقتی داری از تشنگی هلاک می‌شی. فقط تشنه‌ترت می‌کنه و نفرت‌انگیزه.

>هرچه باداباد، استیو تولتز
Forwarded from تسكر تبكي
به کسی که غرق شده لبخند میزنی و غرق بودنش را فراموش می کند و سعی میکند روی آب راه برود .
به گم شده لبخند میزنی و راه ش را به یاد می آورد و با چشمانی بسته بر می گردد
به کسی که ترسیده لبخند می زنی و روی پلک های هیولا می خوابد
به خودت لبخند می زنی و اشکی سرازیر می شود که دنیا با آن ستاره های کثیفش را می شوید.💙
هر اتفاق ناخوشی رو به تو ربط میدم و فکر می‌کنم برام بد شانسی می‌آری؛ این تنها حربه‌ای هست که میتونم باهاش ازت دور بمونم.
اصلا این چیزی هست که بشه آدم عبرت ازش بگیره؟ یا باید یادش بگیرم؟ سلولای خاکستری نموندن برام یاد میگیرم اما فراموش می‌کنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دل، تنگ شما بود خواستیم به وصالی بگشودن که نشد. قول‌ها دادیم که بیاییم شما و دوستان را یکجا ببینیم که نشد. التماس دعاها رو جمع کردیم دریغ از اینکه هنوز میزبان نداریم. الطاف شما انکار کردنی نیست ما درک‌مان نمیشه. هیچی آقا آمدیم بگیم عزیزمان را خاک کردیم و عقده‌ها بر دل آمدیم. آقا جان یک وقتی این آمدن و وصال را میسر کردی که عید شده و جملگی کالای نو بر تن، شیرینی به دهان، ما گریان چشم؟ آقا ما خجالت می‌کشیم.



[تولد امام رضا بود. در ادامه‌ی همان آدم به‌موقع نبودن و اینها. عذر تقصیر از دراکولا که دیدن رویکش به دل‌مان ماند]