La bande sonore de la vie.
Voice message
کاش جمعهام به زیبایی این قطعه بود.
خلاص شدن را معنای رهایی و پایان است. ما هم یک وقتی استفادهش میکنیم که هر دو معنی را بده... به پایانی برسی که رها شی.
و آخرینِ پایانها و رهاشدنها کدام است؟
احسنت اسماعیل، مردن.
باز یک طویل نطق کردیم که بگیم خلاص شدیم. از نوع مردنش
و آخرینِ پایانها و رهاشدنها کدام است؟
احسنت اسماعیل، مردن.
باز یک طویل نطق کردیم که بگیم خلاص شدیم. از نوع مردنش
چیزی را مطمئن مینویسم. چند باره که میخوانمش، نقطه آخرش را علامت سوال میکنم. این طور مطمئنتر است.
چیزهای کوچکی بودند که غمگینم میکردند حالا ذرهای اهمیت ندارند و همینها چیزهای کوچکی هستند که خوشالم میکنند.
امروز از « کردهای دانشکده با هم کردی حرف میزنند و من اینجا دل برام نمانده» رسیدم به « چطور در سه روز کردی بیاموزم».
یک دختر یزدی هم همیشه میاد اتاق ما تا موهاش رو براش ببافم و من دلم میخواد هر دفعه بگم اشتباه شد باز میکنم دوباره میبافم خب؟
آی که دلم میخواد بشینم قصه ببافم. هیچ حوصله این درس آخری رو ندارم و اینقدر 🤏🏾 تا بیخیال همه چیز شدن فاصله دارم. اصن دلم یه دوست کرمونی میخواد اون بشینه برام قصه ببافه. تازه آدم هم نیستم و هی دلم میخواد از یه سوراخ چند بار گزیده شم. خدا جون یه لگد به این بندهی خرت بزن تو رو امام حسین.
Forwarded from to feel blue
بازگشت نوستالژیک به گذشته مثل خوردن آب دریاست وقتی داری از تشنگی هلاک میشی. فقط تشنهترت میکنه و نفرتانگیزه.
>هرچه باداباد، استیو تولتز
>هرچه باداباد، استیو تولتز
Forwarded from تسكر تبكي
به کسی که غرق شده لبخند میزنی و غرق بودنش را فراموش می کند و سعی میکند روی آب راه برود .
به گم شده لبخند میزنی و راه ش را به یاد می آورد و با چشمانی بسته بر می گردد
به کسی که ترسیده لبخند می زنی و روی پلک های هیولا می خوابد
به خودت لبخند می زنی و اشکی سرازیر می شود که دنیا با آن ستاره های کثیفش را می شوید.💙
به گم شده لبخند میزنی و راه ش را به یاد می آورد و با چشمانی بسته بر می گردد
به کسی که ترسیده لبخند می زنی و روی پلک های هیولا می خوابد
به خودت لبخند می زنی و اشکی سرازیر می شود که دنیا با آن ستاره های کثیفش را می شوید.💙