Forwarded from فعلا هیچی... (Latife)
گفت: آداب سفر آن است که هرگز از قدم نایستی تا دلت آرام گیرد. آن جا که دل آرام گرفت، مقصد است...
تذکرهٔ الاولیاء عطار
تذکرهٔ الاولیاء عطار
از هر چیز فقط چیزکی بردارم. جیب های مخملم رو پر کنم و عینک بی شیشه بزنم. جاده گز کنم.
Forwarded from کتابخانه بابل
«فوتوتاکسی پدیدهایه که یه موجودی ناخودآگاه به سمت نور جذب میشه یا ازش دور میشه. بیدها فوتوتاکسی مثبتن. به سمت نور جذب میشن.»
«چرا؟»
«هیچ کس دقیقاً نمیدونه. میگن بیدهای مهاجر از آسمون شب برای مسیریابی استفاده میکنن. اونا نورهای آسمون رو دنبال میکنن.»
«اما اونا همهش دور یه چراغ توی خیابون پرواز میکنن.»
«اونا از ماه به عنوان راهنما استفاده میکنن. به سمتش پرواز میکنن اما هیچ وقت انتظار ندارن بهش برسن. و وقتی که به یه چراغ یا آتیش بر می خورن، قاطی میکنن. فکر میکنن که این ماهه.»
📖 #کلمههای_آبی_تیره
👤 #کت_کرولی
@Library_of_Babel
«چرا؟»
«هیچ کس دقیقاً نمیدونه. میگن بیدهای مهاجر از آسمون شب برای مسیریابی استفاده میکنن. اونا نورهای آسمون رو دنبال میکنن.»
«اما اونا همهش دور یه چراغ توی خیابون پرواز میکنن.»
«اونا از ماه به عنوان راهنما استفاده میکنن. به سمتش پرواز میکنن اما هیچ وقت انتظار ندارن بهش برسن. و وقتی که به یه چراغ یا آتیش بر می خورن، قاطی میکنن. فکر میکنن که این ماهه.»
📖 #کلمههای_آبی_تیره
👤 #کت_کرولی
@Library_of_Babel
«پرندهها که میمیرند کوچک میشوند، قناریها بخصوص -پرهاشان چه زود کنده میشود- آنقدر کوچک که باورت میشود میتوانسته است از میان میلهها بپرد و نپریده. آدمها هم کوچک میشوند، آنقدر که... به کجا بروند؟»
_____ هوشنگ گلشیری که امروز سالمرگ اوست.
_____ هوشنگ گلشیری که امروز سالمرگ اوست.
میشه به من بگید برو مشقهات رو بنویس دخترک بدبخت؟ چون دیگه همین فردا ارائه ست و من دارم با دوست خیالیم چرخ چرخ میکنم.
Forwarded from ژو (JΛVΛD)
احساس میکنم یکچیزی را جا گذاشتم برای تو، یا برای خودم. احساس میکنم حرفی بود که نزدم. شعری بود که نخواندم. بیشتر که فکر میکنم. انگار همهچیزم را جا گذاشتم. انگار از شوق رسیدن گلهایم را به باد سپردم. آنقدر به این نبودنم، نبودنت، به این شاخههایی که صورتم را زخمی میکنند عادت کردهام که فراموش کردهام اینگونه نیست. اینطور نباید برسیم. باید لمسکنیم، بو کنیم. مثل تمام ماهیهای برکه. مثلابرهای پفکی.