Forwarded from هرچی جز این.
عمیقترین نیازی که حالا دارم شب زود خوابیدن و سحرخیزیه.
شما هم یک آبان میشناسید که دارد قندوارگی را کامل کرده و به مرحله نبات میرسه؟
Forwarded from زنِ گورستان آلیس کمپ
.
زیباییِ تو، خسرانِ من است. من به حسرت و خسرانام از زیباییِ نیامدهات بر من. زیباییِ نریختهات بر اندامم. مِی که ننوشیدهایم از لبانِ هم.
نگارهها از رباعیات خیام، ترجمهی فیتز جرالد:
Adelaide Hanscom, Dodge Publishing, NY, 1905
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
زیباییِ تو، خسرانِ من است. من به حسرت و خسرانام از زیباییِ نیامدهات بر من. زیباییِ نریختهات بر اندامم. مِی که ننوشیدهایم از لبانِ هم.
نگارهها از رباعیات خیام، ترجمهی فیتز جرالد:
Adelaide Hanscom, Dodge Publishing, NY, 1905
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
اتفاق های مبارک و خوش کاش وقتی بیوفتن که فقط همان مبارکی و خوشی ازشان بمانه.
دورههای فراموشیم شروع شدند. فراموشی چیزهای کوچک در روز
مثلا تلفنم را شارژ کنم
در رو قفل کنم
به دستام مرطوب کننده بزنم
دوستان سلام با لبخند میدن و من فقط سر تکان میدم.
یادم میرن چون چیزهای دیگه ای دارند خفهام میکنند.
مثلا تلفنم را شارژ کنم
در رو قفل کنم
به دستام مرطوب کننده بزنم
دوستان سلام با لبخند میدن و من فقط سر تکان میدم.
یادم میرن چون چیزهای دیگه ای دارند خفهام میکنند.
دارم میشکنم از این همه درد. جان نازکم را طاقت اینها نیست. اگه رسیدن روزهای روشنتر هم دروغ نبود، خبرتون میکنم.
چند شب پیشتر میگفت: دیدید من دعا کردم فلان شد؟ گفتم: من رو هم دعا کن فلان بشه. صبحش فلان شده بود ✨
امشب غم ها فراموش است خداجان.
امشب غم ها فراموش است خداجان.
ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیم
این نیست مزد رنج من و باغبانیم
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانیم
گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانیم
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم
با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانیم
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانیم
ای گل بیا و از چمن طبع شهریار
بشنو ترانه غزل جاودانیم
شهریار
این نیست مزد رنج من و باغبانیم
پروردمت به ناز که بنشینمت به پای
ای گل چرا به خاک سیه می نشانیم
دریاب دست من که به پیری رسی جوان
آخر به پیش پای توگم شد جوانیم
گرنیستم خزانه خزف هم نیم حبیب
باری مده ز دست به این رایگانیم
تا گوشوار ناز گران کرد گوش تو
لب وا نشد به شکوه ز بی همزبانیم
با صد هزار زخم زبان زنده ام هنوز
گردون گمان نداشت به این سخت جانیم
یاری ز طبع خواستم اشکم چکید و گفت
یاری ز من بجوی که با این روانیم
ای گل بیا و از چمن طبع شهریار
بشنو ترانه غزل جاودانیم
شهریار