پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
الان میتونم برای یه بشقاب دلمه‌ی نداشته‌ام گریه کنم.
وای من رفتم خونه برگای مو داشتن داد میزدن بیا منو دلمه کن همه کر شده بودن 💘

[بقچه‌های براق از سلطان خوش‌طعام]
پَریما
الان میتونم برای یه بشقاب دلمه‌ی نداشته‌ام گریه کنم.
حالا؟
برای درد دندون
برای تکلیف نصفه
برای دیر رسیدن به کلاس با همه بدو بدوها
برای خواب
خستگی
مشکلات هورمونی
میان ترم سخت
توضیح دادن به هزار نفر برای همه‌ی اینا
و بازم گشنگی.
عزت نفسم اجازه نمیده بیشتر اینها چیزی بگم بر من ببخشید.
گفت: رسیدن بخیر.
گفتم: اصلا بخیر نبود.
در توضیح در می‌مانم. جان میکنم یک چیزکی از دهانم در می‌آد.
گفت: فقط بخاطر همین؟
همین که خیری درش نبود را بپذیر حالا بیام به تفصیل بگم چرا و چطور که یک گریه هم بکنم؟ ولم کن
چقد سخیف شدم مادر.
Forwarded from هرچی جز این.
عمیق‌ترین نیازی که حالا دارم شب زود خوابیدن و سحرخیزیه.
شما هم یک آبان می‌شناسید که دارد قندوارگی را کامل کرده و به مرحله نبات می‌رسه؟
.

زیباییِ تو، خسرانِ من است. من به حسرت و خسران‌ام از زیباییِ نیامده‌ات بر من. زیباییِ نریخته‌ات بر اندامم. مِی که ننوشیده‌ایم از لبانِ هم.


نگاره‌ها از رباعیات خیام، ترجمه‌ی فیتز جرالد:
Adelaide Hanscom, Dodge Publishing, NY, 1905


.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
منِ کوچکِ دور، صبوری کن که روزهای روشن‌تر هم می‌آن.
اتفاق های مبارک و خوش کاش وقتی بیوفتن که فقط همان مبارکی و خوشی ازشان بمانه.
آدم که غریبی کنه، حرف‌هاش رو به کی میزنه؟
دوره‌های فراموشیم شروع شدند. فراموشی چیزهای کوچک در روز
مثلا تلفنم را شارژ کنم
در رو قفل کنم
به دستام مرطوب کننده بزنم
دوستان سلام با لبخند میدن و من فقط سر تکان میدم.
یادم می‌رن چون چیزهای دیگه ای دارند خفه‌ام می‌کنند.
دارم می‌شکنم از این همه درد. جان نازکم را طاقت اینها نیست. اگه رسیدن روزهای روشن‌تر هم دروغ نبود، خبرتون میکنم.