دلم میگیره موسیقی های اینقدر قشنگ و قدیمی کیفیتی که باید رو ندارند. دیگه اون آواز های زیبا با همچون صداهایی بازخوانی میشند؟ اگه بشن همون حس قشنگ نوستالژی رو دارند؟ اگر نه حیف نیست؟
بازی جدید کائنات باهام:
هر چی نظرسنجی جواب بدی، جواب پنجا پنجا میشه... حس مصخرفی که باعث منحل شدن این وری یا اون وری شدن قضیه شدی ((؛
هر چی نظرسنجی جواب بدی، جواب پنجا پنجا میشه... حس مصخرفی که باعث منحل شدن این وری یا اون وری شدن قضیه شدی ((؛
دخترک، به حرف زدن ادامه میدهد. وقت حرف زدن، چیزی به زبان چسبیده است. دخترک گمان میکند که حقیقت است که به زباناش چسبیده. درست مثل هسته گیلاسی که قرار نیست از گلویش پایین برود. تا وقتی که صدا در گوشاش هست، به انتظار حقیقت خواهد نشست. اما دخترک فکر میکند که وقتی صدایش خاموش شود، همهچیز به گونهای خواهد شد که گویی دروغ بوده است. چرا که حقیقت در گلویش خفه شده است. از آن سبب که دهاناش را یارای بیان حرفهایش نبود و ناگزیر آنها را میخورَد.
سرزمین گوجههای سبز
سرزمین گوجههای سبز
همونجا که فکر میکنم دیگه شدم آن نه گوی اعظم، یکهو چیزی میوفته رو دامنمون که بله بله حتما اصلا زحمتی نیست.
دلم تنگته ولی وقتی مابین وصال و فراقت فقط قد یه نفس راحت کشیدنه، ترجیحم دوری هست. دوری، بیکه مدام ترک کردن در پیاش باشه.
پَریما
دلم تنگته ولی وقتی مابین وصال و فراقت فقط قد یه نفس راحت کشیدنه، ترجیحم دوری هست. دوری، بیکه مدام ترک کردن در پیاش باشه.
خاک بر دهان یاوهگو؟ خب بلد نیستم زن
منظور که فاصله دیدارت و بودنت و بعد رفتنت، اینقدری کوتاهه که نمیتونم مدام این ترک کردنها رو تحمل کنم. درست؟
منظور که فاصله دیدارت و بودنت و بعد رفتنت، اینقدری کوتاهه که نمیتونم مدام این ترک کردنها رو تحمل کنم. درست؟
پَریما
الان میتونم برای یه بشقاب دلمهی نداشتهام گریه کنم.
حالا؟
برای درد دندون
برای تکلیف نصفه
برای دیر رسیدن به کلاس با همه بدو بدوها
برای خواب
خستگی
مشکلات هورمونی
میان ترم سخت
توضیح دادن به هزار نفر برای همهی اینا
و بازم گشنگی.
برای درد دندون
برای تکلیف نصفه
برای دیر رسیدن به کلاس با همه بدو بدوها
برای خواب
خستگی
مشکلات هورمونی
میان ترم سخت
توضیح دادن به هزار نفر برای همهی اینا
و بازم گشنگی.
گفت: رسیدن بخیر.
گفتم: اصلا بخیر نبود.
در توضیح در میمانم. جان میکنم یک چیزکی از دهانم در میآد.
گفت: فقط بخاطر همین؟
همین که خیری درش نبود را بپذیر حالا بیام به تفصیل بگم چرا و چطور که یک گریه هم بکنم؟ ولم کن
گفتم: اصلا بخیر نبود.
در توضیح در میمانم. جان میکنم یک چیزکی از دهانم در میآد.
گفت: فقط بخاطر همین؟
همین که خیری درش نبود را بپذیر حالا بیام به تفصیل بگم چرا و چطور که یک گریه هم بکنم؟ ولم کن
Forwarded from هرچی جز این.
عمیقترین نیازی که حالا دارم شب زود خوابیدن و سحرخیزیه.
شما هم یک آبان میشناسید که دارد قندوارگی را کامل کرده و به مرحله نبات میرسه؟
Forwarded from زنِ گورستان آلیس کمپ
.
زیباییِ تو، خسرانِ من است. من به حسرت و خسرانام از زیباییِ نیامدهات بر من. زیباییِ نریختهات بر اندامم. مِی که ننوشیدهایم از لبانِ هم.
نگارهها از رباعیات خیام، ترجمهی فیتز جرالد:
Adelaide Hanscom, Dodge Publishing, NY, 1905
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.
زیباییِ تو، خسرانِ من است. من به حسرت و خسرانام از زیباییِ نیامدهات بر من. زیباییِ نریختهات بر اندامم. مِی که ننوشیدهایم از لبانِ هم.
نگارهها از رباعیات خیام، ترجمهی فیتز جرالد:
Adelaide Hanscom, Dodge Publishing, NY, 1905
.
.
@alyscamps | زنِ گورستان آلیس کمپ
.