پَریما
خدا جان اگه حبیبات ر دوس داری، سر صپی پخششون نکن که اونام پاره نرن.
کاربر گرامی گنده گوزی کرده و در محضر عیلمک چیشمکهای مادرش خود را یک میزبان خوشرو نشان میدهد🥰
دعوت شدیم یه مراسمی که ظهرش سفره صلوات و حدیث کساء بود، ناهار که خوردیم تولد قری داشتیم. کنار خانم جلسه ای مون نشستم و دیجی استم.
میدانید که، وقتی کسی گریه می کند چیزی توی فضا باقی می ماند. چیزی نیست که بشود دید، یا بو یا احساسش کرد. یا کشیدش. اما آنجاست.
فعلا خوبم [۳۰۴]
فعلا خوبم [۳۰۴]
Forwarded from The bear that I am (Peyvand)
خدا با اتفاقات با آدم حرف ميزنه.
The bear that I am
خدا با اتفاقات با آدم حرف ميزنه.
یک جوری هیچی رو روال نیست که انگار خدا دیگه همه حرفاش و زده و رفته.
یکم دعام میکنید عزیزکای قند؟
یکم دعام میکنید عزیزکای قند؟
موسیقی زیبایی، یادآور روزهای بدی شده برام. از کجا بفهمیم ممکنه خوب پیش بره؟
قشنگهامون رو کِی پلی کنیم؟
قشنگهامون رو کِی پلی کنیم؟
همینطور درازکش مراسم رقص شبانه را به جا آورده و به استقبال مهمانی خدا و شروع کلاسای هشت صبح و استرسهای عزیز میرم.