البته هر کاری هم کنم و به روش های مختلف حرف بزنم و بخندم اون ردیف پایین اصن پیدا نیست :,,,)
سو صبر میکنیم بالاییا هم که برداشته شدن جواب همه خلق رو با لبخند میدم ✨
سو صبر میکنیم بالاییا هم که برداشته شدن جواب همه خلق رو با لبخند میدم ✨
پَریما
از آخرین نقاشیام دو سال میگذرد و حالا مثل یک ناتوان ماندهم مدادرنگی را چطور دست بگیرم. برای ریپلای های بعدی، اگر نتیجه رضایت بخش بود_
دست و دلم نمیره و انگار قراره نیم میلیون سال طول بکشه 🚶🏻♀️
آهنگی که پست کرده بودم، یه آهنگ از سازمان پیکار در راه آزادی طبقه کارگر بوده گویا 🥲 و نمیدونم چطور اصلا داشتمش.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
ولی هنوز عزیزِ دلِ کوچکِ من هستی
که عزیزِ دلِ کوچکِ من خواهیماند.
که عزیزِ دلِ کوچکِ من خواهیماند.
کلاس اول که بودم یک دختری هر روز اصرار داشت که یک مداد جادویی داره که مشقهاشو براش مینویسه و هر چقدر هم تراشش کنه اون تموم نمیشه. میدونستم منطقی نیست ولی دلم میخواست باورش کنم. هیچ وقت نمیتونستم ( و نمیتونم هم) دلیلی برای راست نگفتن آدما پیدا کنم.
بعضی از بچهها سوال پیچش میکردن باقی هم تخمشون بود. چیزی که من دلم میخواست ازش بپرسم این بود که اگه مدادشو نصف کنه، باز هم اون رشد میکنه؟
دلم اون نصفه مداد جادویی رو میخواست.
بعضی از بچهها سوال پیچش میکردن باقی هم تخمشون بود. چیزی که من دلم میخواست ازش بپرسم این بود که اگه مدادشو نصف کنه، باز هم اون رشد میکنه؟
دلم اون نصفه مداد جادویی رو میخواست.
Forwarded from تسكر تبكي
فهمیدم وقتی که کسی بیشتر از یه بار من رو ناراحت کنه یا کاری کنه که اذیت بشم، درونم نسبت به اون یه حائل هایی ساخته میشه و یه دفعه به جایی میرسم که نمی تونم با اون طرف مقابل صحبت کنم و یا در مورد خودم چیزی بهش بگم ، و این یکی از سخت ترین احساسات دنیاست که نسبت به یکی بی احساس باشم ولی مجبور باشم باهاش صحبت کنم
تسكر تبكي
فهمیدم وقتی که کسی بیشتر از یه بار من رو ناراحت کنه یا کاری کنه که اذیت بشم، درونم نسبت به اون یه حائل هایی ساخته میشه و یه دفعه به جایی میرسم که نمی تونم با اون طرف مقابل صحبت کنم و یا در مورد خودم چیزی بهش بگم ، و این یکی از سخت ترین احساسات دنیاست که نسبت…
میدونی؟ مگه آدم چقدر حرف برا گفتن داره که اینجوری همهشون به بنبست بخورن؟ میخوای این حرفو بزنی میبینی این در رو قبلا بستی، اون یکی بحث، اونم بسته شده که. آخر میمونی اصلا دیگه چیزی مونده؟
این ترس که دیگه هیچ پل ارتباطی نداری ولی ارتباط رو باید حفظ کنی... وحشتناکه.
این ترس که دیگه هیچ پل ارتباطی نداری ولی ارتباط رو باید حفظ کنی... وحشتناکه.
کلاسای این ترم اینجوریه که:
اونایی که برگزار میشن رو یادم میره، اونایی رو که یادمه کنسل میشن یا استاد کرونا داره یا کلا از کلاس داشتنش خبر نداره.
سهشنبه ها هم که کلا خورده به تعطیلیا
همین طور بریم ببینیم چی میشِد 🚶🏻♀️
اونایی که برگزار میشن رو یادم میره، اونایی رو که یادمه کنسل میشن یا استاد کرونا داره یا کلا از کلاس داشتنش خبر نداره.
سهشنبه ها هم که کلا خورده به تعطیلیا
همین طور بریم ببینیم چی میشِد 🚶🏻♀️
Forwarded from سنت پترزبورگ نشین ساکن شمال (لیلی)
با من باشید با طبیعت زیبای استان گلستان پس از باران و براق شدن همه جا ✨🌿 بوی عیدم که هست و...
نت اینقدر پیپی است ماشالا، یه عکس پروفایل نمیتانیم نیگا کنیم روز عیدی. آهنگ که هیچی
شکر اصن خدای مهربون 💞
شکر اصن خدای مهربون 💞
بعدازظهرای خونمون آروم و پر نور هست. یک جوری که همه انگیزههایی که با فراخی دور شدن، خودشون یکی یکی یاواش یاواش میان میشینن رو دامنت.
پَریما
بعدازظهرای خونمون آروم و پر نور هست. یک جوری که همه انگیزههایی که با فراخی دور شدن، خودشون یکی یکی یاواش یاواش میان میشینن رو دامنت.
شبهاش؟ به سان سگ ناسور بد سیرت که پدرش را کشته باشی.
Forwarded from Poems
باید حرف زد. یک چیزی گفت تا نکند یک دفعه آدم گریهاش بگیرد، آن هم بیصدا. طوری که حتی اگر کسی پهلوی آدم نشسته باشد نشنود.
#هوشنگ_گلشیری
#هوشنگ_گلشیری