پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
امتحان ساعت ۸:۳۰ اینجوریه که نه میشه درست خوابید قبلش نه تایمی برا خوندن میمونه. البته من آلارم گذاشتم خوابیدم 😉 اینکه نشنیدمو چل دیقه خوابهای جالبی دیدم هم میذارم پای تقدیر.
تو بیست دیقه هفتا سوال فاکینگ تشریحی با انواع مثال ها رو فقط تونستم از جزوه عزیزم کپی پیست کنم
شرمنده خودم شدم، قرار بود تقلب نکنم 💔
ولی نیوفتادن ارجح است🤝😌
بعد از امتحان وارد گروه همکاری شدم و گس وات؟ کپی پیست سراسری همه بچه‌ها از همون جزوه من(((((:
زیباست
من. که فک میکنم خیلی به آزمون مسلطم,,,,,,,,:
فرهادِ عزیز، کاش ما هم مثل شما چیزهایی داشتیم تا زمستونو باهاشون سر میکردیم.
وای آره خودشه، همون که این شکلی می‌گفت سلام خوبی
Forwarded from Elham
دقیقا اون‌جایی که محمدیغمایی می‌گه:
"نشسته‌ام وسط زندگی؛
صبور،
غمگین،
امیدوار،
خسته و ادامه‌دهنده...
و ادامه‌دهنده."
از دیروز عصر من یک بدبخت بودم،
از امروز ظهر من یک دلتنگ استم.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
اسم شب:
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شب‌آ سخت شد برات بدون من.
سلام
هنوز امتحانا تموم نشدن. خواسته بودم بعدش برم سفر ولی حینش پیش اومد. نه آماده برای رفتن بودم. نه آماده برای برگشت.
زندگی انگار مدام شده پر از چیزهایی که هیچ وقت به موقع نیستن. قبلش هم، خودم آدم به موقعی نیستم.
یک جایی باید شروع کنم، تردید میکنم.
یک جایی باید مردد باشم، قاطع انجامش میدم.
یک جایی همه رو پس میزنم، که کمک می‌تونه نتیجه رو به سمت درست تغییر بده.
یک جایی به همه میگم دوستشون دارم. یک جایی لال میشم.
آدمِ به موقع بودن حتمی که هنره.

پی نوشت:
تمبرها هم بی موقع اند. یک وقتی که دیگه از موعدش گذشته باشه به دستت می‌رسند.
کس چه داند که چه سان این همه راه آمده ایم؟
رفتن که قشنگ نیست، شما بیشتر بیایید.
تیکه تیکه از چیزهای درستی پیش رومه.
من چی میخوام: یک کل منسجم.
به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رؤیاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم؟

__ رضا براهنی
در غیاب آبی‌ها
به من بگو که کجا می‌روی پس از آن وقت‌ها که رؤیاها تعطیل می‌شوند و ما به گریه رو می‌آوریم؟ __ رضا براهنی •
وقتی خوندمش: آه چه قشنگ فورواردش میکنم.
من: نه الان خیلی خوشالی. این غم داره.
من‌تر: عب نداره. اینقد خوشال استی که شبم تعریف کنی.
شب: دیگه خوشال نیستم.
مگه چن بار در سال « مُجده بده» می‌شنوی از من؟
خبر خوشی که نمی‌دونستم براش چی آواز بخونم. یک لحظه شادش میکردم بعد سنتی پرتحریر بعد چاووشی آخر هم: یه روز خوب میاد (: نیگا به برف رو کوه‌ها میکردم و منتظر بودم برسم خونه.