پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
در انتهای روز آسوده خیالم (:
شما چطور؟
آدم نوستالژی پرستم و یک مشت خاطره شیرین را یکجا حذف کردم. بریم که داشته باشیم عر زدن پیاپی انسان نادم را.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در اضطراب این روزها آدم از کل وجودش بیزار میشه.
از اون عکس تدی دورانداخته شده
از گفتگوها
از همکلاسیام
از خودم که میترسم به بقیه بگم دوسشون دارم
از اینکه عجیب و احمق به نظر برسم
از قورمه‌سبزی
از مسافرت
از اینکه نمیتونم اعلام برائت کنم. از تو، از خودم. از زندگی

متاسفم که با این حال هنوزم چیزایی هستن که امید و شادی میارن.
چطور ادامه بدم.
هرتار که در طره عنبر شکن استش
پیوند نهالی به رگ جان من استش

ترسم ز دماغ دل من دود برآرد
آن دوده که زیب ورق یاسمنستش

می‌سوزدم از آرزوی رنگی و بوئی
با آن که گل و لاله چمن در چمنستش

هست از ورق شرم و حیا دست خودش نیز
زان جوهر جان دور که در پیرهنستش

شیرین همه ناز است ولی ناز دل‌آشوب
از گوشهٔ چشمی است که با کوهکنستش

گفتم که در آن تنگ شکر جای سخن نیست
رنجید همانا که درین هم سخن استش

در سینهٔ گرمم دل آواره در آن کوی
مرغیست که درآتش سوزان وطنستش

هر بنده که گردیده بر آن در ادب آموز
اهلیت سلطانی صد انجمنستش

گر جان رود از تن نرود محتشم از جا
کز لطف تو جانی دگر اندر بدنستش

محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات »
غزل شمارهٔ ۳۲۹
کز لطف تو جانی دگر اندر بدن استش
آبِ رو آتیش؟
دوست که قندک باشه. شعر که محتشم باشه. بستنی که کاسه‌ای باشه🌊
امتحان ساعت ۸:۳۰ اینجوریه که نه میشه درست خوابید قبلش نه تایمی برا خوندن میمونه. البته من آلارم گذاشتم خوابیدم 😉 اینکه نشنیدمو چل دیقه خوابهای جالبی دیدم هم میذارم پای تقدیر.
تو بیست دیقه هفتا سوال فاکینگ تشریحی با انواع مثال ها رو فقط تونستم از جزوه عزیزم کپی پیست کنم
شرمنده خودم شدم، قرار بود تقلب نکنم 💔
ولی نیوفتادن ارجح است🤝😌
بعد از امتحان وارد گروه همکاری شدم و گس وات؟ کپی پیست سراسری همه بچه‌ها از همون جزوه من(((((:
زیباست
من. که فک میکنم خیلی به آزمون مسلطم,,,,,,,,:
فرهادِ عزیز، کاش ما هم مثل شما چیزهایی داشتیم تا زمستونو باهاشون سر میکردیم.
وای آره خودشه، همون که این شکلی می‌گفت سلام خوبی
Forwarded from Elham
دقیقا اون‌جایی که محمدیغمایی می‌گه:
"نشسته‌ام وسط زندگی؛
صبور،
غمگین،
امیدوار،
خسته و ادامه‌دهنده...
و ادامه‌دهنده."
از دیروز عصر من یک بدبخت بودم،
از امروز ظهر من یک دلتنگ استم.
Forwarded from مُصَيِّب گردوهاي من كجان؟ (Ghazaleh Shahrivari)
اسم شب:
بچه... یه روزی ببخش منو اگه شب‌آ سخت شد برات بدون من.
سلام
هنوز امتحانا تموم نشدن. خواسته بودم بعدش برم سفر ولی حینش پیش اومد. نه آماده برای رفتن بودم. نه آماده برای برگشت.
زندگی انگار مدام شده پر از چیزهایی که هیچ وقت به موقع نیستن. قبلش هم، خودم آدم به موقعی نیستم.
یک جایی باید شروع کنم، تردید میکنم.
یک جایی باید مردد باشم، قاطع انجامش میدم.
یک جایی همه رو پس میزنم، که کمک می‌تونه نتیجه رو به سمت درست تغییر بده.
یک جایی به همه میگم دوستشون دارم. یک جایی لال میشم.
آدمِ به موقع بودن حتمی که هنره.

پی نوشت:
تمبرها هم بی موقع اند. یک وقتی که دیگه از موعدش گذشته باشه به دستت می‌رسند.
کس چه داند که چه سان این همه راه آمده ایم؟
رفتن که قشنگ نیست، شما بیشتر بیایید.