پَریما
212 subscribers
381 photos
17 videos
1 file
68 links
رفتنی استیم، بمانیم که چه؟
Download Telegram
Forwarded from Untolds. (Sαrα)
همواره تو این تعارض گیر کردم که دلم نمیخواد هیچوقت کوچک‌ترین حرف و حرکتی حتی غیر عمدی از سمت من هیچ احدی رو ناراحت کنه، در عین حال چجوری باید به کسی که واقعا و عمدا اذیتم میکنه صراحتا بگم "برو بمیر". تازه بازم قراره درگیر باشم که چجوری بگم بمیره ولی ناراحتش نکنم.
پَریما
<unknown> – سپیده رئیس سادات - به یاد پرویز مشکاتیان (192 kbps)
بلند بلند خوندمش و دلم برا خودم سوخت.
امروز با جهان قهریم.
سعدی بخون، بذار یادم بره اینا رو.
Forwarded from انضحاک ضحاک!
پَریما
سعدی بخون، بذار یادم بره اینا رو.
سعدی خواندم، یادم که نرفت ولی سوهان کشید اون همه زبری رو. جا نمیشه تو دلم
کج و کوله شدم، ولی اینقدری نگه‌ش میدارم تا خسته شم. زیادی سنگینی کنه، بعد رهاش کنم.
Forwarded from Frieden.(سپزانیا)
داشتم دنبال نون می‌گشتم توی فریزر کیک تولد شکلاتی یخ ‌زده‌ی جاساز شده پیدا کردم. سبحان‌الله. الله‌اکبر. مرگ بر آمریکا. پس چرا ایمان نمی‌آورید؟
Frieden.(سپزانیا)
داشتم دنبال نون می‌گشتم توی فریزر کیک تولد شکلاتی یخ ‌زده‌ی جاساز شده پیدا کردم. سبحان‌الله. الله‌اکبر. مرگ بر آمریکا. پس چرا ایمان نمی‌آورید؟
چیزی که همیشه برامون ثابت میشه همینه:
- خدا حاجت شکمو زود میده
بعد که داد با حانی به هم نگا میکنیم و لبخند می‌زنیم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو زائرسرای حضرت معصومه خوابیدم، ارائه فردا رو حاضر میکنم
صدای تکون خوردنای یه نی‌نی میاد
پتو نرمه و بوی خیلی خوبی میده
افسانه شیرین گوش میدم
محیا رو خوندم
دختر قشنگ پرتلاشم 🫂💞
روزهای روشن‌تری رو برات آرزو میکنم
برای همه‌مون،
شیش ما رو بیدار میکنن
میرم درمونگاه نوبت دندون دارم
ارائه میدم
یه چرخ تو بازار میزنم برمی‌گردم خونه.
گفتم اون قضیه داره خوب پیش میره ولی آدم یه وقتایی هم دلش اندازه یه تیله میشه.
اون شب نوشتم پس چرا صبح نمیشه؟
فرداش نوشتم اون سحر روشن و پرامید گاهی وقتا یکِ ظهره،

بخند محیا 🫂
گریه هم بکنا ولی آخرش بخند، خب؟
جدی من همیشه این پیام اسکل کنایی که میفرستن که گه خوردی پش سر من زر زدی و آبروت رو میبرم و فک کردی چه عنی استی ولی عیدت/یلدات مبارک و تو هم بفرس یکی دیگه رو سکته بده، رو همون اولش متوجه می‌شدم ولی امروز تا خط آخر پیامشو خوندم و جدی فک کردم دختره فهمیده پش سرش حرف زدم🥲💔

حالا من به کی گفته بودم؟ دوستم که اصن ربطی به ما نداشت. اونم در حد اینکه دیگه من باشم با این تیم شم(,,,,,,,,؛
هنوز چیزی ننوشتم. چنتا نقاشی کشیدم چنتا فیلم دیدم یک مقدار گریه کردم و یک عالم حرف‌هامو قورت دادم.



جایی ایستادم که فکر میکنم اگر لمسش نکنم، اگر این تماس ایجاد نشه، این طلسم شکسته نمیشه.
نزدیکتر بیا
روزهام قناس شدند، ماله بکش.
بیا بستر درست رو پیدا کنیم، کارها غلط نیستن.